مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟







حقیقت این است که در این دنیا

همیشه کسی هست که آرزویش است جایش را با شما عوض کند،

بخواهد مثل شما نفس بکشد

مثل شما راه برود

شبیه شما باشد

در جایی که شما زندگی می کنید زندگی کند.

آیا اخیرا خداوند را به خاطر خانواده، دوستان، سلامتیتان و

 فرصت هایی که به شما داده است، شکر کرده اید؟






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : فرصت هایی که به شما داده است، شکر کرده اید،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 17 فروردین 1398

 

بارالها از کوی تو بیرون نشود

پای خیالم

نکند فرق به حالم...

چه برانی،چه بخوانی...

چه به اوجم برسانی

چه به خاکم بکشانی...

نه من آنم که برنجم

نه تو آنی که برانی...

نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم

نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی

در اگر باز نگردد... نروم باز به جایی

پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی

کس به غیر از تو نخواهم

چه بخواهی چه نخواهی

باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی

خواجه عبدالله انصاری

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : بارالها از کوی تو بیرون نشود پای خیالم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 17 فروردین 1398

 

آدم گاهی اوقات همه چیز را رها می کند وبرای لحظه ای اختیار

 مهار کردن خودش را از دست می دهد. حالا وضع فلاکت بار مرا 

که سه امکان، بیشتر نمی شناسد به آن اضافه کن:

از هم پاشیدن

در هم فرو رفتن

و از پا در آمدن

زندگی مرا زنجیره ای از همین سه امکان تشکیل داده است.

 

کافکا






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : کافکا،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 17 فروردین 1398

 

"نان ومیوه دل"

 

دو برادر به نام اسماعیل و ابراهیم در یکی از روستاها، ارث 

پدرشان یک تپه کوچکی بود که یکی در یک سمت و دیگری در 

سمت دیگر تپه گندم دیم می کاشتند.

اسماعیل همیشه زمینش باران کافی داشت و محصول برداشت می کرد.

ولی ابراهیم قبل از پر شدن خوشه ها گندم هایش از تشنگی 

می سوختند و یا دچار آفت شده و خوراک دام می شدند و 

یا خوشه های خالی داشتند.

 

ابراهیم گفت:

بیا زمین هایمان را عوض کنیم، زمین تو مرغوب است. اسماعیل

 عوض کرد، ولی ابراهیم باز محصولش همان شد.

 

زمان گندم پاشی زمین در آذرماه، ابراهیم کنار اسماعیل بود و دید

 که اسماعیل کار خاصی نمی کند و همان کاری می کند که او می کرد

 و همان بذری را می پاشد که او می پاشید.

 

در راز این کار حیرت ماند.

 

اسماعیل گفت:

من زمانی که گندم بر زمین می ریزم در دلم در این فصل سرما، 

برای پرندگان گرسنه ای که چیزی نیست بخورند، هم نیت می کنم 

و گندم بر زمین می ریزم که از این گندم ها بخورند ولی تو دعا می کنی 

پرنده ای از آن نخورد تا محصولت زیاد تر شود.

 دوم این که تو آرزو می کنی محصول من کمتر از حاصل تو شود در

 حالی که من آرزو دارم محصول تو از من بیشتر شود.

 

پس بدان؛

انسان ها "نان و میوه دل خود را می خورند. نه نان بازو و قدرت فکرشان را."

 

برو قلب و نیت خود را درست کن و یقین بدان در این حالت، 

همه هستی و جهان دست به دست هم خواهند داد تا امورات

 و کارهای تو را درست کنند




نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : "نان ومیوه دل"،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 16 فروردین 1398

 

موضوعاتی که در پیری حتما به آن غبطه خواهید خورد

 

 

یک ضرب المثل قدیمی هست که می‌‌گوید جوانی را جوان‌ها به هدر می‌‌دهند.

شاید اگر بدانید پیرها به چه چیزهایی غبطه می‌‌خورند بتوانید بهتر جوانی کنید:

 

۱-چرا وقتی می‌توانستم سفر کنم، نکردم!

۲- چرا زبان دومی نیاموختم!

۳-چرا وقتم را به خاطر رابطه‌ای تمام شده تلف کردم!

۴- چرا از خود در برابر نور آفتاب محافظت نکردم تا پوست سالم‌تر و بدون چروکی داشته باشم!

 

۵- چرا برای دیدن خوانندگان مورد علاقه‌ام به کنسرت نرفتم!

۶- چرا از انجام خیلی از کارها ترسیدم!

۷- چرا ورزش اولویت کارم نبود!

۸- چرا خود را گرفتار سنت‌ها کردم!

 

۹- چرا از کاری که دوست نداشتم استعفا ندادم!

۱۰- چرا بیشتر درس نخواندم!

۱۱-چرا باور نکردم زیبا هستم!

۱۲- چرا از گفتن دوستت دارم ترسیدم!

۱۳- چرا به راهنمایی‌های والدینم گوش ندادم!

 

۱۴-چرا خودخواه بودم!

۱۵- چرا تا این حد نظر دیگران برایم مهم بود!

۱۶- چرا به جای آنکه به رویاهای خودم فکر کنم به فکر براوردن رویای دیگران بودم

۱۷- چرا وقتم را صرف یادآوری خاطرات بد کردم و زمانم

 را از دست دادم. کاش افسوس گذشته را نمی‌خوردم!

 

۱۸- چرا کسانی را که دوست داشتم از خود رنجاندم!

۱۹- چرا از خود دفاع نکردم!

۲۰- چرا برای برخی کارها داوطلب نشدم!

۲۱- چرا بیشتر مراقب دندان‌هایم نبودم!

۲۲- چرا قبل از مرگ مادر و پدر بزرگ سئوالاتی را که داشتم از آنها نپرسیدم!

۲۳- چرا زیاد کار کردم!

۲۴- چرا آشپزی یاد نگرفتم!

۲۵- چرا از زمان حال لذت نبردم!

۲۶- چرا تلاش نکردم آنچه را شروع کردم به پایان برسانم!

۲۷- چرا گرفتار کلیشه‌های فرهنگی شدم و از هدفم بازماندم!

۲۸- چرا دوستی‌هایم را ادامه ندادم!

۲۹- چرا با کودکانم بیشتر بازی نکردم!

۳۰- چرا انسان ریسک‌پذیری نبودم!

۳۱- چرا برای افزایش دانش و ارتباطاتم تلاش نکردم!

۳۲- چرا تا این حد فرد نگرانی بودم!

۳۳- چرا سر هر چیزی زود عصبانی شدم!

۳۴- چرا به اندازه کافی با افرادی که دوست‌شان داشتم وقت نگذراندم!

۳۵- چرا برای یک بار هم که شده پشت میکروفون نرفتم تا 

در مقابل جمع صحبت کنم!

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 15 فروردین 1398

زندگی نمایشی است 

که هیچ تمرینی برای آن وجود ندارد. 

پس آواز بخوان،

 اشک بریز، 

بخند

 و باتمام وجود زندگی کن!

 قبل از آنکه

 نمایش تو بدون هیچ تشویقی به پایان برسد ...

 

چارلی چاپلین






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : زندگی نمایشی است،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 13 فروردین 1398

یکی از مریدان کنفوسیوس از او پرسید: 

«آیا ممکن است چیزی در مورد اتفاقات پس از مرگ بگویید؟»

کنفوسیوس پاسخ داد: 

«تمام این فکرهای پس از مرگ را می‌توانی پس از مردن،

 در قبر فکر کنی. هم اکنون زندگی کن

زمانی برای زندگی کردن است

 و زمانی برای مردن. آنها را با هم قاطی نکن، 

وگرنه هر دو را از دست خواهی داد. 

هم‌اکنون با تمامیت زندگی کن و وقتی که مردی، 

آن‌وقت به تمامی بمیر. 

ولی اکنون وقتت را برای چیزهایی که 

در دوردست هستند تلف نکن.

 

اشو

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : آیا ممکن است چیزی در مورد اتفاقات پس از مرگ بگویید،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 12 فروردین 1398

چیزی به عنوان زیبایی وجود نداره،

خصوصا در صورتِ انسان.

چیزی که اسمش را گذاشته‌ایم "ریخت‌شناسی" تمامش یک جور نظام‌بندی ریاضی‌وار و خیالی اجزای صورت است.

مثلا دماغ زیادی بیرون نزده باشد،

لاله‌های گوش بزرگ نباشد، موها بلند باشد،

خط ریش‌ها مد روز باشند و از این جور چیزها.

این سراب عمومیت بخشیدن به همه چیز است.

مردم به بعضی چهره‌ها می‌گویند زیبا،

ولی در حقیقت آن ها زیبا نیستند، معادله‌ای ریاضی هستند که حاصلش صفر است.

در واقع زیباییِ حقیقی، زیبایی سیرت است،

نه شکل ابروها.

 

 

چارلز بوکفسکی

سوختن در آب، غرق شدن در آتش






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : چیزی به عنوان زیبایی وجود نداره،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 12 فروردین 1398

 

 

قدرشناسی سخت است

اگر گمان کنیم ، ما محق هستیم

و دیگران به ما بدهکارند.

از همین نقطه تحول درونی ات را شروع کن

و با قدرشناسی از همه کسانیکه تلاش می کنند و کرده اند

تا تو در آسایش باشی  ، به آنها بگو برایت مهم اند

و قدم بعدی عبور از کسانی است که از آنها رنجشی به دل داری.

ببخش !

هیچ بار سنگینی در سال نو با خودت حمل نکن .

زندگی سرشار از حوادث زیبا و باشکوه است

و اگر منافذ روح ما بسته باشد ،

هرگز نمی توانیم بذرهای آگاهی را سبز کنیم.

در محیط خانه و خانواده ،

محیط کار و اجتماع ،

بکوش مثمر ثمر باشی

و به ریشه هایت وصل شو.

بخصوص به خانواده ات

 

 

 

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : قدرشناسی سخت است،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 11 فروردین 1398

 

هر کس دنیا را از زاویه دید خود قضاوت می‌کند!

گاهی بهتر است جای خود را برای بهتر دیدن عوض کنید.

هیچ‌وقت در زندگی‌تان به خاطر احساس ترس عقب ننشینید.

همه‌ی ما بارها این جمله را شنیده‌ایم که :

 «بدترین اتفاقی که ممکن است بیفتد چیست؟ مثلاً اینکه بمیرید؟

اما مرگ؛ بدترین اتفاقی که ممکن است برایتان رخ دهد نیست»

بدترین اتفاق در زندگی این است که اجازه دهید در عین زنده بودن، از درون بمیرید...!

مارتین سلیگمن






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : هر کس دنیا را از زاویه دید خود قضاوت می‌کند،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 11 فروردین 1398

 

 

عشق

 

فقط کلماتی نیست که به طور تصادفی گفته میشه

 

در یک لحظه و بدون فکر کردن

 

چیزهاییه که بدون حرف زدن احساس میشه

 

با لبخند زدن با در آغوش کشیدن

 

عشق

 

بعضی وقت ها هرگز نمی آید چون که بی صدا میگذره

 

به دنبال کسی است برای عشق ورزی و دوست داشتن

 

بعضی وقت ها دیر می رسد چون

 

کس دیگری جای اونه

 

عشق مرز و مسافت و مکانی نمی شناسه

 

سنی ندارد و می تونه برسه

 

بین مردم گم شده یا در آوازی به اوج میرسه

 

میان یک خنده میان یک گریه

 

عشق . یعنی بخشیدن همه چیز بدون سرزنش کردن و فراموش کردن

 

برای از نو شروع کردن یعنی چیزی نگفتن و در سکوت راه رفتن

 

یعنی فداکاری کردن بدون چشمداشت






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : عشق،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 10 فروردین 1398

 

یک ضرب المثل چینی میگوید:

 

برنج سرد را میتوان خورد،

چای سرد را میتوان نوشید؛

اما ......

نگاه سرد را نمیتوان تحمل کرد...

 

مهم نیست کف

پایتان را شستید یا نه؟!

 

حتی مهم نیست کف پایتان

نرمه یا زبر .......اما این مهمه

که وقتی از زندگی کسی رد میشوید ؛

رد پای قشنگی از خودتان

به جا بگذارید.

 

همیشه میشه تموم کرد

فقط بعضی اوقات دیگه

نمیشه دوباره شروع کرد...

 

مواظب همدیگه باشیم !

از یه جایی بــه بعد........

دیگه بزرگ نمیشیم؛

پـیــــــــــر میشیم

 

از یه جایی بــه بعد.......

دیگه خسته نمیشیم؛

می بُــــــــــــرّیم

 

از یه جایی بــه بعد........

دیـگه تــکراری نیستیم؛

زیــــــــادی هستــــیم..!!

 

پس قدر حضور خوشرنگ مون رو

تو صفحه دفتر خلقت بدونیم و الا محبت تجارت پایاپای نیست.






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : نگاه سرد را نمیتوان تحمل کرد،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 10 فروردین 1398

 

 

یک تاجر آمریکایی نزدیک یک روستای مکزیک ایستاده بود.

 در همان موقع یک قایق کوجک ماهی گیری رد شد 

که داخلش چند تا ماهی بود. از ماهی گیر پرسید :

 تاجر: چقدر طول کشید تا این چند تا ماهی رو گرفتی؟

 ماهی گیر: مدت خیلی کمی 

تاجر: پس چرا بیشتر صبر نکردی تا بیشتر ماهی گیرت بیاد؟

 ماهی گیر: چون همین تعداد برای سیر کردن خانواده ام

 کافی است.

 تاجر: اما بقیه وقتت رو چیکار می کنی؟ 

ماهی گیر: تا دیروقت می خوابم. یه کم ماهی گیری می کنم. 

با بچه ها بازی می کنم بعد می رم توی دهکده و

 با دوستان شروع می کنیم به گیتار زدن ، 

خلاصه مشغولیم به این نوع زندگی

تاجر: من تو هاروارد درس خوندم و می تونم کمکت کنم، 

تو باید بیشتر ماهی گیری کنی. اون وقت می تونی

 با پولش قایق بزرگتری بخری و با درآمد اون چند 

تا قایق دیگر هم بعدا اضافه می کنی، اون وقت یه

 عالمه قایق برای ماهیگیری داری! 

ماهی گیر: خوب بعدش چی ؟ 

تاجر: به جای اینکه ماهی ها رو به واسطه بفروشی 

اونارو مستقیما به مشتریها می دی و برای خودت

 کار و باردرست می کنی... 

بعدش کارخونه راه می اندازی و به تولیداتش نظارت میکنی...

 این دهکده کوچک رو هم ترک می کنی و می روی 

مکزیکوسیتی! بعد از اون هم لوس آنجلس! 

و از اونجا هم نیویورک... اونجاست که دست 

به کارهای مهم تری می زنی... 

ماهی گیر: این کار چقدر طول میکشه 

تاجر: پانزده تا بیست سال ! 

ماهی گیر: اما بعدش چی آقا ؟ 

تاجر:بهترین قسمتش همین جاست،

 در یک موقعیت مناسب که گیر اومد می ری سهام 

شرکت رو به قیمت خیلی بالا می فروشی!

 این کار میلیون ها دلار برات عایدی داره. 

ماهی گیر : میلیون ها دلار!؟ 

خوب بعدش چی؟

 

تاجر: اون وقت بازنشسته می شی! 

می ری یه دهکده ی ساحلی کوچیک! 

جایی که می تونی تا دیر وقت بخوابی! 

یه کم ماهی گیری کنی، 

با بچه هات بازی کنی! 

بری دهکده و تا دیر وقت با دوستات گیتار بزنی 

و خوش بگذرونی!

 

ماهیگیر: من که الان دارم همین کارها رو می کنم!

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : من که الان دارم همین کارها رو می کنم!،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 10 فروردین 1398

 

متن سنگ قبر

"حافظ"

 

بر سر تربت ما چون گذری همتی خواه

که زیارتگه رندان جهان خواهد بود

 

متن سنگ قبر

"سهراب سپهری"

 

به سراغ من اگر می آیید

نرم وآهسته بیایید

مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من

 

متن سنگ قبر

"کوروش کبیر"

 

ای انسان هر که باشی واز هر جا که بیایی

میدانم خواهی آمد

من کوروشم که برای پارسی ها این دولت وسیع را بنا نهادم

بدین مشتی خاک که تن مرا پوشانده رشک مبر

 

متن سنگ قبر

"پروین اعتصامی"

آنکه خاک سیه اش بالین است

اختر چرخ ادب پروین است

گرچه تلخی از ایام ندید

هر چه خواهی سخنش شیرین است

 

متن سنگ قبر

"علی شریعتی"

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد

نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت.

ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد

گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش

و او یکریز و پی در پی دم گرم خویش را در گلویم سخت بفشارد

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد

بدین سان بشکند

هر دم سکوت مرگبارم را

 

 

متن سنگ قبر

"نیوتن"

طبیعت وقوانین طبیعت در تاریکی نهان بود

خدا گفت بگذار تا نیوتن بیاید......

وهمه روشن شد

 

متن سنگ قبر

"خسرو شکیبایی"

در ازل پرتو حسنت زتجلی دم زد

عشق پیدا شدوآتش به همه عالم زد

 

متن سنگ قبر

"وینستون چرچیل"

من برای ملاقات با خالقم آماده ام

اما اینکه خالقم برای عذاب دردناک ملاقات با من آماده باشد چیز دیگریست

 

متن سنگ قبر

"اسکندر مقدونی"

اکنون گور او را بس است

آنکه جهان اورا کافی نبود.

 

جهان کهن

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : متن سنگ قبر،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 9 فروردین 1398

 

به‌ندرت به جای زخم‌ها فکر می‌کنی

اما هر وقت به یادشان می‌افتی

می‌دانی که علامت‌های زندگی‌اند... 

نامه‌هایی از الفبایی نهان‌اند که داستان هویتت را باز می‌گویند!

زیرا هر جای زخم یادبود زخمی‌ست

که التیام یافته

و هر زخم بر اثر برخوردی نامنتظر

با جهان ایجاد شده

یعنی یک تصادف

یا چیزی که لازم نبوده اتفاق بیفتد... 

امروز صبح که به آینه نگاه می‌کنی

پی می‌بری سراسر زندگی چیزی به‌جز تصادف نیست...

و تنها یک واقعیت محرز است

این‌که دیر یا زود

به پایان خواهد رسید...






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : به‌ندرت به جای زخم‌ها فکر می‌کنی،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 9 فروردین 1398


( کل صفحات : 76 )    ...   5   6   7   8   9   10   11   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز