مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟







 

 

 

از هر آنچه که جوانی به همراه خود می‌آورد،


 رویاها مهم‌ترین هستند . مردمی که رویا  دارند ،


 فقر را نمی‌شناسند چرا که ثروت هر کس به اندازه‌ی رویاهایی است


   که در سر دارد‌. جوانی دوره‌ای از زندگی است که حتی اگر


هیچ چیز در زندگی نداشته باشید‌، اگر رویا داشته باشید


 هیچ چیز نمی‌تواند حسادت شما را تحریک کند .


تاریخ متعلق به کسانی است که


 رویاهایی بزرگ در سر دارند. 

 

 

سنگ فرش هر خیابان از طلاست

 

کیم وچونگ






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : سنگ فرش هر خیابان از طلاست،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 14 اسفند 1397

 

خانه تکانی یک رسم اسفندی کاملا زنانه است. رسمی که زن ها 

خودشان اجرایش می کنند؛

 

به روش های منحصر به فرد خودشان، برای کیف هایی که چند

 وقتیست ته کمدشان خاک خورده و دیگر دوستشان ندارند و 

گذاشته اند در خانه تکانی از دستشان خلاص شوند. برای جعبه هایی

 که حوصله نداشتند و هلشان داده اند زیر تخت. کارها که به آخر رسید

 و چک لیست توی ذهنشان تمامش خط خورد حالا کم کم می روند

 سراغ تغییرات ریز و درشت در خانه، رنگ های جدید، طرح های تازه.

 

من به گمانم این دو مرحله، حس اسفند ماه هر زنیست،

 همه به سبک هم شاید این کارها را انجام ندهند ولی خوب که 

نگاه کنی می بینی این حس و حال هست.

در یکی بیشتر... در یکی کمتر

 

دوستانه می گویم اگر در روزهای اسفند تمام دفعاتی که وارد

 خانه شدید اثری از تغییر ندیدید.

اگر هیچ چیزی به جلوی آینه اضافه نشده بود

اگر هیچ کیسه سیاهی پر از دور ریختنی پشت در نبود

باید نگران شوید!

 

نگران زنی که شاید آنقدر ذهنش خالی بوده از تصور زیبایی


 روزهای پیش رو که هوای اسفند برش نداشته و دلش هیچ


 نخواسته به استقبال روزهایی نو برود




نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : خانه تکانی یک رسم اسفندی کاملا زنانه است،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 13 اسفند 1397

 

 

در تالارهای عروسی، آن‌جا که مهمان‌ها لباس‌شب پوشیده و

مست از شادی می‌رقصند، همیشه چند نفر هستند که در

 سکوتی عذاب‌آور به جمع کردن بشقاب‌ها و و

لیوان‌ها و دستمال‌های زیر میز‌ها افتاده مشغولند.

 

کسی نمی‌بیندشان چون کارشان دیده‌نشدن است.

گاهی گوشه‌ای می‌ایستند و عروس و داماد را تماشا می‌کنند.

 

جایشان همیشه دم در است. کسی برای شام دعوتشان نمی‌کند.

مثل خدمتکاران قرن شانزده و هفده باید در اتاقی جدا شام بخورند.

 

با پایان عروسی، باقی‌مانده‌ی غذاها را در ظرف‌های یک‌بار

 مصرف به خانه می‌برند. مقنعه‌هایی یک‌شکل، مانتوهایی یکسان، شلوارهایی همانند؛

برای اثبات این‌که «شما از ما نیستید، برای همین دم در بایستید

 

بار آخری که عروسی رفتم، در اتاق آرایش مهمان‌ها،

زنی داشت با مانتوی سورمه‌ای و مقنعه‌ی سفید، آن پشت‌ها، جلوی یک آینه، می‌رقصید.

 

نگاهش کردم. رقص باشکوهی بود: شورش پنهانی یک

برده علیه رذالتی به اسم « اگر پول ‌نداری، دم در بایست

 

غزل صدر






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : اگر پول ‌نداری، دم در بایست.،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 12 اسفند 1397

گاهی در خاطره ات!

 

آن ها که در زندگی ات می مانند؛

همسفر می شوند....

 

آن ها که در خاطرت می مانند:

کوله پشتیٍ تمامٍ تجربیاتت برای سفر....

 

گاهی تلخ

گاهی شیرین

گاهی با یادشان لبخند می زنی

گاهی یادشان لبخند از صورتت بر می دارد....

اما تو لبخند بزن

به تلخ ترین خاطره هایت حتی....

بگذار همسفر زندگی ات بداند

هر چه بود؛هر چه گذشت

تو را محکمتر از همیشه و هر روز

برای کنار او قدم برداشتن ساخته است....

آدمها می آیند

و این آمدن

باید رخ بدهد

تا تو بدانی

آمدن را همه بلدند....

 

این ماندن است که هنر میخواهد






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : گاهی در خاطره ات!،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 11 اسفند 1397

 

 

دعوا کن، ولی با کاغذت.

اگر از کسی ناراحتی، یک کاغذ بردار و یک مداد، هرچه خواستی

 به او بگویی روی کاغذ بنویس.

 

 خواستی داد هم بکشی، تنها سایز کلماتت را بزرگ کن، نه صدایت را.

 آرام که شدی برگرد و کاغذت را نگاه کن.

 

 آنوقت خودت قضاوت کن.

حالا می توانی تمام خشمِ نوشته هایت را با پاک کُنت پاک کنی، 

دلی هم نشکانده ای

 

وجدانت را هم نیازرده ای

 خرجش همان مداد و پاک کن بود

 نه بغض و پشیمانی، آری گاهی می توان از کورۀ خشم پخته تر 

بیرون آمد.

 

مهربان تر زندگی کنیم.






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : دعوا کن، ولی با کاغذت،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 11 اسفند 1397

 

 

زندگی، یك بازی است؛

بیشتر مردم زندگی را پیكار می‌انگارند. اما زندگی پیكار نیست، بازی است. زندگی، بازی بزرگ داد و ستد است. زیرا آنچه آدمی بكارد همان را درو خواهد كرد. یعنی هر آنچه از آدمی در سخن یا عمل آشكار شود یا بروز كند به خود او باز خواهد گشت؛ و هر چه بدهد بازخواهد گرفت. اگر نفرت بورزد، نفرت به او باز خواهد آمد. و اگر عشق ببخشد، عشق خواهد ستاند. اگر انتقاد كند، از او انتقاد خواهد شد. اگر دروغ بگوید به او دروغ خواهند گفت. و اگر تقلب كند به او حقه خواهند زد. همچنین به ما آموخته‌اند كه قوه‌ی تخیل در بازی زندگی نقشی عمده دارد.

 

اسکاول شین


 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : زندگی، یك بازی است،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 10 اسفند 1397

 

زندانی در برزیل وجود دارد که زندانیان با خواندن یک کتاب

 و نوشتن برداشت خود از کتاب می توانند چهار روز از مدت 

زمان حبس خود کم کنند!

مردی که به جرم سرقت مسلحانه به زندان محکوم شده بود

 با خواندن حدود سیصد جلد کتاب، مدت حبس خود را از ده 

سال به کمتر از هفت سال کاهش داد.

این مرد پس از آزادی از زندان، به لطف مطالعات و دانش 

کسب شده در مدت حبس، بلافاصله در آزمون ورودی معتبر ترین 

دانشگاه این کشور پذیرفته شد و اکنون پس از گذشته ده سال

 از آزادی خود و اخذ مدرک دکتری، به عنوان استاد و مدرس

 دانشگاه مشغول به کار است. او بر  بسیاری از دوستان متخلف

 خود اثرات مثبت گذاشت و فرزندان او نیز تحت تاثیر این اقدام پدر، 

تغییر مسیر داده و در دانشگاه های معتبر پذیرفته شدند. او با این 

عمل خود الهام بخش افراد زیادی در گرایش به مطالعه و تغییر

 مسیر زندگی خود شده است.






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : کتاب خواندن،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 6 اسفند 1397

 

کتاب‌‌های خوب را جدی بگیریم!

 کتاب‌خوانی چیزی بسیار فراتر از یک ژست اجتماعی است.

«کتاب‌ها، که می‌توان با هزینه‌ای اندک خریدشان،

به ما اجازه می‌دهند با صحّت بالا از گذشته اطلاعات کسب کنیم؛ 

حکمت گونه‌ی ما را به‌دست آوریم؛ 

دیدگاه دیگران را بفهمیم، نه فقط آن‌هایی که در قدرت هستند؛

 همراه بهترین معلمان درباره‌ی بینش‌هایی بیاندیشیم که به‌دشواری

 از طبیعت، از تمام سیاره‌ی زمین و از تمام تاریخمان، 

گرفته شده است و آن‌ها را مدیون بهترین اذهانی هستیم

 که تاکنون زیسته‌اند. کتاب‌ها اجازه می‌دهند انسان‌هایی

 که مدت‌ها پیش مرده‌اند درون سرهای ما صحبت کنند.

 کتاب‌ها می‌توانند همه‌جا ما را همراهی کنند. وقتی سرعت

 فهمیدنمان کم است، کتاب‌ها صبور اند، و اجازه می‌دهند 

بخش‌های دشوار را هر تعداد بار که می‌خواهیم بخوانیم...

 کتاب‌ها کلید فهمیدن جهان و مشارکت در یک جامعه‌ دموکراتیک اند

کارل سیگن






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : کتاب‌‌های خوب را جدی بگیریم!،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 6 اسفند 1397

 

 

یك صوفی مسافر, در راه به خانقاهی رسید و شب آنجا ماند.

خرش را آب و علف داد و در طویله بست. و به جمع صوفیان رفت.

صوفیان فقیر و گرسنه بودند.

آه از فقر كه كفر و بی‌ایمان به دنبال دارد.

صوفیان, پنهانی خر مسافر را فروختند و غذا و خوردنی خریدند

و آن شب جشن مفّصلی بر پا كردند.

مسافر خسته را احترام بسیار كردند و از آن خوردنی‌ها خوردند.

 و صاحب خر را گرامی داشتند. او نیز بسیار لذّت می‌برد.

 پس از غذا, رقص و سماع آغاز كردند. صوفیان همه اهل حقیقت نیستند.

از هزاران تن یكی تن صوفی‌اند باقیان در دولت او می‌زیند

رقص آغاز شد. مُطرب آهنگِ سنگینی آغاز كرد.

 و می‌خواند: « خر برفت و خر برفت و خر برفت».

صوفیان با این ترانه گرم شدند و تا صبح رقص و شادی كردند.

دست افشاندند و پای كوبیدند.

 مسافر نیز به تقلید از آنها ترانة خر برفت را با شور می‌خواند.

هنگام صبح همه خداحافظی كردند و رفتند صوفی بارش را برداشت

و به طویله رفت تا بار بر پشت خر بگذارد و به راه ادامه دهد.

 اما خر در طویله نبود با خود گفت: حتماً خادم خانقاه خر را برده تا آب بدهد.

خادم آمد ولی خر نبود, صوفی پرسید:

 خر من كجاست. من خرم را به تو سپردم, و از تو می‌خواهم.

خادم گفت: صوفیان گرسنه حمله كردند,

من از ترس جان تسلیم شدم, آنها خر را بردند

و فروختند تو گوشت لذیذ را میان گربه‌ها رها كردی. صوفی گفت:

چرا به من خبر ندادی, حالا آن‌ها همه رفته اند من از چه كسی شكایت كنم؟

خرم را خورده‌اند و رفته‌اند!

خادم گفت: به خدا قسم, چند بار آمدم تو را خبر كنم.

دیدم تو از همه شادتر هستی و بلندتر از همه می‌خواندی خر برفت و خر برفت,

خودت خبر داشتی و می‌دانستی, من چه بگویم؟

صوفی گفت: آن غذا لذیذ بود و آن ترانه خوش و زیبا, مرا هم خوش می‌آمد.

آن صوفی از طمع و حرص به تقلید گرفتار شد و حرص عقل او را كور كرد.

 

 

گفت آن را جمله می‌گفتند خوش

مر مرا هم ذوق آمد گفتنش

 

مر مرا تقلیدشان بر باد داد

که دو صد لعنت بر آن تقلید باد

 

خاصه تقلید چنین بی‌حاصلان

خشم ابراهیم با بر آفلان

 

مثنوی حضرت مولانا







نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : دو صد لعنت بر آن تقلید باد،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 6 اسفند 1397

 

خــدایـا..

یادم بده آنقدر مشغول عیب‌های خودم باشم 

که عیب های دیگران رانبینم...

یادم بده اگر کسی را بد دیدم قضاوتش نکنم، دعایش کنم..

یادم بده بدی دیدم "ببخشم" ولی بدی نکنم!

چرا که نمیدانم بخشیده میشوم یا نه...

یادم بده اگر دلم شکست نفرین نکنم، دعا کنم،

نتوانستم سکوت کنم...

یادم بده اگر سخت بگیرم "سخت میبینم"...

یادم بده به قضاوت کسی ننشینم

چرا که در تاریکی همه شبیه هم هستیم...

یادم بده چشمانم را روی بدی‌ها و تلخی‌ها ببندم چرا که

چشمان زیبا، بی‌شک زیبا میبینند...

خدای همیشگی من!!

نمیدانم امروز هستم یا فردا...

تو از ازل مرا یافته ای و من هنوز در جستجوی توام...‍

خدایا دوستت دارم و عاشقتم و به این عشق افتخار میکنم و

رضایتت را به دو عالم نمیدهم






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : خــدایـا..،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 5 اسفند 1397

 

 

خداوندا تو میدانی که من دلواپس فردای خود هستم؛

مبادا گم کنم راه قشنگ آرزوها را؛

مبادا گم کنم اهداف زیبا را

مبادا جا بمانم از قطار موهبت هایت

 

مرا تنها تو نگذاری...

که من تنهاترین تنهام؛ انسانم

 

خدا گوید:

تو ای زیباتر از خورشید زیبایم

تو ای والاترین مهمان دنیایم

 

تو ای انســــان...!

 

بدان همواره آغوش من باز است

 

شروع كن...

یک قدم با تو

تمام گامهای مانده اش با من...






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : من تنهاترین تنهام؛ انسانم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 4 اسفند 1397

 

 

" ای پدید آورنده شب و روز "

 

از تو می خواهم که کمکم کنی،

تنها برای لحظه و امروز زندگی کنم.

نگران فردا نباشم و

فردا را در امروز بسـازم.

یاری ام کن بدون قید و شرط

دیگران را دوست بدارم.

در درونم عشق جاری کن که

عشق ماندگار تو هستی

و مابقی فانی اند و ناپایدار.

 

" ای خالق هستی بخش "

مرا حس کودکانه عطا کن تا کودک خفته درونم را بیدار کنم

تا او مرا به ملکوتت هدایت کند.






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 3 اسفند 1397

 

 

خدای من

در هر ثانیه ای که میگذرد

 بی شمار نعمت بر من ارزانی میکنی

تپش قلب

دم و بازدم

دیدن

شنیدن

لمس کردن

نبض زدن ها

پلک زدن

فکر کردن

و...نعمات بیشماری که ازشمردن آن ناتوانم

و من چقدر بی تفاوت میگذرم

و مدام از نداشته هایم

پیش تو گله و شکایت میکنم

 

خدایا برای ناشکری ها و کم طاقتی هایم

برای فراموشکاری ها و بی توجهی هایم

مرا ببخش

 

خداوندا

به دل نگیر اگر گاهی

زبانم از شکرت باز می ایستد

تقصیری ندارد؛ قاصر است؛ کم می آورد

در برابر بزرگی ات

 

ﺗﻮ ﺧﻮﺩ ﺍﯼ ﺧﺰﺍﻧﻪ ﺩﺍﺭ ﺑﺨﺸش ها

ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺍی امروز، فردا و هر روزمان ما ﻣﻘدر فرما.

 

آمین یا رب العالمین

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : خدای من،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 2 اسفند 1397

به جای خسته نباشید؛ بگوییم : خدا قوت

 

بجای دروغ نگو؛ بگوییم : راست میگی؟

 

به جای لعنت بر پدر کسی که اینجا آشغال بریزد؛ بگوییم:


 رحمت بر پدر کسی که اینجا آشغال نمی ریزد

 

به جای پدرم درآمد؛ بگوییم : خیلی راحت نبود

 

به جای بدرد من نمی خورد؛ بگوییم : مناسب من نیست

 

گاهی خدا آنقدر صدای کلماتت را دوست دارد که سکوت میکند


 تا تو بارها برایش حرف بزنی پس زیبا سخن بگوییم






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : به جای خسته نباشید؛ بگوییم : خدا قوت،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
چهارشنبه 1 اسفند 1397

 

 

و ای خدایی که تیزی ِ مصیبتها و سختی ها به دست تو شکسته میشود.

 

 ای خدا

سختیها برّنده هستند

و من ضعیف و ناتوان

زود میشکنم

و بریده میشوم

 

 خداوندا

نگذار برندگی اتفاقت بد مرا بشکند.

 

 خدایا

نه تنها گشایش هر در بسته ای به دست توست

تلخی و تیزی مصائب نیز فقط در برابر

قدرت تو کند میگردد.

 

 و عبور من از کنار زندگی و سختیهای آن بدونِ فرو ریختن روحم ،فقط با پشتیبانی تو میسر است.

 

 خدای من

میدانم و مطمئن هستم که خروج از وادی غم

فقط به وسیله امید به کرم، مهربانی و رحمت تو امکان پذیر است.

 

و تو میدانی که یأس و ناامیدی در واژه ی کلماتم، جایی ندارد

تا آن زمان که قلب من

 به امید لطف و مهربانی تو میتپد.

 

صحیفه ‌سجادیه






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : و ای خدایی که تیزی ِ مصیبتها و سختی ها به دست تو شکسته میشود،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 29 بهمن 1397


( کل صفحات : 70 )    ...   4   5   6   7   8   9   10   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز