مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟







تأثیر ترس بر سلامت انسان :

شاید یکی از بدترین آثار بدنی ناشی از ترس آسیبی باشد که به قلب و سیستم قلبی عروقی وارد می‌شود. ترس شدید در بلند مدت می‌تواند به مشکلات قلبی جدی منجر شود.

به گزارش سایک نیوز و به نقل از ایسنا، نوشت: دلیل صدا هر چه بوده باشد، آنچه تجربه می‌کنید احساس ترس است. ما می‌دانیم که ترس بر روان ما تأثیر می‌گذارد، اما این احساس به روش‌های مختلف می‌تواند بر سلامت بدن ما اثرگذار باشد.

ناتوانی در کسب آرامش :

مثالی که در ابتدا به آن اشاره شد را دوباره مد نظر قرار دهید. بی تردید، پس از توقف سر و صدا به ندرت پیش می‌آید که احساس آرامش و راحتی بار دیگر به سرعت در شما شکل بگیرد، حتی اگر منبع سر و صدا را کشف کرده باشید. زمانی که بدن واکنش ترس را تجربه می‌کند، کسب آرامش دشوار می‌شود. بدن خود را برای صدایی دیگر یا نیاز دوباره برای واکنش جنگ یا گریز آماده می‌کند که بی تردید کسب آرامش را دشوار می‌سازد. زمانی که احساس ترس شما بسیار قوی یا در بلند مدت ادامه داشته باشد، این شرایط وخیم‌تر نیز می‌شود.

اضطراب و هراس :

اضطراب اغلب مبتنی بر موقعیت است. به عنوان مثال، احساس ترس از ارائه سخنرانی در برابر همکلاسی‌ها می‌تواند به اضطراب و بروز علائمی مانند تعریق کف دست‌ها، ضربان قلب سریع، یا حالت تهوع یا حتی یک اختلال اضطراب منجر شود که می‌تواند در آینده و زمانی که فرد در موقعیتی قرار می‌گیرد که احساس ترس را در وی تقویت می‌کند، خود را در قالب حملات هراس نشان دهد.

سیستم ایمنی ضعیف :

واکنش ترس بدن شامل افزایش سطوح هورمون‌های آدرنالین و کورتیزول می‌شود. مواجهه بلند مدت با این مواد شیمیایی و دیگر هورمون‌های مرتبط می‌تواند اثر منفی بر سیستم ایمنی بدن انسان داشته باشد. تضعیف سیستم ایمنی توانایی آن در مبارزه با عفونت‌ها، ویروس‌ها، یا بیماری‌های دیگر را به همراه دارد. در شرایطی که ترس به صورت مستقیم شما را بیمار نمی‌کند، اما تجربه آن در بلند مدت برای سیستم ایمنی بدن مضر بوده و آن را در برابر میکروب‌ها آسیب پذیر می‌کند.

تقویت غرایز بقا :

هنگام احساس ترس، بدن شرایطی به نام واکنش جنگ یا گریز را تجربه می‌کند. این غریزه اولیه از اجدادمان به ما ارث رسیده است که در مواجهه با یک موجود شکارچی باید برای مبارزه یا فرار تصمیم می‌گرفتند. زمانی که می‌ترسیم، قلب سریع‌تر می تپد و جریان خون از اندام‌های انتهایی، مانند دست‌ها و بینی، به سمت اندام‌های مرکزی هدایت می‌شود تا در زمان مبارزه یا فرار برای حفظ زندگی فعالیت‌های کلیدی بدن همچنان ادامه داشته باشند.

افسردگی :

احساس ترس در بلند مدت می‌تواند نه تنها به اضطراب، بلکه به افسردگی، احساس غم، کج خلقی و خستگی منجر شود. افسردگی ناشی از ترس اغلب در افرادی که این احساسات را به طور منظم تجربه می‌کنند و به نظر می‌رسد نمی‌توانند کاری برای بهبود شرایط انجام دهند، رخ می‌دهد. به عنوان مثال، می‌توانید فردی را در نظر بگیرید که فوبیای استفاده از آسانسور دارد، اما برای حضور در محل کار خود باید هر روز از آن استفاده کند.

فوبیاها :

ترس بلند مدت درباره یک موضوع یا موقعیت خاص می‌تواند در نهایت به یک فوبیا از آن موضوع یا موقعیت منجر شود. تجربیات بد، مانند گزیده شدن توسط یک عنکبوت، می‌تواند به فوبیا منجر شده یا امکان دارد این شرایط بدون دلیل مشخصی شکل بگیرد که می‌توان ترس از پرندگان حتی زمانی که هرگز آسیبی به فرد نرسانده اند را مثال زد. فوبیاها می‌توانند به سرعت گسترش یابند و فرد نه تنها از یک نوع خاص عنکبوت، بلکه از تمام عنکبوت‌ها و در نهایت حتی تمام حشرات بترسد.

آسیب قلبی :

شاید یکی از بدترین آثار بدنی ناشی از ترس آسیبی باشد که به قلب و سیستم قلبی عروقی وارد می‌شود. ترس شدید در بلند مدت می‌تواند به مشکلات قلبی جدی منجر شود. قلب تحت تأثیر سطوح بالای هورمون‌های استرس با کار و تنش بیشتر مواجه می‌شود و پس از مدتی دیگر نمی‌تواند عملکرد درست خود را ارائه کند. از آنجایی که این اتفاق در بلند مدت رخ می‌دهد، همواره فرصت برای معکوس کردن آسیب پیش از آن که جدی شود، وجود دارد.

عدم اعتماد به نفس :

ترس پایدار و بلند مدت می‌تواند کاهش اعتماد به نفس را در پی داشته باشد. این شرایط نه تنها می‌تواند به از دست دادن فرصت‌ها منجر شود، بلکه خطر ابتلاء به افسردگی و اضطراب را نیز افزایش می‌دهد.

سهل انگاری :

ترس می‌تواند افراد را از انجام کارهایی که ممکن است برای آنها خوب باشد، باز دارد. نه تنها ممکن است فرد رویدادهای مرتبط با سلامت مانند انجام معاینات پزشکی را نادیده بگیرد، بلکه امکان دارد از حضور در جمع دوستان و اعضای خانواده و فعالیت‌های دیگر که برای بهزیستی انسان مهم هستند نیز پرهیز کند.

تضعیف حافظه :

ترس می‌تواند اثر منفی بر حافظه داشته باشد. هنگام احساس ترس، مغز چنان مشغول آماده شدن برای واکنش جنگ یا گریز می‌شود که خاطرات را به درستی ثبت نکرده و اغلب نمی‌تواند به جز ترسی که احساس می‌کند روی چیز دیگری متمرکز شود. بدن تلاش می‌کند تا با کمک این فرآیندها از شما محافظت کند، اما در نهایت، این شرایط تنها احساس نگرانی، ترس و سردرگمی بیشتر را به همراه دارد.

منبع : سایک نیوز






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : تأثیر ترس بر سلامت انسان،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
چهارشنبه 1 اسفند 1397

 

خیرخواهی و سلامت

 

 کار خیر ساده ترین راه برای مقابله با استرس و حفظ آرامش است .

 

طبق تحقیقی که در مجله journal Clinical Psychological Science منتشر شد، افرادی که در طول روز بیشتر از دیگران رفتارهای محبت آمیز دارند، به لحاظ عاطفی کمتر تحت تاثیر فشارهای عصبی ناشی از کار قرار می گیرند.

 

 

کار خیر روند پیری مغز را کاهش می دهد .

 

68 درصد از داوطلبانی که در یک نظر سنجی در سال 2010 شرکت کردند، به درستی اعتقاد داشتند که احساس سلامت آنها ناشی از حس نوع دوستی است.

 

کمک کردن به دیگران سلامت قلب را افزایش می دهد.

 

یک مطالعه در انجمن پزشکی آمریکا نشان داد در افرادی که داوطلبانه به مدت 10 هفته در یک فعالیت خیرخواهانه کوچک شرکت کردند، میزان التهاب و کلسترول خون کاهش یافت. اما شرکت کنندگانی که فعالیت های نوع دوستانه آنها گسترده تر بود، کاهش قابل توجه علائم بیولوژیکی بیماری قلبی در آنها مشاهده شد.

 

نوع دوستی سبب کاهش درد جسمی می شود.

 

نتایج یک تحقیق در نشریه ساینس نشان می دهد که اگر دویدن مسافت طولانی به شما آسیب می زند، کمک کردن به دیگران بعد از مسابقه باعث بهبود حال شما می شود.

 

 بر این اساس، بیمارانی که درد مزمن داشتند و به عنوان مشاور همکار آموزش دیده بودند، متوجه شدند که پس از کمک به حل مسایل دیگران، درد کمتری دارند.






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : خیرخواهی و سلامت،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
سه شنبه 30 بهمن 1397

 

اگر نمی‌توانید خاطرات بد را فراموش کنید، حافظه ضعیفی دارید :

یک روانشناس گفت: یک حافظه خوب و قوی می‌تواند مطالبی را که سودمند نیستند، فراموش کند؛ اگر افراد نتوانند خاطرات مضر را به‌ خوبی فراموش کنند، نشان‌ دهنده این است که حافظه ضعیفی دارند.

وحید نجاتی اظهار کرد: حافظه یک عملکرد شناختی است که محصول کارکردهای سالم ساختارهای مختلف مغزی است. مشاهده هر نقص کوچکی در حافظه برخاسته از مشکلات ساختاری مغز است.

وی ادامه داد: عوامل محیطی می‌توانند با اثر روی ساختارهای مغزی آن‌ها را تضعیف یا تقویت کنند. یک محیط غنی می‌تواند عملکردهای مغز را تقویت و یک محیط فقیر از نظر محرک‌ها، می‌تواند ساختارهای مغزی که حافظه یکی از آن‌ها است را تحت تأثیر قرار دهد.

این روانشناس افزود: نقایص مادرزادی، عوامل محیطی دخیل در فرایند رشد و تحول و آسیب‌های ضربه‌ای می‌توانند سبب تخریب ساختارهای مغزی شوند. با افزایش امید به زندگی و بالا رفتن سن مشکلات شناختی که به تحلیل شناختی مربوط است، بیشتر بروز می‌یابد.

نجاتی با اشاره به اینکه یکی از عوامل مهم و تأثیرگذار در رفع مشکل کم حافظگی دستاوردهای توانبخشی‌شناختی است، تصریح کرد: ما با استفاده از توانبخشی شناختی می‌توانیم پیش از اینکه کارکردهای مغز تحلیل روند آن‌‌ها را تقویت کنیم. همچنین کارکردهای شناختی پس از اینکه تحلیل رفتند نیز قابل تقویت و ترمیم هستند.

وی خاطرنشان کرد: ما برای پیشگیری از تحلیل کارکردهای شناختی که حافظه از جمله آن است باید به تقویت آن‌ها بپردازیم. یکی دیگر از روش‌هایی که برای جلوگیری از تحلیل رفتن ساختارهای مغز اهمیت دارد ورزش کردن است.

این روانشناس با اشاره به اینکه ورزش و فعالیت‌های فیزیکی با آزاد کردن مواد شبه‌انسولین در خون سبب افزایش نورون‌زایی (سلول عصبی) می‌شوند و به ترمیم سلول‌های مغزی کمک می‌کنند، اضافه کرد: از نظر سلسله مراتب کارکردهای شناختی، حافظه پس از توجه قرار می‌گیرد و مشکلات توجه در مشکلات حافظه بروز می‌یابد.

نجاتی ادامه داد: ما برای اینکه حافظه شکل بگیرد باید به محیط اطراف توجه کنیم. به‌عبارتی حافظه برای مواردی شکل می‌گیرد که ما به آن‌ها توجه کرده‌ایم. کم‌حافظگی را می‌توان نقص در نگهداری اطلاعات در یک بازه زمانی کوتاه یا طولانی، نقص در یادآوری اطلاعاتی که به‌خاطر سپرده شده‌اند و نقص در به‌روزرسانی اطلاعات تعریف کرد.

وی عنوان کرد: عدم فراموشی یکی از مشکلات حافظه است. یک حافظه خوب و قوی می‌تواند مطالبی را که سودمند نیستند فراموش کند. اگر افراد نتوانند خاطرات مضر را به‌خوبی فراموش کنند نشان‌دهنده این است که حافظه ضعیفی دارند.

این روانشناس با اشاره به اینکه نباید هر اطلاعاتی را به حافظه وارد کنیم و باید جلوی ورود اطلاعات غیر مفید را بگیریم، خاطرنشان کرد: حافظه کاری (فعال) ظرفیت محدودی دارد و همه اطلاعات رقابت می‌کنند تا در این حافظه قرار بگیرند. یکی از کارکردهای حافظه این است که بررسی کند کدام یک از این اطلاعات سودمند و مرتبط است و آن را حفظ کند. اگر این توانایی حافظه ضعف داشته باشد اطلاعاتی که بیشتر در دسترس هستند و ضروری نیستند در حافظه ثبت و سبب اختلال آن می‌شوند. برای رفع این مشکل می‌توان از روش‌های تقویت توجه استفاده کرد که به مهارکردن و به‌روزرسانی حافظه کمک می‌کند.

نجاتی در خصوص رابطه بین افسردگی و کم‌حافظه گی افزود: فردی که حافظه وی دچار اختلال شده است زودتر به افسردگی دچار می‌شود زیرا نمی‌تواند فراموش کند. فرد افسرده خاطرات منفی را بیشتر به‌یاد می‌‌آورد و مخزن بیشتری برای ثبت آن‌ها دارد در نتیجه بیشتر در معرض ابتلاء به افسردگی است. زمانی که فردی شبکه معنایی اطلاعات منفی بسیاری دارد هر محرکی را می‌تواند به آسانی به این شبکه ارتباط دهد و از آن برداشت منفی داشته باشد.

وی عنوان کرد: فرد افسرده باید تلاش کند محرک‌های منفی را مهار کند و آن‌ها را به سایر اطلاعاتی که قبلاً وجود داشته است ارتباط ندهد. ارتباط هر محرکی با محرک‌های منفی پیشین خاستگاه تشدید افسردگی است.

این روانشناس عنوان کرد: افرادی که سبک زندگی بدون به‌کار گرفتن حافظه دارند دچار کم‌حافظگی می‌شوند. اصلی وجود دارد برمبنای اینکه اگر از چیزی استفاده نکنیم آن را از دست می‌دهیم. فردی که در زندگی روزمره خود از حافظه‌اش بیشتر استفاده می‌کند، حافظه وی بیشتر حفظ می‌شود.

نجاتی با اشاره به اینکه «وابسته شدن به یادآورها علاوه‌بر اینکه به حافظه کمک می‌کند سبب تضعیف آن نیز می‌شود»، بیان کرد: اختلالات حافظه هم‌چون آلزایمر در افراد تحصیل کرده کمتر نمود پیدا می‌کند. افراد برای تقویت حافظه خود باید به مطالعه بپردازند و نباید آن را به مطالعه تحصیلی محدود کنند.

وی اضافه کرد: حتی اگر حافظه نقص اندکی داشته باشد افراد به آن پی می‌برند. افرادی که نمی‌توانند کارهای روزانه خود را سازمان‌بندی کنند، وسایل خود را گم می‌کنند، قرارهای خود را فراموش می‌کنند، مشکلات گفتاری و حرکتی دارند و از نقایص حافظه رنج می‌برند.

منبع: ایسنا






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : اگر نمی‌توانید خاطرات بد را فراموش کنید، حافظه ضعیفی دارید،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
سه شنبه 30 بهمن 1397


 

 

تأثیر ترس بر سلامت انسان

 

شاید یکی از بدترین آثار بدنی ناشی از ترس آسیبی باشد که به قلب و سیستم قلبی عروقی وارد می‌شود. ترس شدید در بلند مدت می‌تواند به مشکلات قلبی جدی منجر شود.

 

دلیل صدا هر چه بوده باشد، آنچه تجربه می‌کنید احساس ترس است. ما می‌دانیم که ترس بر روان ما تأثیر می‌گذارد، اما این احساس به روش‌های مختلف می‌تواند بر سلامت بدن ما اثرگذار باشد.

 

ناتوانی در کسب آرامش

 

مثالی که در ابتدا به آن اشاره شد را دوباره مد نظر قرار دهید. بی تردید، پس از توقف سر و صدا به ندرت پیش می‌آید که احساس آرامش و راحتی بار دیگر به سرعت در شما شکل بگیرد، حتی اگر منبع سر و صدا را کشف کرده باشید. زمانی که بدن واکنش ترس را تجربه می‌کند، کسب آرامش دشوار می‌شود. بدن خود را برای صدایی دیگر یا نیاز دوباره برای واکنش جنگ یا گریز آماده می‌کند که بی تردید کسب آرامش را دشوار می‌سازد. زمانی که احساس ترس شما بسیار قوی یا در بلند مدت ادامه داشته باشد، این شرایط وخیم‌تر نیز می‌شود.

 

اضطراب و هراس

 

اضطراب اغلب مبتنی بر موقعیت است. به عنوان مثال، احساس ترس از ارائه سخنرانی در برابر همکلاسی‌ها می‌تواند به اضطراب و بروز علائمی مانند تعریق کف دست‌ها، ضربان قلب سریع، یا حالت تهوع یا حتی یک اختلال اضطراب منجر شود که می‌تواند در آینده و زمانی که فرد در موقعیتی قرار می‌گیرد که احساس ترس را در وی تقویت می‌کند، خود را در قالب حملات هراس نشان دهد.

 

سیستم ایمنی ضعیف

 

واکنش ترس بدن شامل افزایش سطوح هورمون‌های آدرنالین و کورتیزول می‌شود. مواجهه بلند مدت با این مواد شیمیایی و دیگر هورمون‌های مرتبط می‌تواند اثر منفی بر سیستم ایمنی بدن انسان داشته باشد. تضعیف سیستم ایمنی توانایی آن در مبارزه با عفونت‌ها، ویروس‌ها، یا بیماری‌های دیگر را به همراه دارد. در شرایطی که ترس به صورت مستقیم شما را بیمار نمی‌کند، اما تجربه آن در بلند مدت برای سیستم ایمنی بدن مضر بوده و آن را در برابر میکروب‌ها آسیب پذیر می‌کند.

 

تقویت غرایز بقا

 

هنگام احساس ترس، بدن شرایطی به نام واکنش جنگ یا گریز را تجربه می‌کند. این غریزه اولیه از اجدادمان به ما ارث رسیده است که در مواجهه با یک موجود شکارچی باید برای مبارزه یا فرار تصمیم می‌گرفتند. زمانی که می‌ترسیم، قلب سریع‌تر می تپد و جریان خون از اندام‌های انتهایی، مانند دست‌ها و بینی، به سمت اندام‌های مرکزی هدایت می‌شود تا در زمان مبارزه یا فرار برای حفظ زندگی فعالیت‌های کلیدی بدن همچنان ادامه داشته باشند.

 

افسردگی

 

احساس ترس در بلند مدت می‌تواند نه تنها به اضطراب، بلکه به افسردگی، احساس غم، کج خلقی و خستگی منجر شود. افسردگی ناشی از ترس اغلب در افرادی که این احساسات را به طور منظم تجربه می‌کنند و به نظر می‌رسد نمی‌توانند کاری برای بهبود شرایط انجام دهند، رخ می‌دهد. به عنوان مثال، می‌توانید فردی را در نظر بگیرید که فوبیای استفاده از آسانسور دارد، اما برای حضور در محل کار خود باید هر روز از آن استفاده کند.

 

فوبیاها

 

ترس بلند مدت درباره یک موضوع یا موقعیت خاص می‌تواند در نهایت به یک فوبیا از آن موضوع یا موقعیت منجر شود. تجربیات بد، مانند گزیده شدن توسط یک عنکبوت، می‌تواند به فوبیا منجر شده یا امکان دارد این شرایط بدون دلیل مشخصی شکل بگیرد که می‌توان ترس از پرندگان حتی زمانی که هرگز آسیبی به فرد نرسانده اند را مثال زد. فوبیاها می‌توانند به سرعت گسترش یابند و فرد نه تنها از یک نوع خاص عنکبوت، بلکه از تمام عنکبوت‌ها و در نهایت حتی تمام حشرات بترسد.

 

آسیب قلبی

 

شاید یکی از بدترین آثار بدنی ناشی از ترس آسیبی باشد که به قلب و سیستم قلبی عروقی وارد می‌شود. ترس شدید در بلند مدت می‌تواند به مشکلات قلبی جدی منجر شود. قلب تحت تأثیر سطوح بالای هورمون‌های استرس با کار و تنش بیشتر مواجه می‌شود و پس از مدتی دیگر نمی‌تواند عملکرد درست خود را ارائه کند. از آنجایی که این اتفاق در بلند مدت رخ می‌دهد، همواره فرصت برای معکوس کردن آسیب پیش از آن که جدی شود، وجود دارد.

 

عدم اعتماد به نفس

 

ترس پایدار و بلند مدت می‌تواند کاهش اعتماد به نفس را در پی داشته باشد. این شرایط نه تنها می‌تواند به از دست دادن فرصت‌ها منجر شود، بلکه خطر ابتلاء به افسردگی و اضطراب را نیز افزایش می‌دهد.

 

سهل انگاری

 

ترس می‌تواند افراد را از انجام کارهایی که ممکن است برای آنها خوب باشد، باز دارد. نه تنها ممکن است فرد رویدادهای مرتبط با سلامت مانند انجام معاینات پزشکی را نادیده بگیرد، بلکه امکان دارد از حضور در جمع دوستان و اعضای خانواده و فعالیت‌های دیگر که برای بهزیستی انسان مهم هستند نیز پرهیز کند.

 

تضعیف حافظه

 

ترس می‌تواند اثر منفی بر حافظه داشته باشد. هنگام احساس ترس، مغز چنان مشغول آماده شدن برای واکنش جنگ یا گریز می‌شود که خاطرات را به درستی ثبت نکرده و اغلب نمی‌تواند به جز ترسی که احساس می‌کند روی چیز دیگری متمرکز شود. بدن تلاش می‌کند تا با کمک این فرآیندها از شما محافظت کند، اما در نهایت، این شرایط تنها احساس نگرانی، ترس و سردرگمی بیشتر را به همراه دارد.

منبع : به گزارش سایک نیوز و به نقل از ایسنا






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : تأثیر ترس بر سلامت انسان،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
جمعه 26 بهمن 1397


مغز چگونه از خاطرات محافظت می‌کند؟

پژوهشگران “دانشگاه آکسفورد” در بررسی جدیدی، به نحوه محافظت مغز از خاطرات پی بردند.

 

پژوهشگران “دانشگاه آکسفورد”(University of Oxford) موفق شدند مکانیسم دقیق نورون‌هایی که یادآوری خاطرات را ممکن می‌سازند، مشخص کنند.

 

در این بررسی به شرکت‌کنندگان، وظایفی مربوط به حافظه واگذار شد. هر شرکت‌کننده باید در عرض دو روز، دو خاطره دارای اشتراک اما جداگانه را به خاطر می‌سپرد. پژوهشگران در روز سوم، ارتباط میان دو خاطره را با کمک یک اسکنر ام‌. آر. آی بررسی کردند.

 

یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهند حداقل دو ناحیه از مغز، در اصلاح ارتباط حافظه نقش دارند. نخستین ناحیه، هیپوکامپ است. هیپوکامپ، با آن دسته از عملکردهای مغز که در سطح بالاتری قرار دارند، در ارتباط است و خاطرات مشترک را با کمک اطلاعات مفهومی جدا می‌کند.

 

پژوهشگران در مرحله دوم و اواسط اسکن، از تحریک مغزی استفاده کردند تا تراکم “گاما آمینوبوتیریک اسید(GABA) را در مغز کاهش دهند. گاما آمینوبوتیریک اسید، یک ناقل عصبی در مغز است که فعالیت نورون‌های دیگر را کاهش می‌دهد و ارتباط میان سلول‌های مغز را تنظیم می‌کند. پژوهشگران دریافتند که با کاهش گاما آمینوبوتیریک اسید، دخالت حافظه عصبی افزایش می‌یابد. این موضوع نشان می‌دهد که علاوه بر هیپوکامپ، مهار حافظه عصبی هم می‌تواند از همکاری میان خاطرات مشترک پیشگیری کند.

 

دکتر “هلن بارون”(Helen Barron)، سرپرست این پژوهش گفت: توانایی مغز ما در به خاطر سپردن رخدادهای گوناگون زندگی روزمره، باورنکردنی است. ما می‌توانیم بین روزهای گوناگون، تمایز قائل شویم و جزئیات مهمی مانند محل پارک کردن دوچرخه خود در هر روز را به صورت جداگانه به خاطر بیاوریم. درک نحوه انطباق خاطرات با یکدیگر و به یاد آوردن آنها به صورت جداگانه، می‌تواند به ابداع روش‌هایی برای درمان بیماری‌هایی مانند آلزایمر یا اسکیزوفرنی کمک کند.

 

پژوهشگران در نظر دارند این بررسی را روی بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی و اوتیسم انجام دهند. آنها در جستجوی داوطلبانی هستند تا با بررسی آنها، اطلاعات بیشتری در مورد مکانیسم‌هایی که از مغز در برابر تداخل حافظه محافظت می‌کنند، به دست بیاورند.

منبع : به گزارش سایک نیوز و به نقل از ایسنا




نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : مغز چگونه از خاطرات محافظت می‌کند؟،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
جمعه 26 بهمن 1397

 

آیا بیماری پوستی موجب بیماری‌های روحی می‌شود؟

پژوهشگران آمریکایی در بررسی جدیدی، احتمال وجود ارتباط میان سلامت پوست و بروز بیماری‌های روحی را تایید کردند.

 

، درمان آکنه معمولاً با مصرف دارویی موسوم به “ایزوترتینوین(isotretinoin) صورت می‌گیرد که با نام تجاری “آکوتان”(Accutane) عرضه می‌شود اما این دارو، عوارض روانی بسیاری به همراه دارد. این دارو ممکن است موجب افسردگی، روانپریشی و رفتارهای خشونت‌آمیز شود و حتی افکار مربوط به خودکشی و یا تلاش برای این کار را پدید آورد. تاکنون، موارد بسیاری از خودکشی ثبت شده‌اند که با مصرف ایزوترتینوین در ارتباط هستند.

 

با اینکه پژوهش‌های بسیاری، ارتباط میان مصرف ایزوترتینوین و افکار مربوط به خودکشی و افسردگی را آشکار کرده‌اند اما مشخص نیست که این عوارض، ناشی از دارو هستند یا شدت آکنه‌ای که این دارو برای آن تجویز شده است؛ به خصوص که آکنه اغلب با آغاز درمان، به صورت موقت وخیم‌تر می‌شود.

 

پژوهش‌های اخیر، پیش‌بینی‌های ابتدایی در مورد اینکه ایزوترتینوین به افسردگی یا خودکشی منجر می‌شود، رد کرده‌اند. به علاوه، شواهد بسیار و البته ناقصی وجود دارند که نشان می‌دهند آکنه می‌تواند موجب بروز افسردگی شود. برخی از متخصصان پوست و روانپزشکان نیز توجه بسیاری به این موضوع نشان داده‌اند اما طبیعت ارتباط میان ذهن و پوست، واضح نیست و مطالعه ارتباط میان ذهن و سلامتی فیزیکی دشوار است.

 

آدوول آدامسون”(Adewole Adamson)، متخصص پوست “دانشگاه تگزاس در آستین(UT) گفت: از آنجا که قرار دادن بیماران در شرایط استرس‌زا و مضر، کاری غیرعملی و غیر اخلاقی به شمار می‌رود، پژوهش‌های کمی وجود دارند که مستقیماً اثر استرس بیمار را با وضعیت پوست او بررسی کرده باشند؛ در نتیجه، بیشتر بررسی‌های مربوط به رابطه میان استرس و التهاب پوست، مبتنی بر صحبت‌های بیمار در مورد وضعیت پوست او هستند.

 

سایکودرماتولوژی(Psychodermatology)، ارتباط میان پوست و ذهن را از سه زاویه بررسی می‌کند. نخستین و شاید واضح‌ترین مورد، بررسی اختلالات روانی ابتدایی باشد که در آن، شرایط روانی، بیمار را وادار می‌کند پوست خود را دچار مشکل بداند. یکی از نمونه‌های این اختلالات، “اختلال موکنی(trichotillomania) است که در آن، فرد بیمار موی خود را می‌کشد.

 

دومین مورد، اختلال “سایکوفیزیولوژی (Psychophysiology) است که در آن، بیماری پوستی به خاطر استرس، تشدید می‌شود. سومین و آخرین مورد نیز “اختلالات روانی ثانویه (secondary psychiatric disorders) هستند که در آن، وضعیت کنونی پوست، به اختلال روانی به ویژه افسردگی یا اضطراب منجر می‌شود.

 

با اینکه بسیاری از متخصصان پوست باور دارند ارتباطاتی میان سلامت پوست و سلامت ذهن وجود دارند، محدوده مسئولیت این دو حوزه و مکانیسم ورای ارتباط میان آنها هنوز کاملاً درک نشده است. وضعیت روحی می‌تواند به وخیم‌تر شدن وضعیت پوست منجر شود و برعکس آن نیز ممکن است.

 

 

منبع : به گزارش سایک نیوز و به نقل از ایسنا






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : آیا بیماری پوستی موجب بیماری‌های روحی می‌شود؟،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
جمعه 26 بهمن 1397

بهبود تمرکز با کمک یک بازی!

به گزارش سایک نیوز و به نقل از ایسنا، پژوهشگران “دانشگاه کمبریج(University of Cambridge)، نوعی بازی جدید برای آموزش مغز ابداع کرده‌اند که می‌تواند تمرکز کاربران را بهبود بخشد. آنها باور دارند که این بازی می‌تواند راهی برای مقابله با حواس‌پرتی‌های روزانه جهان تجاری باشد.

ظهور فناوری‌های جدید، نیازمند پاسخ سریع به ایمیل و پیامک و انجام دادن چند کار به صورت همزمان است. جوانان به خصوص دانش‌آموزان، مشکلات بیشتری در توجه کردن دارند و دائما به حواس‌پرتی دچار می‌شوند. دشواری در داشتن توجه و تمرکز، به استرس محیطی و مشکلات مربوط به بی‌خوابی یا کیفیت ضعیف خواب منجر می‌شوند.

پروفسور “باربارا ساهاکیان(Barbara Sahakian)، استاد روانشناسی دانشگاه کمبریج گفت: همه ما، تجربه رفتن از خانه تا محل کار را داریم؛ در حالی که احساس می‌کنیم همه روز را مشغول بوده‌ایم اما مطئن نیستیم دقیقا چه کاری انجام داده‌ایم. بیشتر زمان ما با پاسخ دادن به ایمیل، خواندن پیامک‌ها، جستجو در اینترنت و انجام دادن چند کار به صورت همزمان سپری می‌شود اما گاهی متوجه می‌شویم که به جای انجام دادن کار بیشتر، کار کمتری انجام داده‌ایم و به هدف روزانه خود نرسیده‌ایم. پس از رفتن به خانه نیز نمی‌توانیم هیچ کاری را بدون استفاده از تلفن همراه انجام دهیم. ما باید برای انجام دادن کارهای پیچیده، تمرکز کافی داشته باشیم.

در سال‌های اخیر و با پیشرفت و گسترش تلفن‌های همراه هوشمند، شاهد رشد تعداد اپلیکیشن‌های موسوم به “آموزش مغز” بوده‌ایم که برای بهبود مهارت‌های شناختی، حافظه و تمرکز ابداع شده‌اند.

اکنون پژوهشگران دانشگاه کمبریج، یک بازی جدید موسوم به “دکودر”(Decoder) ابداع کرده‌اند که هدف آن، بهبود قدرت توجه و تمرکز کاربران است. این بازی، براساس یکی از پژوهش‌های همین گروه طراحی شده و با دقت مورد ارزیابی قرار گرفته است.

بررسی‌های صورت گرفته با دکودر نشان دادند که بازی کردن با آن به مدت هشت ساعت در ماه، می‌تواند به بهبود توجه و تمرکز کمک کند. این نوع توجه، یک شبکه قدامی- جداری را در مغز فعال می‌کند.

پژوهشگران در این بررسی، 75 بزرگسال جوان را در سه گروه جداگانه قرار دادند. گروه نخست، با دکودر و گروه دوم، با نوعی بازی موسوم به “بینگو (Bingo) برای زمان مشخصی بازی کردند اما به گروه سوم، بازی خاصی ارائه نشد.

همه 75 شرکت‌کننده، در آغاز آزمایش مورد بررسی قرار گرفتند و پس از طی کردن دوره یک ماهه نیز با آزمایش CANTAB” RVP” بررسی شدند. این آزمایش، حساسیت بالایی نسبت به تمرکز و توجه نشان می‌دهد.

نتایج این بررسی، تفاوت قابل توجهی را در میان گروه‌ها نشان داد. شرکت‌کنندگانی که با دکودر بازی کرده بودند، نسبت به کسانی که با بینگو بازی کرده و یا اصلا بازی نکرده بودند، تمرکز بهتری داشتند. تفاوت در عملکرد این افراد، کاملا مشخص بود.

پژوهشگران برای اطمینان از تاثیر دکودر در توجه و تمرکز شرکت‌کنندگان، توانایی آنها را با آزمایش “تریل مارکتینگ (Trail Making Test) نیز مورد بررسی قرار دادند.

ساکاهیان ادامه داد: بسیاری از افراد در متمرکز کردن توجه خود با مشکل مواجه هستند. دکودر می‌تواند به این افراد کمک کند این قابلیت را بهبود بخشند. ما امیدواریم این بازی علاوه بر افراد سالم، برای بیماران مبتلا به اختلال در توجه یا اختلالات مزمن مغزی، کارآمد باشد.

وی افزود: نسخه پیشرفته‌تر دکودر، حتی چالش‌برانگیزتر از آزمایش اصلی ما خواهد بود زیرا به کاربران امکان می‌دهد به مرور زمان، به مزایای بیشتری دست یابند.

این پژوهش، در مجله “Frontiers in Behavioural Neuroscience” به چاپ رسید.

منبع : سایک نیوز






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : بهبود تمرکز با کمک یک بازی!،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
شنبه 20 بهمن 1397

 

بند ناف روانى، به این معناست كه فرد وجود و بقای خود را وابسته به وجود والدین و یا فردى دیگر میداند. همیشه ترس و اضطراب قطع شدنِ این كانال انرژى همراه اوست، به طورى كه مستقل شدن را تجربه‌اى تلخ تلقى میكند.

عقده مادر به صورت ناخودآگاه قبل از تولد همراه با تغذیه از بند ناف یا به صورت موروثى و بعد از تولد شكل میگیرد.

جنین از طریق بند ناف براى بقا به مادر وابسته است و تغذیه‌کنندگی مادر تا بعد از تولد نیز ادامه دارد. اگر این بند ناف و منبع تغذیه به درستی از او بریده نشود، عقده مادر در كودك نهادینه میشود و میل به تنبلى و انفعال در تمام عمر دیده میشود. به نظر "اریك برن" والدین نقش به سزایى در ایجاد و یا از بین بردن عقده مادر در فرزندان بازى میكنند، والدینى كه در حالت نفسانى والد حمایتگر منفى قرار میگیرند، این عقده را تشدید مینمایند. آنها در عمل تمام نیازها و حتى خواسته هاى غیر ضرورى فرزند خود را برآورده میكنند.

انیمیشن warm winter داستان فرزندى است كه خود براى بریدن بند ناف تلاش میكند و با پافشارى و استمرار در تصمیمش مادر را وادار به خروج از این سیكل معیوب میكند.

 






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : بند ناف روانى،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
جمعه 19 بهمن 1397

 

شناسایی پروتئینی که به تنظیم حافظه کمک می‌کند :

پژوهشگران آمریکایی در بررسی جدید خود، نوعی پروتئین را مشخص کردند 

که در نحوه عملکرد حافظه موثر است.

به گزارش سایک نیوز و به نقل از ایسنا، بررسی جدید “کالج پزشکی 

بیلور(BCM) آمریکا نشان می‌دهد که چگونه نوعی پروتئین می‌تواند

 به تنظیم حافظه کمک کند. این پژوهش، ارتباط غیرمنتظره‌ای را میان

 هیپوتالاموس جانبی و هیپوکامپ مشخص می‌کند و می‌تواند پیامدهای

 مثبتی برای عملکرد مغز به خصوص در مشکلاتی مانند اختلال طیف

 اوتیسم، ناتوانی‌های فکری یا بیماری‌های نوروژنیک داشته باشد.

دکتر “ژنگ سان”(Zheng Sun)، استادیار پزشکی و زیست‌شناسی 

مولکولی و سلولی

 کالج بیلور گفت: نحوه عملکرد پروتئین موسوم به “NCOR1/2” در تنظیم

 حافظه یا دیگر عملکردهای شناختی، ناشناخته بود اما ما شواهدی یافتیم 

که نشان می‌دهند این پروتئین، نقشی بنیادی در فعالیت بسیاری از هورمون‌ها دارد.

پژوهشگران در آزمایش خود، موش‌های حامل پروتئین NCOR1/2 را مورد بررسی

 قرار دادند. دکتر “ونجون ژو”(Wenjun Zhou)، نویسنده ارشد این پژوهش گفت:

 اختلال حافظه این موش‌ها، کاملا مشخص بود. هنگامی که عملکرد 

پروتئین NCOR1/2 مختل می‌شد، “گاما آمینوبوتیریک اسید(GABA) که 

یک پیامرسان عصبی در مغز است، عملکرد کاملی در نورون‌های هیپوتالاموس نداشت.

این گروه پژوهشی برای بررسی مکانیسم سلولی موثر در این شرایط و

 بررسی تاثیر کمبود NCOR1/2 در اختلال حافظه، آزمایش‌های

 الکتروفیزیولوژی انجام دادند.

ژو افزود: ما، مدار جدیدی را کشف کردیم که دو ناحیه مغز را به هم

 متصل می‌کند؛ هیپوتالاموس جانبی که مرکز تغذیه مغز است و هیپوکامپ

 که محل ذخیره حافظه به شمار می‌رود. این کشف برای ما غیرمنتظره بود

 زیرا هیپوتالاموس در گذشته به عنوان تنظیم‌کننده اصلی یادگیری و

حافظه شناخته می‌شد.

پژوهشگران، یافته‌های خود را در موش‌ها با شرایط انسانی تطبیق دادند. 

“پنگفی لیو(Pengfei Liu)، استادیار ژنتیک مولکولی و انسانی کالج بیلور

 و از نویسندگان

 این پژوهش گفت: ما توانستیم تنوع ژنتیکی NCOR1/2 را در بیماران

 مبتلا به اختلال فکری توضیح دهیم.

وی افزود: ژن NCOR1، در کروموزوم 17 انسان قرار دارد. ما همیشه

 باور داشتیم که ممکن است جهش این ژن، به ناتوانی‌های فکری ختم شود 

و یا پیامدهای عصبی زیان‌آوری داشته باشد. موش‌های بررسی شده در این 

آزمایش، نخستین شواهدی هستند که نظر ما را تایید می‌کنند.

یافته‌های این پژوهش، پیامدهای موثری برای ارتباط میان عوامل غدد 

درون‌ریز با چاقی، اختلالات متابولیک و نقص در عملکردهای شناختی خواهند داشت

.

این پژوهش، در مجله “Nature Neuroscience” به چاپ رسید.

منبع :سایک نیوز






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : شناسایی پروتئینی که به تنظیم حافظه کمک می‌کند،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 17 بهمن 1397

روزی استاد روانشناسی وارد کلاس شد و به دانشجویانش گفت:

 "امروز میخواهیم بازی کنیم!"

 

سپس از آنان خواست که فردی به صورت داوطلبانه به سمت تخته برود.

خانمی داوطلب این کار شد. استاد از او خواست اسامی سی نفر از 

مهمترین افراد زندگیش را روی تخته بنویسد.

ان خانم اسامی اعضای خانواده، بستگان، دوستان،

هم کلاسی ها و همسایگانش را نوشت.

سپس استاد از او خواست نام سه نفر را پاک کند که کمتر از بقیه مهم بودند.

زن، اسامی هم کلاسی هایش را پاک کرد.

سپس استاد دوباره از او خواست نام پنج نفر دیگر را پاک کند.

زن اسامی همسایگانش را پاک کرد. این ادامه داشت تا اینکه فقط اسم 

چهار نفر بر روی تخته باقی ماند;

نام مادر/پدر/همسر/و تنها پسرش...

کلاس را سکوتی مطلق فرا گرفته بود. چون حالا همه

 می دانستند این دیگر برای ان خانم صرفا یک بازی نبود.

استاد از وی خواست نام دو نفر دیگر را حذف کند.

کار بسیار دشواری برای ان خانم بود.او با بی میلی تمام,نام پدر و مادرش را پاک کرد.

استاد گفت:"لطفا یک اسم دیگر را هم حذف کنید!"

زن مضطرب و نگران شده بود.با دستانی لرزان و چشمانی اشکبار نام

 پسرش را پاک کرد.و بعد بغضش ترکید و هق هق گریست....

استاد از او خواست سر جایش بنشیند و بعد از چند دقیقه از او پرسید:

"چرا اسم همسرتان را باقی گذاشتید؟!!"

والدین تان بودند که شما را بزرگ کردند و شما پسرتان را به دنیا اوردید.

شما همیشه می توانید همسر دیگری داشته باشید!!

دوباره کلاس در سکوت مطلق فرو رفت.

همه کنجکاو بودند تا پاسخ زن را بشنوند.

زن به آرامی و لحنی نجوا گونه پاسخ داد:"روزی والدینم از دنیا خواهند 

رفت.پسرم هم وقتی بزرگ شود برای کار یا ادامه تحصیل یا هر علت

دیگری,ترکم خواهد کرد"

پس تنها مردی که واقعا کل زندگی اش را با من تقسیم می کند ,

همسرم است!!!

 

همه دانشجویان از جای خود بلند شدند و برای آنکه زن، حقیقت


 زندگی را با انان در میان گذاشته بود برایش کف زدند




نوع مطلب : روانشانسی، اخلاقی، 
برچسب ها : مهمترین افراد زندگیش را روی تخته بنویسد،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 17 بهمن 1397

 

متانت،

ریشه امید است...

و امید، کلید کامیابی

خدا، امید را برای جبران غم های

زندگی به ما ارزانی داشته است

هر چه از دنیا کمتر

انتظار داشته باشیم،

کمتر گرفتار ناامیدی میشویم...

 

امید را از کرم ابریشم

یاد بگیریم که دور خودش قفس

میبافد، ولی باز هم به فکر پرواز است.

بلند شو،

لبخند بزن

و به خودت بگو كه امروز روز من است






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : متانت، ریشه امید است،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 17 بهمن 1397

وقتی چیز ناگواری پیش می آید، توازن خود را از دست می دهیم 

و این باعث ایجاد احساس منفی می شود که خود بصورت

 غم یا افسردگی بروز می دهد. عامل و علت احساسات

 منفی را رها کنید، همه چیز را رها کنید:

آیا خواهرم مرا درک نمی کند، رها کنید!

برادرم بدجوری با من حرف می زند، رها کنید!

بهترین دوستم دشمنم شد، رها کنید!

برنامه های من نقش بر آب شده است، رها کنید!

فردی عزیز از دست رفته، رها کنید!

یکی از عزیزان بیمار شد، رها کنید!...

جی پی واسوانی






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : وقتی چیز ناگواری پیش می آید،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 17 بهمن 1397

 

فهرست خطاهای شناختی :

۱.ذهن خوانی mind reading:

 فکر می کنید، بدون شواهد کافی می دانید که دیگران به چه چیزی فکر می کنند. 

مثل : ” جواب سلامم را نداد ، پس حتما از دست من ناراحت است.

۲.پیش گویی furtune telling :

 پیش بینی می کنید که حوادث آینده ، بد از آب در می آیند یا این که 

خطرات زیادی شما را تهدید می کند. مثل : ” در امتحان شکست 

می خورم ” یا ” کاری گیر من نخواهد آمد”.

۳.فاجعه سازی catastrophizing:

معتقدید هر چه اتفاق افتاده یا خواهد افتاد به شدت افتضاح ، 

ناخوشایند و غیر قابل تحمل است . مثل : ” افتضاح می شود اگر

 در دانشگاه قبول نشوم”.

۴.برچسب زدن labling :

به خودتان یا دیگران ، صفات کلی و منفی نسبت می دهید. 

مثل : ” من آدم بدبختی هستم ” یا من آدم بی ارزشی هستم”.

۵.نادیده گرفتن جنبه های مثبت discounting positives:

مدعی هستید که کار های مثبت خودتان یا دیگران پیش پا افتاده

 و ناچیز هستند .مثل: ” این کار از عهده همه بر می آید” یا ” قبول 

شدن در کنکور که کار مهمی نیست.

۶.فیلتر منفی negative filter:

تقریبا همیشه جنبه های منفی را می بینید و به جنبه های مثبت 

توجه نمی کنید. مثل: ” هیچ کس مرا دوست ندارد”.

۷.تعمیم افراطیovergeneralizing:

بر پایه یک حادثه ، الگو های کلی منفی را استنباط می کنید. 

مثل: ” این اتفاق همیشه برای من اتفاق می افتد” یا ” در 

همه کار ها شکست می خورم”.

۸.تفکر دوقطبی dichotomus thinking:

به وقایع پیرامون و انسان های اطراف با دید همه یا هیچ نگاه می کنید

. مثل : ” همه مرا طرد می کنند” یا همه وقتم تلف شد “.

۹.باید اندیشی should:

 به جای این که حوادث را بر پایه چیزی که هستند ارزیابی کنید. 

بیشتر آن ها بر اساس چیزی که باید باشند، تفسیر می کنید. مثل 

: ” باید کارم را خوب انجام بدهم ” یا ” باید در کنکور قبول شوم”.

۱۰.شخصی سازی personalizing:

علت بروز حوادث منفی را به خودتان نسبت می دهید و سهم دیگران 

را در بروز مشکل نادیده می گیرید. مثل : ” ازدواجم بهم خورد ،

 چون من مقصر بودم”.

۱۱.سرزنش گری blaming:

دیگران را علت مشکلات و احساسات منفی خود می دانید و از 

طرفی مسئولیت تغییر رفتارتان را نیز فراموش می کنید. 

مثل : ” دیگران باعث عصبانیت من می شوند ” یا ” والدینم 

باعث و بانی همه مشکلات من هستند”.

۱۲.مقایسه های ناعادلانه unfair comparisons:

 حوادث را طبق معیار های ناعادلانه تفسیر می کنید. خودتان را

 با کسانی مقایسه می کنید که از شما برترند و به این نتیجه می رسید 

که آدم حقیری هستید. مثل : ” او خیلی موفق تر از من است”

 یا ” شاگرد اول کلاس در امتحان خیلی بهتر از من عمل کرد”.

۱۳.تاسف گرایی regret orientation (کشکول ای کاش) :

به جای این که در حال حاضر به کاری فکر کنید که از دستتان بر می آید، 

بیشتر به این مسئله می اندیشید که ای کاش در گذشته بهتر عمل 

می کردید. مثل : ” اگر تلاش کرده بودم ، شغل بهتری پیدا می کردم

 ” یا ” ای کاش این حرف را نمی زدم”.

۱۴.چی می شد اگر what if :

دائم از خودتان سوال می کنید چی می شود اگر چنین اتفاقی بیفتد

 و با هیچ جوابی راضی نمی شوید . مثل : ” حرف شما درست است ،

 اما چی می شود اگر مضطرب شوم؟ ” یا ” چی می شود اگر نفسم 

در سینه حبس شود؟

۱۵.استدلال هیجانی emotional reasoning: از احساسات خود

 برای تفسیر واقعیت استفاده می کنید. مثل : ” چون دلم شور میزند ، 

پس اتفاق ناگواری می افتد.

۱۶.نادیده انگاری شواهد متناقض ignoring counter evidences:

 شواهد یا استدلال های ناهمخوان با تفکر خود را ردرد می کنید. 

مثل : ” هیچ کس مرا دوست ندارد” . هر گونه شواهد متناقض را 

نادیده می گیرد و در نتیجه فکرتان همیشه تایید می شود.

۱۷.قضاوت گرایی judgment focus:

 به جای این که خودتان ، دیگران و حوادث پیرامون را بپذیرید و درک کنید، 

اغلب آن ها را در قالب ارزیابی های سیاه و سفید می نگرید. دائم خودتان

 و دیگران را طبق یکسری معیار های دلبخواهی ، ارزیابی می کنید و متوجه

 می شوید که خودتان و دیگران پایین تر از آن حدی هستید که باید باشید. 

مثل : ” در دوران دانشگاه خوب عمل نکردم ” یا ” اگر تنیس بازی کنم ، 

از پس آن بر نمی آیم ” یا ” سارا چقدر موفق است ، 

ولی من اصلا موفق نیستم”.






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : فهرست خطاهای شناختی،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 17 بهمن 1397

ساعت زیستی بدن میزان ابتلا به بیماری‌های روحی را تعیین می‌کند :

یک گروه بین‌المللی از پژوهشگران در بررسی جدیدی نشان دادند که ساعت زیستی بدن، نقش مهمی در ابتلا به بیماری‌های روحی دارد.

به گزارش سایک نیوز و به نقل از ایسنا، یک تحلیل ژنومیک در مقیاس بزرگ نشان می‌دهد که برخی از عملکردهای داخلی ساعت زیستی بدن می‌تواند نحوه ارتباط میان سلامت روحی و بیماری را مشخص کند.

براساس این پژوهش، شاید برنامه‌ریزی ژنتیکی برای زود بیدار شدن، به سلامت بیشتر بدن و همچنین کاهش خطر ابتلاء به اسکیزوفرنی و افسردگی منجر شود. در هر حال، نتایج این پژوهش برخلاف فرضیه‌های پیشین، هیچ ارتباط محکمی را بین این موضوع و مشکلاتی مانند اضافه‌وزن یا دیابت نشان نمی‌دهند.

این پژوهش، یک همکاری بین‌المللی به سرپرستی “دانشگاه اکستر”(University of Exeter) انگلستان و “بیمارستان عمومی ماساچوست”(MGH) در آمریکا است که با بودجه “شورای تحقیقات پزشکی(MRC) انگلستان انجام می‌شود.

پروفسور “مایک ویدون(Mike Weedon)، استاد دانشکده پزشکی دانشگاه اکستر و سرپرست این پژوهش گفت: این بررسی، ژن‌های بسیاری را مشخص می‌کند که نشان می‌دهند چگونه افراد متفاوت، ساعت زیستی متفاوتی دارند. اگرچه پژوهش‌های بیشتری برای تأیید نتایج به دست آمده مورد نیاز است اما بالا بودن تعداد افراد مورد بررسی نشان می‌دهد که ما محکم‌ترین شواهد را درباره خطر ابتلاء به بیماری‌هایی مانند اسکیزوفرنی در افراد شب‌زنده‌دار فراهم کرده‌ایم.

این بررسی، روی ۲۵۰ هزار شرکت‌کننده آمریکایی تبار و ۴۵۰ هزار شرکت‌کننده انگلیسی تبار صورت گرفت که داده‌های مربوط به آنها از شرکت‌های تحلیل ژنتیکی این دو کشور به دست آمده بود. از همه شرکت‌کنندگان در مورد سحرخیز بودن آنها سوال شد و ژنوم آنها نیز مورد بررسی قرار گرفت تا مشخص شود که ژن آنها بر الگوی خوابشان مؤثر است یا نه.

پژوهشگران، نتایج این بررسی را با کمک داده‌های به دست آمده از ردیاب‌های پوشیدنی که به مچ دست شرکت‌کنندگان بسته شده بود، بررسی کردند. این داده‌ها نشان دادند که تنوع ژنتیکی می‌تواند ساعت بیداری فرد را تا ۲۵ دقیقه عوض کند و برای مثال آن را از ۸:۰۰ به ۸: ۲۵ تغییر دهد. پژوهشگران دریافتند که ژنتیک نه تنها بر ساعت خواب بلکه بر کیفیت و مدت زمان آن نیز مؤثر است.

ساعت زیستی بدن ما، تحت تأثیر ژن و عوامل مربوط به سبک زندگی از جمله رژیم غذایی، قرار گرفتن در معرض نور مصنوعی، نوع کار و فعالیت‌های روزانه قرار دارد. ساعت زیستی علاوه بر الگوهای مربوط به قدم زدن و خواب، بر بسیاری از فرآیندهای مولکولی مانند سطح هورمون و دمای بدن اثر می‌گذارد.

دکتر “ساموئل جونز(Samuel Jones)، استاد دانشکده پزشکی دانشگاه “اکستر” و نویسنده ارشد این پژوهش گفت: اطلاعات ما در مورد تأثیر ساعت زیستی بدن بر خطر ابتلاء به بیماری، بسیار محدود است. پژوهش ما نشان می‌دهد که سحرخیز بودن و شب‌زنده‌دار بودن افراد، ناشی از تفاوت میان واکنش مغز آنها نسبت به سیگنال‌های خارجی نور و عملکرد طبیعی ساعت درونی بدن است. این تفاوت‌های کوچک می‌توانند اثرات قابل‌توجهی بر توانایی ساعت زیستی بدن در حفظ مؤثر زمان داشته باشند و میزان خطر ابتلاء به بیماری و اختلالات روحی را تغییر دهند.

دکتر “ژاکلین لین(Jacqueline Lane)، از نویسندگان این پژوهش گفت: ما با درک نقش ژنتیک در زمان خواب و فعالیت می‌توانیم به بینش‌های مؤثر در درمان افراد مبتلا به بیماری‌های دشوار دست پیدا کنیم.

دکتر “ریچل پانیزو(Rachael Panizzo)، مدیر بخش سلامت روان و اعتیاد شورای تحقیقات پزشکی گفت: ما می‌دانیم که ارتباطی میان نحوه عملکرد ساعت زیستی و سلامت بدن وجود دارد اما درک ما در مورد نقش ژنتیک در این حوزه، محدود بوده است. اکنون پژوهشگران با کمک داده‌های جدید می‌توانند این بررسی را در مقیاس بی‌سابقه‌ای انجام دهند.

این پژوهش، در مجله “Nature Communications” به چاپ رسید.

منبع : سایک نیوز






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : ساعت زیستی بدن میزان ابتلا به بیماری‌های روحی را تعیین می‌کند،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 17 بهمن 1397

 

هورمون دوره نوجوانی :

حالات روانی و رفتاری نوجوانان میتواند تحت تاثیر هورمونها قرار بگیرد.

تستوسترون در پسران ١٨ برابر ترشح خواهد شد كه باعث رفتارهای 

پرخاشگرانه خواهد شد و ترشح دوبرابر استروژن در دختران باعث 

افسردگی در دختران خواهد شد بنابراین در بسیاری موارد این تغییرات

 را نباید به پای اشتباه تربیتی اونها گذاشت چون افزایش یكباره این نیروهای 

ناشناخته سبب دگروگونی رفتاری انها میشود و وظیفه ما این است كه با 

ملایمت و مهربانی و صبر و حوصله این دگرگونی را پذیرفت تا حس بدشان 

را به خودشان بدتر نکند






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : هورمون دوره نوجوانی،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 17 بهمن 1397


( کل صفحات : 43 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز