مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟






 

 

عشق

 

فقط کلماتی نیست که به طور تصادفی گفته میشه

 

در یک لحظه و بدون فکر کردن

 

چیزهاییه که بدون حرف زدن احساس میشه

 

با لبخند زدن با در آغوش کشیدن

 

عشق

 

بعضی وقت ها هرگز نمی آید چون که بی صدا میگذره

 

به دنبال کسی است برای عشق ورزی و دوست داشتن

 

بعضی وقت ها دیر می رسد چون

 

کس دیگری جای اونه

 

عشق مرز و مسافت و مکانی نمی شناسه

 

سنی ندارد و می تونه برسه

 

بین مردم گم شده یا در آوازی به اوج میرسه

 

میان یک خنده میان یک گریه

 

عشق . یعنی بخشیدن همه چیز بدون سرزنش کردن و فراموش کردن

 

برای از نو شروع کردن یعنی چیزی نگفتن و در سکوت راه رفتن

 

یعنی فداکاری کردن بدون چشمداشت






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : عشق،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 10 فروردین 1398

 

در افسانه ها آمده است كه روزی سلیمان نبى مورچه ای را 

در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاک های پایین کوه بود.

از او پرسید: چرا این همه سختی را متحمل می شوی؟

مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به

 وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او می خواهم این کوه را جابجا کنم.

حضرت سلیمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی 

نمی توانی این کار را انجام بدهی.

مورچه گفت: "تمام سعی ام را می کنم!"

سلیمان که بسیار از همت و پشتکار مورچه خوشش آمده بود 

به اذن خدا برای او کوه را جابجا کرد.

مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدایی را شکر می گویم که در راه  

عشق، پیامبری را به خدمت موری در می آورد...






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : عشق، پیامبری را به خدمت موری در می آورد،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
سه شنبه 21 اسفند 1397

موری پرسید:

می‌توانم بیشترین و بهترین چیزی را که از این بیماری می‌آموزم به تو بگویم؟

گفتم:

چه چیزی؟

موری گفت:

مهمترین چیز در زندگی این است که یادبگیری چگونه به دیگران عشق بورزی و بگذاری که دوستت بدارند.

صدای او به نجوا تبدیل شده و ادامه داد: ما فکر می‌کنیم که سزاوار عشق نیستیم. فکر می‌کنیم اگر بگذاریم عشق به درون ما وارد شود، نرمش زیادی از خود نشان داده‌ایم. اما از مردِ عاقلی شنیدم که "عشق، تنها کارِ منطقی انسان است".

او با احتیاط جمله را تکرار کرد و برای اینکه بر تأثیر آن بیفزاید، مکثی کرد و گفت:

عشق، تنها کارِ منطقی انسان است.

کتاب : سه‌شنبه‌‌ها با موری

میچ آلبوم






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : عشق، تنها کارِ منطقی انسان است،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 17 اسفند 1397

عشق

در جزیره ایی زیبا تمام حواس زندگی می کردن.

شادی...غم...غرور...عشق و...

روزی خبر رسید که به زودی جزیره زیر آب خواهد رفت. همه ساکنین جزیره،قایق هایشان را آماده و جزیره را ترک کردند. اما عشق می خواست تا آخرین لحظه بماند . چون او عاشق جزیره بود.

وقتی جزیره کاملا به زیر آب فرو می رفت،عشق از غرور که با یک کرجی زیبا راهی مکان امنی بود کمک خواست.

غرور گفت:"نه. من نمی توانم تو را با خود ببرم چون تمام بدنت خیس و کثیف شده و قایق زیبای مرا کثیف می کنی"غم در نزدیکی عشق بود . پس عشق به او گفت : اجازه بده تا من با تو بیایم.

غم با صدای حزن آلودی گفت:"آه...عشق.من خیلی ناراحتم و احتیاج دارم تنها باشم".

عشق این بار سراغ شادی رفت و او را صدا زد.

اما او آنقدر غرق شادی و هیجان بود که حتی صدای عشق را هم نشنید.

آب هر لحظه بالا و بالاتر می امد و عشق دیگر ناامید شده بود که نا گهان صدای سالخورده ای گفت:"بیا عشق من تو را خواهم برد".

عشق آنقدر خوشحال شده بود که حتی فراموش کرد نام پیرمرد را بپرسد.و سریع خود را داخل قایق انداخت و جزیره را ترک کردند. وقتی به خشکی رسیدند پیرمرد به راه خود رفت و عشق تازه متوجه شد کسی که نجاتش داده چقدر بر گردنش حق دارد.

عشق نزد عالمی رفت و از او پرسید:"آن پیر مرد که بود؟"

عالم پاسخ داد:"زمان"

عشق با تعجب گفت:"زمان؟؟ اما چرا او به من کمک کرد؟!"

عالم لبخندی زد و گفت:"زیرا تنها زمان قادر به درک عظمت عشق است...!"

نویسنده : کیارش پیرانی





نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : عشق،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 28 دی 1396

حكایت وحدت در عشق

عاشقی به در خانه یارش رفت و در زد. معشوق گفت: كیست؟

عاشق گفت: من هستم « عاشق شما»

معشوق گفت: برو، هنوز زمان ورود خامان و ناپختگان عشق به این خانه نرسیده است. تو خام هستی. باید مدتی در آتش جدایی بسوزی تا پخته شوی، هنوز آمادگی عشق را نداری. عاشق بیچاره برگشت و یكسال در آتش دوری و جدایی سوخت، پس از یك سال دوباره به در خانه معشوق آمد و با ترس و ادب در زد. مراقب بود تا سخن بی ادبانه ای از دهانش بیرون نیاید. با كمال ادب ایستاد.

معشوق گفت: كیست در می زند.

عاشق گفت: ای دلبر دل ربا، تو خودت هستی. تویی، تو.

 معشوق در باز كرد و گفت اكنون تو و من یكی در خانه عشق جا نمی شود. یك « من » بیشتر نیست. دو « من » شدیم به درون خانه بیا.

حالا عشق ما مانند سر نخ است كه اگر دو شاخه باشد در سوزن نمی رود.

گفت اكنون چون منی ای من درآ

نیست گنجایی دو من را در سرا

مثنوی معنوی





نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : مثنوی معنوی، عاشق، عشق،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 15 آبان 1394
چقدر زیبا و رومانتیک است . واقعا الله اکبر . واقعا این همه عشق و محبت از یک سگ و آدم ها ........... واقعا دیدن این ویدئو را توصیه می کنم.





نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : محبت، محبت سگ، عشق، یک داستان رومانتیک،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 29 تیر 1394

مستی ما مســــتی از هر جام نیست             مســـت گشتن کار هر بد نام نیست

ما زجام دوست ، مســـــتی می کنیم            خویش را فارغ زهســـــتی می کنیم

مـــــــی ، پلیدی را زسر بیرون کند            عشـــــق را در جام دل ، افزون کند

چون که ما مستیم و از هستی تهی             کی شود هسـتی ، به مستی منتهی؟

مست ، یعنی : عاشقی بی قید و بند            فارغ از بود و نبود و چون و چند؟

چون و چند از ابلـــــــــهی آید میان            در طریق عاشــــــقی کی می توان؟

مست بود و فکر هســــــــتی داشتن            کوه غــــــــم را از میان ، برداشتن

کی بود کار حســـــــــــاب و هندسه            کی چنین درســـی بود در مدرسه ؟

عاشـــــقی را خود جهان دیگریست           منطق عاشـق همان پیغمــــــبریست

عـــــشق بر عاشق دهد ، دستور را          عقل ، کی فـــــــهمد چنین منظور را

تا نگردی عاشــــــــق از این ماجرا           کی تـــــــــــوانی کرد درک نکته ها؟

فهم عاقل را به عاشق ، راه نیست            چه گویم باز میگــــویی که چیست ؟

باید اول ، ترک هشـــــــــیاری کنی            عشـــــــق را در خویشتن جاری کنی

هر زمان گشتی تو مست جام هستی          خویش را انداخــــــــتی در دام عشق

آن زمان شاید بدانی عشق چیــست           چون کنی درک یکی را از دویــــست


لینک دانلود فایل پاورپوینت





نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : مولانا، عشق، عاشق،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 20 تیر 1394




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
تاریخ روز
به سایت ما خوش آمدید
کلیه حقوق این وبلاگ برای مدیریت و اخلاق محفوظ است