مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟






 

ضعف اعصاب چیست؟

اصطلاح "ضعف اعصاب" اولین ‌بار توسط "جورج میلر‌برد" روانپزشک و عصب ‌شناس آمریکایی در سال 1860 مطرح شد.

طبق نظرات وی علت ضعف اعصاب فرسودگی عصبی است که ناشی از تخلیه  سلول عصبی از ذخیره مواد غذایی‌ اش است. این تخلیه بر اثر استرس ‌هایی چون کار اضافی ایجاد می ‌شود.

این بیماری به دو صورت بروز می ‌کند:

در یک نوع، ویژگی اصلی، شکایت از خستگی فزاینده پس از تلاش ذهنی است که اغلب همراه با کاهش نسبی در عملکرد شغلی یا توانایی مقابله در وظایف روزانه است. خستگی ‌پذیری روانی به طور مشخص، نوعی تهاجم ناخوشایند خاطرات، اشکال در تمرکز و ناکارایی تفکر تلقی می ‌شود.

در نوع دیگر این اختلال، بیمار روی احساس ضعف جسمی یا بدنی و فرسودگی ناشی از کمترین فعالیت، تاکید می‌ کند که با دردها و ناراحتی عضلانی و ناتوانی در شل کردن آن ها همراه است.

علائم :

در هر دو نوع فوق، احساسات جسمی ناخوشایند مانند سرگیجه، سردردهای تنشی و احساس بی ‌ثباتی عمومی شایع است.مراحل اولیه و میانی خواب معمولا مختل می ‌شود ولی پُرخوابی نیز ممکن است دیده شود.

از آنجایی که بسیاری از علایم و نشانه‌ های ضعف اعصاب با هر یک از اختلالات اضطراب، افسردگی و اختلالات شبه‌ جسمی هم پوشانی دارد تشخیص این بیماری دشوار است.

ضعف اعصاب اغلب در نوجوانی یا میانسالی بروز می ‌کند. این اختلال در صورت عدم درمان معمولا به صورت مزمن در می ‌آید و بیمار ممکن است در اثر یک یا چند علامت ناتوان شود.

در دوران کودکی احتمال دارد مشکلاتی در کارکرد تحصیلی نظیر نمرات پایین و مدرسه‌ گریزی مشاهده شود.

در بزرگسالی عملکرد شغلی تخریب می‌ شود یا ممکن است بیمار چنان ناتوان شود که کار کردن برایش غیرممکن شود. به همین ترتیب روابط اجتماعی، زناشویی و بین ‌فردی نیز دچار مشکل می ‌شود.

درمان :

تجویز دارو فقط در صورتی علایم طبی را تخفیف می ‌دهد که به طور همزمان با مداخله روان‌ درمانی همراه شود.

بیمار باید استرس‌ های زندگی و روش کنار آمدن با آن ها را بشناسد.این بیماران به خوددرمانی و استفاده نابجا از دارو تمایل دارند ولی ‌باید دانست انتخاب داروی مناسب و دستور مصرف باید حتما زیر نظر روانپزشک باشد.

منبع : بیتوته






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : ضعف اعصاب چیست؟،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
دوشنبه 13 خرداد 1398

قدردانی میتواند باعث افزایش ترشح دوپامین و سروتونین شود،

درست مثل داروهای ضد افسردگی.






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : قدردانی،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
دوشنبه 13 خرداد 1398

 

آنورکسیا Anorexia( بی اشتهایی بر اثر اختلالات روانی)

 دارای بالاترین میزان مرگ ومیر نسبت به هرگونه اختلال روانی دیگر است.

۵ تا ۲۰ درصد مبتلایان به آن جان سالم به در نمیبرند.

 






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : آنورکسیا Anorexia،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
دوشنبه 13 خرداد 1398

 

 

 

  سندروم ترومن یک اختلال روانی است که در آن بیمار

 معتقد است که در یک برنامه تلویزیونی زندگی میکند.

سندروم ترومن چیست؟

والدین او منزلش را خریدند و دیواری که حائل میان دو منزل بود 

را برداشته و ایوان ها را یکی کردند.

 

تمامی این کارها به این دلیل بود که می خواستند پسرشان همچنان 

تحت نظارت آن ها باشد و هرگز احساس نکند که باید یک مرد 

مستقل شود.

 

والدین این شخص برای مدت زمان زیادی تا زمانی که 

شریک زندگیش را پیدا کرد او را زیر بال و پر خود گرفتند.

 

که البته همسرش نیز از روی بی میلی با او همانند والدینش رفتار می کرد.

 

زندگی او به گونه ای شکل گرفته بود که تحت محاصره اطرافیان باشد.

 

به نظر می رسید که اطرافیانش به گونه ای در زندگی او نقش

 دارند که متوجه نمی شد تحت نظارت و حفاظت آن ها است.

 

سندروم افسردگی بعد از تعطیلات چیست

احتمالا او حرف زدن درمورد رایج ترین موضوعاتِ سر میز شام 

یا ناهار را پشت درهای بسته تجربه می کرد.

 

بیشتر ما درمورد او صحبت می کردیم زیرا نمی خواستیم 

درمورد خودمان بحث کنیم.

 

دوستان مشترکمان ساعات زیادی در مورد او صحبت می کردند

 و از آن جایی که خود آگاهی نداشت نسبت به او احساس برتری می کردند.

 

به نظر می رسید صحبت کردن درمورد او تمامی ندارد.

 

دیگران وضعیت زندگی او را کالبد شکافی و قضاوت می کردند 

گویی که دارند در مورد یک سریال کمدی بحث می کنند.

 

حکایت بازتاب دهنده در مورد ترومن و سندروم ترومن

من همیشه متعجب بودم که چرا شرایط زندگی او _ شرایطی 

که بسیاری از خانواده های شهری با آن بیگانه بودند _ مرا آزار

 می دهد و چرا همواره احساس می کنم تمامی رویدادهای

 زندگی او را پیش از این دیده ام.

 

هر آن چه که من نوشته ام می تواند نسخه ای از فیلم کمدی

 نمایش ترومن (محصول سال ۱۹۹۸) به کارگردانی پیتر ویر تلقی شود.

 

در این فیلم، جیم کری نقش یک انسان خوش طینت به نام تورمن بربنک 

که ستاره جهانی یک برنامه تلویزیونی است و خود از این ماجرا خبر 

ندارد را ایفا می کند.

 

دنیای او _ شهری غیر واقعی با نام جزیره Seahaven _ در اصل 

گنبدی سربسته بر روی یک مجموعه هالیوودی بود.

 

ساکنین این شهر هنر پیشگان حرفه ای هستند که توسط سازنده 

خود رای این برنامه زنده کریستوف با نقش آفرینی اد هریس

 برای زندگی در آن انتخاب شده اند.

 

تورمن خبر ندارد که هزاران دوربین مخفی زندگی او را به عنوان 

یک برنامه سرگرم کننده ضبط می کنند.

 

ترومن نمی داند که همه زندگی او از والدین گرفته تا معلمان،

 دوستان، بیماری ها و همسرش دروغی بیش نیستند.

 

ترومن برای یک آزمایش انسانی انتخاب شده است و از احساسات 

واقعی که به واسطه رویدادهای طرح ریزی شده و اشخاص در

 او ایجاد شده اند برخوردار می باشد.

 

سندروم ترومن یک تراژدی است

ترومن نیز دوست من است. هر دوی آن ها در ارتباطات خود 

با دیگران بسیار متواضع به نظر می رسند.

 

زیرا همواره به طور خود جوش تحت نظارت دیگران بوده اند.

 

تنها چیزی که این افراد در زندگی تجربه کرده اند فریبکاری است 

یعنی با انسان های صادقی سر و کار نداشته اند.

 

هر زمان که او را ملاقات می کنم گویی وارد یک حباب غول آسا 

می شوم که در آن همانطور که والدینش انتظار دارند زندگی می کند.

 

اختلال شخصیت خودشیفته

من خود را شبیه به سیلویا می دانستم دختری از گذشته ترومن که

 بر خلاف دیگران نقش بازی نمی کند و از او می خواهد نشانه های

 اطراف خود را ببیند.

 

سیلویا در ترومن کودکی را می دید که سزاوار رشد، عشق و استقلال است.

 

حقیقت محض درباره سندروم ترومن

به مرور زمان احساس کردم که من نیز همانند سیلویا با دستپاچگی 

از طرف دیگران طرد می شوم.

 

همان طور که کریستوف هنگامی که سیلویا تلاش می کرد به ترومن

 هشدار بدهد او را از این نمایش تلویزیونی برکنار کرد من نیز در 

جشن عروسی دوستم دور نگه داشته شدم.

 

هنگامی که نزدیک ترین دوستان داماد می بایست رسوم خاصی 

را اجرا کنند والدینش یکی از همکاران او را که فرد عاقلی به نظر

 می رسید برای این کار انتخاب کردند.

 

این فرد هرگز تاکنون با دوست من وقت نگذرانده بود و برای والدین 

دوستم همانند یک نقش فرعی تلقی می شد.

 

یعنی هنرپیشه ای که فرا خوانده شده بود تا از پسرشان به نحو 

شایسته ای محافظت کند.

 

شاید آن ها نگران این بودند که برخی خصوصیات ظاهری من 

مانند ریش و طرز راه رفتنم پسرشان را به یاد زندگی می اندازد 

که از آن محروم بوده است یعنی هویتی که او را از آن دور نگه 

می داشتند.

 

احساسات و تمایلات او  یا عدم آن ها توسط بازیگران با تجربه ای 

کنترل می شد که نمی خواستند او به جهان بیرون خود نیز پی ببرد.

 

حکایتی از واقعیت سندروم ترومن

جایی که در آن زندگی می کرد او را در دنیای کوچکی به دور از 

چشم افرادی که او را همانند پیشکسوت فیلم نمایش تورن 

می دانستند حبس می کرد.

 

به چشم آن ها او یک قهرمانی و قربانی، آدم شرور و وظیفه

 نشناس،پسر و برادر، تو سری خور و یک هدف محقق نشده بود.

 

آن ها از آن محافظت می کردند اما تا جایی که نقششان اجازه می داد

منبع: www.wikiravan.com

 .






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : سندروم ترومن،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
یکشنبه 12 خرداد 1398

 

موسیقی می‌تواند به رشد مغز نوزادان نارس کمک کند :

 

به گزارش سایک نیوز و به نقل از ایسنا، بخش قابل توجهی از رشد 

عصبی نوزاد، طی سه ماه آخر بارداری صورت می‌گیرد. اگر این فرآیند

 به خاطر نارس بودن نوزاد مختل شود، شبکه‌های عصبی، به اندازه 

کافی رشد نمی‌کنند و نهایتاً نوزاد به اختلالات مربوط به رشد عصبی 

مانند دشواری یادگیری دچار می‌شود. پژوهش جدیدی که

 در “دانشگاه ژنو” (University of Geneva) سوئیس انجام شده، 

نشان می‌دهد نوع خاصی از موسیقی می‌تواند به رشد مغز نوزادان نارس

 کمک کند تا رشد عصبی آنها مانند نوزادان سالم باشد.

پژوهشگران، بررسی خود را با تحلیل صداها و ابزار موسیقی آغاز کردند

 که به نظر می‌آمد برای نوزادان نارس، مناسب باشند. فرضیه آنها این

 بود که صداهای آرامش بخش و خوشحال‌کننده، مناسب‌ترین نوع

 موسیقی هستند و می‌توانند تجربه‌های استرس‌زا را در نوزادان رفع کنند.

 عقیده پژوهشگران این بود که استرس و اضطراب پیش از تولد، با نقص‌های

 عصبی پس از تولد که در نوزادان نارس دیده می‌شوند، در ارتباط است.

 آندریاس والنویدر (Andreas Vollenweider)، آهنگسازی است 

که در این پروژه به کار گرفته

 شده تا موسیقی مناسبی را برای درمان بسازد. او با همکاری پرستاران،

صداهای گوناگون را روی نوزادان تازه متولد شده آزمایش می‌کند.

 “لارا لوردیر (Lara Lordier)، یکی از پژوهشگران این پروژه گفت:

 والنویدر با ابزار موسیقی که نوزادان به آنها واکنش بهتری نشان داده‌اند، 

سه نوع موسیقی خاص ساخته است.

وی افزود: نکته مهم اینجاست که این محرک‌های موسیقی، بر اساس 

شرایط نوزاد انتخاب شده‌اند. هدف ما این است که بر اساس هر مرحله

 از خواب نوزاد، موسیقی مناسبی ارائه دهیم؛ یک موسیقی برای بیدار

 شدن، یک موسیقی برای خوابیدن و یک موسیقی برای پخش شدن 

طی زمانی که نوزاد در خواب است.

پژوهشگران پس از کامل شدن هر سه موسیقی که مدت زمان هر کدام

 هشت دقیقه بود، تصمیم گرفتند قدرت هر موسیقی را آزمایش کنند.

 آنها گروهی از نوزادان نارس را در نظر گرفتند و آنها را به دو گروه تقسیم 

کردند. نخستین گروه، موسیقی درمانی را طی پنج جلسه در هفته دریافت 

کردند و گروه دوم، بدون کمک موسیقی تحت درمان قرار گرفتند. نوزادان

 گروه نخست در هر جلسه، با هدفون به یکی از موسیقی‌های هشت 

دقیقه‌ای گوش کردند.

مغز کودکان، در ۴۰ هفته با استفاده از “تصویرسازی تشدید مغناطیسی 

کارکردی” یا “اف‌ام‌آرآی (fMRI) اسکن شد و پژوهشگران، اسکن‌ها 

را با اسکن مغز نوزادان سالم مقایسه کردند و دریافتند که مغز نوزادان 

نارسی که درمان نشده بودند در مقایسه با مغز نوزادان سالم، به نقص‌های

 قابل توجهی دچار شده است.

لوردیر ادامه داد: شبکه‌ای که بیش از همه قسمت‌ها تحت تأثیر قرار دارد،

 شبکه سالینس (Salience Network) مغز است که اطلاعات را شناسایی

 و ارتباط آنها را با زمان‌های خاص ارزیابی می‌کند و سپس آنها را به شبکه‌های

 دیگر مغز مرتبط می‌سازد. نقش شبکه سالینس علاوه بر ارتباطات اجتماعی 

و عاطفی، هم برای یادگیری و هم برای کارهای مرتبط با عملکرد شناختی

 بسیار مهم است.

در این آزمایش، نوزادان نارسی که تحت موسیقی درمانی قرار داشتند،

 بهبود قابل توجهی در شبکه‌های مغزی خود نشان دادند. ارتباط میان 

شبکه سالینس و شنوایی نوزاد توانست عملکرد شبکه‌های دیگر مغز را به 

شکل قابل توجهی بهبود بخشد و حتی شبکه کلی مغز نوزادان نارس را به

 شرایط مغز نوزادان سالم نزدیک کند.

این پژوهش هنوز به طور کامل انجام نشده و مشخص نیست اثرات 

موسیقی بر رشد مغز، تا چه مدت باقی می‌مانند. نخستین گروه نوزادان این 

آزمایش، در حال حاضر شش سال دارند و این دقیقاً همان سنی است 

که معمولاً مشکلات مربوط به رشد عصبی، خود را نشان می‌دهند. 

پژوهشگران قصد دارند در مرحله بعد، کودکان را مورد آزمایش قرار 

دهند تا اثر بلند مدت موسیقی درمانی را از نظر رفتاری و عصبی در

 آنها مشاهده کنند.

این پژوهش، در مجله “PNAS” به چاپ رسید.

منبع : سایک نیو






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : موسیقی می‌تواند به رشد مغز نوزادان نارس کمک کند،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
یکشنبه 12 خرداد 1398

 

 

 

اثر متقابل افسردگی و درد مفاصل :

در مود تاثیر متقابل جسم و روان بر بدن بررسی دو خبر زیر جالب است.

خبر اول

مطالعه جدید نشان می دهد زانودرد می تواند منجر به بروز 

علائم افسردگی شود.

محققان ژاپنی در شروع مطالعه (بین سال ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶)متوجه شدند 

هیچ یک از شرکت کنندگان دارای علائم افسردگی نبودند. دو سال

 بعد، حدود نیمی از آنها پرسشنامه ای را تکمیل کردند. شرکت کنندگان

 به سوالاتی در مورد زانودرد خود پاسخ داده و از لحاظ علائم افسردگی

 مورد بررسی قرار گرفتند.

محققان مشاهده کردند حدود ۱۲ درصد شرکت کنندگان مبتلا به 

علائم افسردگی شده بودند .

به گفته محققان، شرکت کنندگانی که به هنگام شب در رختخواب، 

پوشیدن جوراب یا در زمان سوار یا پیاده شدن از اتومبیل دچار زانودرد

 می شدند بیشتر علائم افسردگی را گزارش کرده بودند .

خبر دوم

افسردگی عاملی جدی و اثرگذار درابتلای افراد به بیماری آرتروز است.

پژوهش درباره اثرگذاری افسردگی بر ابتلای افراد به آرتروز به وسیله 

محققان کالج جدید دارتموث (New Dartmouth College) انجام 

شده است.

افراد افسرده رژیم غذایی ناسالم دارند و به ورزش و حفظ سلامت بدن

 اهمیت چندانی نمی‌دهند و این سبب تشدید خطر ابتلا به آرتروز و سایر

 بیماری‌های جسمی و روانی درآن‌ها می‌شود.

دراین پژوهش دانشمندان به بررسی شیوع بیماری آرتروز بین 

حدود ۴۷۸۲ بیمار در رده بالای ۵۰ سال در چهار دسته افسردگی 

شدید، متوسط، خفیف و افراد سالم پرداخته اند.

نتیجه به این ترتیب به دست آمد که افرادی که افسردگی خفیف 

داشتند ۵۵ درصد بیش از افراد سالم دچار آرتروز بودند، که این آمار

 درافراد دچار افسردگی متوسط حدود ۶۲ و نه دهم درصد و در افرادی

 با افسردگی شدید به ۶۷ و هشت دهم درصد است.






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : اثر متقابل افسردگی و درد مفاصل،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 11 خرداد 1398

 

فرض کنید به اداره‌ای رفته‌اید و کارمند اداره با کمال بی‌ادبی یا بی‌توجهی با شما

برخورد می‌کند و کارتان را راه نمی‌اندازد.

 

بغل دستیِ شما در مکان عمومی سیگار می‌کشد یا با صدای بلند موسیقی گوش

می‌دهد.

 

راننده باقی پول شما را نمی‌دهد.

 

یک نفر به شما توهینی می‌کند که حقتان نیست.

 

جنسی را خریداری کرده‌اید که مطلوبتان نیست و دوست دارید آن را پس دهید.

 

به نانوایی رفته‌اید و نانوا در ازای پول شما نان نامطلوب و مفتضحی در اختیارتان

می‌گذارد‌.

 

سر کلاس حق با شماست اما استاد به شما زور می‌‌گوید و شما جرأت نمی‌کنید به او

چیزی بگویید.

 

توی کتابخانه یک آدم کم‌شعوری موبایلش را بی‌صدا نکرده‌است و رویِ روح و

روان شما راه می‌رود.

 

بویِ پا یا دهان یا اخلاق گند همکارتان آرامش شما را سلب کرده است.

 

همسایه بالایی شما طوری سروصدا می‌کند که انگار استادیوم فوتبال است.

 

خودرویی را می‌بینید که عینهو گاو می‌رانَد (بلانسبتِ گاو)

 

آرایشگاه موهایتان را خراب کرده است.

 

مدیر یا کارفرمای شما همچون برده با شما رفتار می‌کند.

 

از یک رفتار همسر خود راضی نیستند...

 

 و شرایطی بسیاری از این دست که هر روز برای ما اتفاق می‌افتد.

 

 

در این مواقع که کارد به استخوان می‌رسد معمولاً ما ایرانی‌ها دو گونه عمل می‌کنیم:

 

یک_ یا عصبانی می‌شویم و با یک انفجار درونی شروع می‌کنیم به رفتارهای

تکانه‌ای و دری وری گفتن و پرخاشگری و حرف‌ها و حرکات حاکی از خشم؛ و یا

متلک‌هایی که زیربنایش خشم است. خشم هم که خشم می‌آورد، و بعد هم درگیری و

دعوا و فرار و باقی ماجرا.

 

دو_ یا اینکه می‌ترسیم و در خودمان می‌ریزیم و جسارت بیان اعتراضمان را به هر

دلیلی نداریم. اما عینهو حُناق به زیرِ گلویمان می‌چسبد و آرامش ما را برای چند روز

یا چند ساعت به هم می‌ریزد و گاهی به ناخودآگاهمان می‌رود و چندسال در آنجا

بازی درمی‌آورد.

 

 اما یک راه میانه‌ای هم وجود دارد که خیلی از ما ایرانی‌ها بلد نیستیم

 و یادمان نداده‌اند و اراده‌ای هم برای یادگیری آن نداریم.

 

 باور کنید حتی این وضعیت در برخی مدیران یا بزرگان کشور هم وجود دارد که

فقط همین دو وضعیت را چالش‌های سازمانی، کشوری یا بین‌المللی روبروی خود

می‌بینند. یا درگیری و ابراز خشم، یا ترس و فرار.

 

این راهِ میانه عبارت است از جرأت‌ورزی. یک‌جور شجاعتِ بودن.

 

 اینکه تو اولاً جرأت بیان حرفت را داشته باشی

  ثانیاً این جرأت و شجاعت را بتوانی در قالبی انسانی، پخته و متمدنانه بیان کنی.

مثلا در قالب شوخی‌های لطیف و انسانی؛ یا طوری که طرف مقابل را هم درگیر

ماجرا کنی و او بتواند خودش را جای شما بگذارد و به اشتباه بودن کارش پی ببرد.

 

 نقل شده روزی نامه‌ای به دست خواجه نصیر الدین طوسی رسید كه با كلمات زشت

از او بدگوئی شده بود، از جمله این سخن زشت را خطاب به او نوشته بودند:

 

"یا كلب ابن کلب: ای سگ پسر سگ".

 خواجه نصیر، جواب آن نامه را با كمال متانت نوشت:

 

"اینكه به من سگ گفته‌ای صحیح نیست؛ زیرا سگ با چهار دست و پا راه می‌رود و

ناخن‌های دراز دارد، ولی من قامت راست دارم و روی دو پا راه می‌روم و ناخن‌هایم

پهن است، ناطق هستم و خنده بر لب دارم، پوست بدنم آشكار است، ولی پوست بدن

سگ به واسطه پشم بدنش پوشیده شده است؛ در نتیجه، این نشانه‌ها بیانگر آن است كه

من با سگ فرق‌های بسیاری دارم ". او به همین منوال بقیه‌ی ناسزاگوئی‌ها را پاسخ

داد، بی‌آنكه یك كلمه زشتی به كار برد.

 

 جرأت‌ورزی نیاز به خودسازی درونی، تمرینِ شجاعت و یادگیری فنون مذاکره

دارد. برای تمرین از یک جا شروع کنید: از جرأت‌ورزی در یک کار کوچک.

 

دکتر محسن زندی

 پژوهشگر و روانشناس

 






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : برای تمرین از یک جا شروع کنید،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
جمعه 10 خرداد 1398

 

۶۸٪ مردم مبتلا به سندروم ویبره  فانتوم هستند،

یعنی وقتی گوشی آنها روی ویبره نیست حس ویبره دارند.






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : سندروم ویبره،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
سه شنبه 7 خرداد 1398

 

 

 

مسافت زیاد منزل تا محل کار سلامتی تان را تحت تاثیر قرار می دهد.

 

متخصصان سلامت هشدار می‌دهند که مسیرهای طولانی رفت و آمد 

خطر ابتلا به افسردگی و چاقی را افزایش داده و به بازدهی 

کارمندان آسیب وارد می‌کند.

 

به گزارش ایسنا، در این بررسی آمده ساعات و مسیرهای طولانی 

رفت و آمد می‌تواند تاثیر مخربی بر سلامت و عملکرد فرد در

 محیط کار داشته باشد.

 

در مطالعه انجام گرفته روی بیش از ۳۴ هزار کارمند انگلیسی 

مشخص شد کارمندانی که در روز کمتر از نیم ساعت در رفت و

 آمد هستند در مقایسه با افرادی که برای مدت یک ساعت یا 

بیشتر زمان صرف رفت و آمدشان می‌کنند مثمرثمرتر بوده و

 بازده بیشتری دارند.

 

همچنین در این بررسی مشخص شد افرادی که زمان طولانی‌تری 

را صرف رفت و آمد می‌کنند بیشتر به لحاظ روانی آسیب می‌بینند 

و آنان ۳۳ درصد بیشتر احتمال دارد که به افسردگی مبتلا شوند. 

همچنین نگرانی‌های مالی در این افراد ۴۰ درصد بیشتر است.

 

به نوشته روزنامه ایندیپندنت، علاوه بر این، این کارمندان از مدت 

زمان خواب توصیه شده در طول شب که هفت ساعت است کمتر

 می‌خوابند و در نتیجه ۲۱ درصد بیشتر احتمال دارد با مشکل

 چاقی روبرو شوند.







نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : مسافت زیاد منزل تا محل کار سلامتی تان را تحت تاثیر قرار می دهد.،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
سه شنبه 7 خرداد 1398

 

چهار مرحله برای رسیدن به آرامش ذهن :

گام اول: دست از قضاوت خود و دیگران برداریم،

 سروصداهای ذهن كم می‌شود.

گام دوم: زاویه دید و نگرش خود را تغییر بدهیم.مدیریت 

كردن زیاد و برنامه ریزی افراطی نداشته باشیم.

گام سوم: دست از شرح‌حال دادن نسبت به كارها و وقایع

 گذشته تا بحال و یا تصمیمات آینده برداریم.

گام چهارم: برای خودمان حریم داشته باشیم و به حیات

 خلوت دیگران سرک نکشیم!






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : چهار مرحله برای رسیدن به آرامش ذهن،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
دوشنبه 6 خرداد 1398

 

وقتی کسی مرا ناراحت میکند یا به چالش می‌کشد 

یا مشمئز می‌کند از خود میپرسم این فرستاده شده

 تا چه درس مهمی را به من یاد بدهد؟

در این لحظه فاقد کدام ویژگی شخصیتی و روانی هستم 

که باعث شده متحمل درد و رنج شوم؟

انسانهای کند ذهن و کم هوش به شما صبر و بردباری میاموزند...

انسانهای عصبانی، آرامش و خونسردی را میاموزند...

انسانهای تحقیرگر، عزت نفس و احترام  را به شما میاموزند...

انسانهای بی احساس، عشق بی قید و شرط را میاموزند... 

انسانهای لجباز، انعطاف را به شما میاموزند...

باربارا دی انجلیس






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : وقتی کسی مرا ناراحت میکند یا به چالش می‌کشد،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
دوشنبه 6 خرداد 1398

 

 

آشنایی با رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT) :

مارشا لینهان (Marsha Linehan) بنیانگذار 

رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT) است. این شیوه‌ی درمان برای افرادی 

که قصد کنترل هیجان‌های آشفته‌ساز را دارند، بسیار مؤثر و 

اثربخش است. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که DBT به تقویت 

توانمندی افراد برای برخورد درست با ناراحتی می‌پردازد، بدون

 این‌که افراد کنترل خود را از دست بدهند یا دست به رفتارهای

 مخرب بزنند.

رفتاردرمانی دیالکتیکی، چهار دسته مهارت بنیادین به شما یاد

 می‌دهد که با استفاده از آنها هم می‌توانید شدت هیجان‌های 

خود را کاهش دهید و هم این‌که می‌توانید در مواقع بحرانی، 

تعادل هیجانی خود را حفظ کنید.

۱. مهارت‌های تحمل آشفتگی (distress tolerance):

این مهارت‌ها به شما کمک می‌کنند تا با وقایع آشفته‌ساز، بهتر

 مقابله کنید. این مهارت‌ها، شما را مقاوم‌تر بار می‌آورند و شیوه‌های 

جدیدی به شما یاد می‌دهند تا بتوانید اثرات آشفته‌ساز شرایط را 

کاهش دهید.

۲. مهارت‌های توجه‌آگاهی (mindfulness):

این مهارت‌ها به شما کمک می‌کنند که زمان حال را با آگاهی 

بیشتری تجربه کنید، در عین حال که ذهن شما کمتر درگیر تجارب

 دردناک گذشته و تهدیدهای آینده شود. علاوه بر این، توجه‌آگاهی، 

ابزاری در اختیار شما قرار می‌دهد تا دست از قضاوت‌ها و افکار

 منفی (چه درباره‌ی خودتان و چه درباره‌ی دیگران) بردارید.

۳. مهارت‌های نظم‌بخشی هیجانی (emotional regulation):

این مهارت‌ها به شما کمک می‌کنند تا احساس‌های خود را دقیق‌تر 

بشناسید و بتوانید بدون درگیرشدن با هیجان‌های آشفته‌ساز به 

مشاهده‌ی آنها بپردازید. هدف این مهارت‌ها، تنظیم یا تعدیل 

احساس‌های شماست، بدون این‌که واکنش منفی و مخربی از 

خودتان بروز دهید.

۴. مهارت‌های ارتباط مؤثر:

این مهارت‌ها، ابزار جدیدی برای ابراز باورها، نیازها، محدودیت‌

گزینی و چاره‌اندیشی مشکلات بین‌فردی در اختیار شما قرار می‌دهند. 

هدف چنین مهارت‌هایی این است که در روابط بین‌فردی آسیب نبینید

 و با دیگران براساس اصل احترام متقابل رفتار کنید.

منبع: "تکنیک‌های رفتاردرمانی دیالکتیکی"؛ نوشته متیو مک‌کی 

و همکاران؛ ترجمه دکتر حسن حمیدپور و همکاران؛ انتشارات ارجمند

 






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : آشنایی با رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT)،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
دوشنبه 6 خرداد 1398

 

ﭘﯿﮏ ﺁﻟﻔﺎ ﭼﯿﺴﺖ؟

 

۲۰ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﻭ ۲۰ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺑﯿﺪﺍﺭﯼ ﺩﺭ ﺁﻟﻔﺎ ﻫﺴﺘﯿﺪ

 ﺑﺎﻻﺗﺮﯾﻦ ﺳﻄﺢ ﺁﻟﻔﺎ ﺩﺭ ﻟﺤﻈﻪ ﺍست کهﺩﺍﺭدﺧﻮﺍبتان ﻣﯿﺒﺮد ﻭ. 

یا ﺩﺭﺳﺖ ﺩﺭ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﻣﯽ ﺷوید ﻭ ﺑﻪ ﺍین حالت میگویند،،

 ﭘﯿﮏ ﺁﻟﻔﺎ ....

ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﺣﺎﻟﺘﯽ ﮐﻪ انسان ﻫﺎ ﺩﺭ ﺍﻣﻮﺍﺝ ﺁﻟﻔﺎﯼ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍبشاﻥ

 ﺩﺍﺭند ﺑﻪ ﺳﻪ ﺩﺳﺘﻪ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻣﯽ شوند

1 - ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ، ﻣﺜﺒﺖ ﺍﻣﺎ ﺭﻭﯾﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﯾﺸﻨﺪ .

2 - ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ، ﻣﺜﺒﺖ ﺍﻣﺎ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﯾﺸﻨﺪ .

3 ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ، ﻣﻨﻔﯽ ﻭ ﻣﻨﻔﯽ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﯾﺸﻨﺪ !

 

ﻟﻄﻔﺎ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﯿﺪ ﺑﺒﯿﻨﯿﺪ ﺷﻤﺎ ﺟﺰﻭ ﮐﺪاﻡ ﺩﺳﺘﻪ ﻫﺴﺘﯿﺪ ؟ ﺑﻪ ﺧﻮﺩتاﻥ ﻫﻢ، 

ﺩﺭﻭﻍ نگویید ، ﺍﮔﻪ ﺟﺰﻭ ﺍﻭﻥ دسته انسان هایی


هستید ﮐﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﻫﻤﻪ ﻏﺼﻪ ﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪگیتاﻥ ﺭﻭ ﻣﺮﻭﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ

 ﯾﺎ ﺑﻪ ﺣﻮﺍﺩﺙ ﻭ ﺍﺗﻔﺎﻗﺎﺗﯽ ﮐﻪناراحتتان ﮐﺮﺩﻩ، ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ، 

ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﺟﺰﻭ ﺩﺳﺘﻪ ﺳﻮﻣﯿﻦ !

ﺍﮔﻪ فردی شما راناراحت ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺷﻤﺎ در ﺧﻠﻮﺕ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍبتان، 

ﻣﺮﻭﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﭼﻪ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ بدی در مورد شما انجام داده ، 

ﯾﺎدتان ﺑﺎشد ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽ شوید ﮐﻪ ﺭﻓﺘﺎﺭ بد ﺩﺭ آن شخصﺗﮑﺮﺍﺭ شود !

عجیب است! ﺍﻣﺎ ﺷﻤﺎ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺣﻮﺍﺩﺙ ﺯﻧﺪگیتاﻥ ﺭا ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ

 ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﺖ ﺁﻟﻔﺎ ﭼﻪ گونه ﻓﮑﺮ می کنید، ﻣﯽ ﺳﺎﺯید ! ﭼﻪ ﺁﻟﻔﺎﯼ

 ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﻭ ﭼﻪ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺭﻭﯼ ﭼﯿﺰﯼ ﺗﻤﺮﮐﺰ ﻣﯽ کنید

 ﻭ ﺩﺭاصل ﺩﭼﺎﺭ ﺧﻠﺴﻪ ﻣﯽ شوید....

ﺫﻫﻦ ﺷﻤﺎ، ﻣﺜﻞ دیگ ﺟﺎﺩﻭﮔﺮﯼ ﻣﯽ ماند !که هر چه در آن

 بریزید پخته ﻣﯽ شود؟ !

ﺗﻮﺟﻪ ﮐﻨﯿﺪ هنگامی که به یکباره وار د ﻋﺎلم هپروت می شوید 

ﻭ ﺳﺎﻋﺖ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﻣﺎﻟﯽ، یا احساسی وعشقی یا ﺷﮑﺴﺖ ﻫﺎﯼ 

ﺯﻧﺪگیتان ﻓﮑﺮ ﻣﯽ کنید ﯾﺎ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ کمتر از مقداریﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻮﺏ

 ﺑﺎشید،هستید،ﯾﺎﺩتان باشددر ﺣﺎﻟﺖ ﺧﻠﺴﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮفته اید ﻭ ﺍﻣﻮﺍﺝ

 ﺁﻟﻔﺎ ﺗﻮلید می کنید وﺩﺭ ﺑﺎﻻﺗﺮﯾﻦ ﺣﺎﻟﺖ ﺗﻠﻘﯿﻦ ﭘﺬﯾﺮی هستید

 بدون اینکه خود متوجه باشید ﺧﻮﺩتاﻥ ﯾﺎ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭا ، ﻫﯿﭙﻨﻮﺗﯿﺰﻡ

 ﮐﺮﺩه ﻭ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽشوید ﺗﺎ ﻫﻤﻪ آن ﭼﯿﺰ ﻫﺎﯼ ﺑﺪ ﺩﺭ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺁﯾﻨﺪه

 ﺑﻪ ﺷﮑﻠﻬﺎﯼجدید برای شما ویا دیگران ایجاد شود بطور مثال

 هنگام که غرق تماشای فیلم غمگین میشوید و خودتان رابجای

 ﻗﻬﺮﻣﺎن فیلم ﻣﯽ ﮔﺬﺍرید و های های گریه می کنید امواج منفی 

وغمگین ارسال می کنید

ﻟﻄﻔﺎ ﻣﺮﺍﻗﺐ ﺍﻣﻮﺍﺝ ﺁﻟﻔﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﺑﺎﺷﯿﺪ !

 

ﺍﮔﺮ ﻣﺎ ﻧﺎ ﺁﮔﺎﻫﺎﻧﻪ ﺧﯿﻠﯽاز ﺣﻮﺍﺩﺙ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﻧﺪگیمان ﺩﻋﻮﺕ ﮐﺮﺩﯾﻢ، 

ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﯿﻢ ﺁﮔﺎﻫﺎﻧﻪ آن ﻫﺎ ﺭﺍ به جهت درست هدایت کنیم

و ﺍﺯ ﻧﯿﺮﻭﻫﺎیماﻥ ﺩﺭ ﺟﻬﺖ ﺳﺎﺧﺖ ﺣﻮﺍﺩﺙ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﯿﻢ!

ﺗﻤﺮﯾﻦ : ﺍﯾﻦ ﯾﻪ ﺗﮑﻨﯿﮏ ﺑﻮﺩﺍیست ، ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺑﻌﺪﯼ !

ﺗﻤﺮﯾﻦ کنید ﮐﻪ ﮐﻨﺘﺮﻝ ﻓﮑﺮتان ﺭﺍ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﺮﻋﻬﺪﻩ ﺑﮕﯿﺮید ﻭ 

ﺍگر ﺩﺭ ﻃﯽ ﻣﺮﺍﻗﺒﻪ، ﻓﮑﺮﯼ ﺑﻪﺳﺮﺍﻏﺘﻮﻥ آﻣﺪ ﮐﻪ ﻣﻨﻔﯽ ﺑﻮﺩ، ﺍﺻﻼ 

ﺧﻮﺩتان ﺭا ﺷﻤﺎﺗﺖ ﻧﮑﻨﯿﺪ ! ﻓﻘﻂ ﺳﺮﯾﻊ ﺑﻪ ﺧﻮﺩتان بگویید ﺑﻌﺪﯼ !

 و فکر ﺩﯾﮕﺮ ی ﺭا ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻨﺶ ﮐﻨﯿﺪ . ﺍﮔﻪ ﻓﮑﺮ ﺑﻌﺪﯼ ﻫﻢ ﻣﻨﻔﯽ ﺑﻮﺩ

 ﺑﺎﺯ تکرار کنید بعدﯼ ﻭ ﺑﺮوید ﺳﺮﺍﻍ ﻓﮑﺮ

ﺑﻌﺪﯼ . آنقدر تکرار کنید . تا ﯾﮏ ﻓﮑﺮ ﻣﺜﺒﺖ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺑﯿﺎﺩ .

ﺣﺘﻤﺎ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﮐﻨﯿﺪ.






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : ﭘﯿﮏ ﺁﻟﻔﺎ ﭼﯿﺴﺖ؟،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
دوشنبه 6 خرداد 1398

 

وقتی چیزی مرا رنج می‌داد، در مورد آن با هیچ کس

 حرفی نمی‌زدم، خودم در موردش فکر میکردم، به 

نتیجه می‌رسیدم و به تنهایی عمل میکردم. نه اینکه واقعا

 احساس تنهایی بکنم، نه... بلکه فکر می‌کردم که انسان‌ها 

در آخر، باید خودشان، خودشان را نجات بدهند...

 

هاروکی موراکامی

جنگل نروژی






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : وقتی چیزی مرا رنج می‌داد، در مورد آن با هیچ کس حرفی نمی‌زدم،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
دوشنبه 6 خرداد 1398

مشکل ، عشق نیست ؛ بلکه مشکل تاکید بیش از حد بر روی 

عشق در زندگی است ؛ وقتی بیش از حد بر روی جنس مخالف

 در زندگی تمرکز صرف داریم و میخواهیم به هر ترتیبی به

عشق برسیم ، حالمون خوب نیست و عشق برامون حکم ماده 

مخدر رو داره تا دردمونو تسکین بده.

عشق نباید دوای درد های ما باشه و اگر اینطور باشه و حتی

 اگر هم بهش برسیم ، مطمئنا عشق سالمی نیست و بیمار گونه 

خواهد بود.

هورنای میگوید : در تحلیل روانی بسیاری از زنان به اینجا رسیدیم

 که این زنان فقط یک فکر را در سر می پروراندند :

" من باید مردی داشته باشم"

یعنی این فکر چنان بر زندگی آنها سایه افکنده که جایی برای

افکار دیگر نگذاشته است ، گویی در زندگی دیگر نه فعالیتی

 وجود دارد و نه هدفی....

فاجعه اینجاست که فرد معنی و جهت و هدف زندگیشو

 فقط و فقط در عشق جستجو کنه!

روانشناسی زنان

کارن هورنای






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : مشکل، عشق نیست،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
دوشنبه 6 خرداد 1398


( کل صفحات : 47 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز