مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟






 

اگر عادت داری همیشه روی مبل‌ها و فرش‌ها را بپوشانی، 

زندگی نمی‌کنی.

 

اگر پنجره‌ها را به بهانه‌ی آنکه پرده‌ها کثیف می‌شوند

 باز نمی‌کنی، زندگی نمی‌کنی.

 

اگر روکش مشمایی صندلی‌های ماشینت را هنوز 

دور ننداخته‌ای زندگی نمی‌کنی.

 

دیر می‌شود عزیز...

بیا دست برداریم از این اسارت کهنه که به مسخره‌ترین

طرز ممکن نامش شده قناعت و چنگ انداخته به باورهایمان.

 

عمر تمام این وسایل می‌تواند از من و تو و نسل

 آینده‌مان بیشتر باشد.

چه عیبی دارد؟ کثیف شدند تمیزشان می‌کنیم.

 

ما معنای مراقبت را اشتباه فهمیده‌ایم.

نباید این ترس باعث شود لذت بردن از آنها را فراموش کنیم.

اگر راحت‌تر زندگی کنیم آرامتر و کم‌دغدغه‌تر هم خواهیم بود.

 

فقط فکر کن که چه صفایی داشته رقص نسیم و پرده‌های

 بلند رو به حیاط و آن‌همه گلدان در جای‌جای زندگی.

و چه لذتش بیشتر بود شستن و تکاندن فرش‌های لاکی

 پس از فصلی و سالی. حالا در آپارتمان‌هایمان اسیر

شده‌ایم در میان این روکش‌ها و حفاظ‌ها...

 

خوشبختی واقعی همین حوالی‌ست، در سادگی، 

در سهل‌گیری زندگی...

 

روی زندگی را نپوشانیم...






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : خوشبختی واقعی همین حوالی‌ست،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 11 اردیبهشت 1398

 

 

هر کسی عشق را با زبان خود بیان میکند...

دارکوب، میکوبد

پیکاسو، میکِشد

باباطاهر، میمیرد

قناری، میخواند

هیتلر، میکُشد

آهو، می دوَد

هیچکاک، می نویسد

 

اما خدا؛ میبخشد...

 





نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : هر کسی عشق را با زبان خود بیان میکند،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 11 اردیبهشت 1398

آیا خوشبختی؟

 

از وقتی که خودم رو می‌شناسم آدم بدبینی بودم. یادم می‌آد که از بچگی این‌طوری به دنیا نگاه می‌کردم. ربطی هم به بالاتر رفتن سن نداره. زندگی مثل کابوسه، سیاه و دردآور و پوچ. به نظر من تنها راه چاره برای شاد بودن، سرخود کلاه گذاشتنه.

 

فکر کنم حق داشته باشم که بگویم اکثر مردم نظرشان با شما یکی نیست.

 

ولی اولین کسی نیستم که این حرف رو می‌زنم یا اصلاً آدمی نیستم که بتونم این حس را به خوبی توضیح دهم. نیچه همین رو گفته، فروید هم این‌طوری فکر می‌کنه، یوجین اونیل هم دنیا رو این‌طوری می‌بینه. همه‌مون باید برای زنده موندن یه داستان خیالی ببافیم. اگه بخواهی رک و راست باشی زندگی کوفتت می‌شه و نمی‌تونی تحملش کنی.

 

 

مصاحبه‌ی مجله گفتگو با وودی آلن






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : آیا خوشبختی؟،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 11 اردیبهشت 1398

 

 

وقتی از ته دل بخندی

وقتی هر چیزی را به خودت نگیری،

وقتی سپاسگزار آنچه که هست باشی،

وقتی برای شاد بودن،

نیاز به بهانه نداشته باشی؛

آن زمان است که واقعا زندگی می کنی.

بازی زندگی، بازی بومرنگ‌هاست؛

اندیشه‌ها، کردارها و سخنان ما، دیر یا زود با دقت

 شگفت‌آوری به سوی ما بازمی‌گردند.

زمانی که آدمی بتواند بی هیچ دلهره ای آرزو کند،

هر آرزویی بی درنگ برآورده خواهد شد.

 

 

فلورانس اسکاول شین

چهار اثر از فلورانس

 

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : وقتی از ته دل بخندی،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 10 اردیبهشت 1398

 

 

 

براى اینكه خانه اى، خانه باشد

باید كسى مدام در آن راه برود. باید یكى باشد كه

 ظرفهاى كثیف را بگذارد توى سینك.

 تمیزها را بچیند سر جایش.

 تختها را مرتب كند.

زنگ بزند سوپر

  رب گوجه فرنگى و ماكارونى سفارش بدهد.

میوه ها را بشورد.

 قبضها را پرداخت كند.

 به گلدانها آب بدهد.

ملافه ها را عوض كند.

 لباسها را مرتب كند.

 به ناهار فردا و شام شب فكر كند. جارو بزند و گردگیرى كند.

براى اینكه خانه، خانه باشد

 یك عالمه قدمهاى خاموش

 از تراس تا آشپزخانه،

از آشپزخانه تا اتاق خواب،

از اتاق خواب تا حمام،

از حمام تا دم در

بارها و بارها باید تكرار شود.

تازه آن موقع مى شود

 نشست و خیره شد

 به خانه اى كه آرام

و در صلح به نظر مى رسد.

انگار نه انگار كه براى رسیدن

 به این ثبات و سكون

كسى ساعتها راه رفته

 و به هیچ جا نرسیده.

آرامش و ثبات

جایزه ى كسى است كه

 راه مى رود.

بقیه اما فكر مى كنند

 خانه خود به خود اداره مى شود. فكر مى كنند

 داشتن غذایى آماده روى میز و یخچال و فریزرى پر ،

 طبیعى و عادى است.

تا وقتى كه خود خانه اى داشته باشند و بفهمند كه

 معجزه اى اتفاق نمى افتد

 مگر با راه رفتن.

 آرام... ممتد و بى پایان.

 از این طرف به آن طرف

 و براى ساعتهاى متمادى.

این همه راه رفتن

فقط براى اینكه خانه

 همین سكون را حفظ كند.

 این همه راه رفتن،

 فقط براى حفظ یك سكون.

یک نفر باید  عاشقانه

 در خانه راه برود

 و الا راه رفتن

 از هر کسی بر میاید...

 

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : براى اینكه خانه اى، خانه باشد،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 9 اردیبهشت 1398

 

وقتی غمگین هستید

دنیا شما را به مسخره میگیرد

وقتی خوشحالید، دنیا به شما لبخند میزند

اما وقتی دیگران را خوشحال میکنید،

دنیا به شما تعظیم میکند ...

 

چارلی چاپلین

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : وقتی غمگین هستید،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 9 اردیبهشت 1398

 

این جمله؛

خواهی نشوی رسوا

همرنگ جماعت شو

این غلطه عزیزمن

اگربخواهی همرنگ این مردم دم دمی مذاج

بشی باید تغییر ماهیت بدی و آفتاب پرست

بشی

همرنگ دیگران نباش

خودت باش و

بهترین در نوع خودت!

 

دکترانوشه






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : خودت باش،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 8 اردیبهشت 1398

 

چنان زندگی را سخت گرفته ایم گویی سال ها قرار است باشیم!

کاش یاد بگیریم، رها کنیم، بگذریم گاهی باید رفت...

دل به ساحل نبندیم، باید تن به آب زد...

ما به آرزوهایمان یک رسیدن بدهکاریم...

زندگی کوتاه است!

شاید، فرصتی نیست تا عکسی شویم یادگاری بر روی 

طاقچه ای که هر روز گردگیریمان کنند!

پس در لحظه زندگی کنید و شاکر داشته هایتان باشید






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : چنان زندگی را سخت گرفته ایم گویی سال ها قرار است باشیم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 8 اردیبهشت 1398

 

خدایا ...

قسم به لحظه ای که

دلم را می شکنند و

جز تو مرهمی نیست

قسم به لحظه ای که

مرا می فروشند و جز

 تو خریداری نیست

قسم به لحظه ای که

تنهایم می گذارند و جز

تو همراهی نیست

قسم به لحظه ای که

 

دوستم ندارند وعاشقی جز تو نیست

من دوستت دارم

بار الهی مرهمم باش،

خریدارم باش،

یارم باش،

عاشقم باش

که کسی جز تو دلسوزم نیست

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : خدایا ...،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 7 اردیبهشت 1398

 

چوپانی گله را به صحرا برد و به درخت گردوی تنومندی رسید.

 از آن بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد كه ناگهان گردباد سختی

 در گرفت. خواست فرود آید، ترسید. باد شاخه‌ای را كه چوپان روی

 آن بود به این طرف و آن طرف می‌برد. دید نزدیك است كه بیفتد و

 دست و پایش بشكند. مستاصل شد و صوتش را رو به بالا کرد و گفت:

 «ای خدا گله‌ام نذر تو برای اینکه از درخت سالم پایین بیایم

 

قدری باد ساكت شد و چوپان به شاخه قوی‌تری دست زد و جای پایی

 پیدا كرد و خود را محكم گرفت. گفت: «ای خدا راضی نمی‌شوی كه

 زن و بچه من بیچاره از تنگی و خواری بمیرند و تو همه گله را صاحب شوی.

 نصف گله را به تو می‌دهم و نصفی هم برای خودم

 

قدری پایین‌تر آمد. وقتی كه نزدیك تنه درخت رسید گفت:

«ای خدا نصف گله را چطور نگهداری می‌كنی؟ آنها را خودم

 نگهداری می‌كنم در عوض كشك و پشم نصف گله را به تو می‌دهم

 

وقتی كمی پایین‌تر آمد گفت: «بالاخره چوپان هم كه بی‌مزد

نمی‌شود. كشكش مال تو، پشمش مال من به عنوان دستمزد

 

وقتی باقی تنه را سُرخورد و پایش به زمین رسید نگاهی به آسمان

 کرد و گفت: «چه كشكی چه پشمی؟

ما از هول خودمان یك غلطی كردیم. غلط زیادی كه جریمه ندارد

 

در زندگی شما چند بار این حکایت پیش آمده است؟!






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : ای خدا گله‌ام نذر تو برای اینکه از درخت سالم پایین بیایم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 6 اردیبهشت 1398

توی مبل فرو رفته بودم و به یکی از مجلات مُدی که زنم

 همیشه می خرد نگاه می کردم. چه مانکن هائی، 

چقدر زیبا، چقدر شکیل و تمنا برانگیز.

 زنم داشت به گلدان شمعدانی 

که همیشه گوشه اتاق است ور می رفت و شاخه های اضافی 

را می گرفت و برگ های خشک شده را جدا می کرد. 

از دیدن اندام گرد و قلنبه اش لبخندی گوشه لبم پیدا شد. 

از مقایسه او با دخترهای توی مجله خنده ام گرفته بود.

 زنم آنچنان سریع برگشت و نگاهم کرد که فرصت نکردم 

لبخندم را جمع و جور کنم.

گلدان شمعدانی را برداشت و روبروی من ایستاد و گفت:

 «نگاه کن! این گل ها هیچ شکل رزهای تازه ای نیستند

 که دیروز خریده ام. من عاشق عطر و بوی رز هستم. 

جوان، نورسته، خوشبو و با طراوت. 

گل های شمعدانی هرگز به زیبائی و شادابی آنها نیستند، 

اما می دانی تفاوتشان چیست؟»

 بعد، بدون این که منتظر پاسخم باشد اشاره ای 

به خاک گلدان کرد و گفت:

 «اینجا! تفاوت اینجاست. در ریشه هائی که توی خاک اند.

 رزها دو روزی به اتاق صفا می دهند و بعد پژمرده می شوند،

 ولی این شمعدانی ها، ریشه در خاک دارند و به این زودی ها

 از بین نمی روند. سعی می کنند همیشه صفابخش اتاقمان باشند. 

چرخی زد و روی یک صندلی راحتی نشست و کتاب مورد علاقه اش

 را به دست گرفت. 

کنارش رفتم و گونه اش را بوسیدم. 

این لذت بخش ترین بوسه ای بود که بر گونه یک گل شمعدانی زدم







نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : این لذت بخش ترین بوسه ای بود که بر گونه یک گل شمعدانی زدم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 6 اردیبهشت 1398

 

دلم باران

دلم دریا

دلم لبخند ماهی ها

دلم اغوای تاکستان به لطف مستی انگور

دلم بوی خوش بابونه می خواهد...

 

دلم یک باغ پر نارنج

دلم آرامش تُرد و لطیف صبح شالیزار

دلم صبحی

سلامی

بوسه ای

عشقی

نسیمی

عطر لبخندی

نوای دلکش تار و کمانچه

از مسیری دورتر حتی

دلم شعری سراسر دوستت دارم

دلم دشتی پر از آویشن و گل پونه می خواهد

 

دلم مهتاب می خواهد که جانم را بپوشاند

دلم آوازهای سرخوش مستانه می خواهد

دلم تغییر می خواهد...

دلم تغییر می خواهد





نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : دلم بوی خوش بابونه می خواهد،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 4 اردیبهشت 1398

 

 

چطور ممکن است حدود یک ساعت در جنگل پیاده‌روی کنی

و هیچ‌ چیز ارزشمندی نبینی؟

من که قدرت بینایی ندارم چیزهای زیادی پیدا می‌کنم که

 صرفا از طریق لمس کردن توجهم را جلب می‌کند. تقارن

ظریف برگ را حس می‌کنم.

 عاشقانه دست‌هایم را بر روی

 پوست صاف درخت توس یا پوسته زبر و درهم و برهم درخت

کاج می‌کشم. 

در بهار شاخه‌های درختان را که با امیدواری در

 جستجوی جوانه هستند،

 لمس می‌کنم؛

 این یعنی اولین نشانه بیدار

شدن طبیعت بعد از خواب زمستانی‌اش.

سه روز برای دیدن

هلن کلر

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : سه روز برای دیدن،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 4 اردیبهشت 1398

 

حتی اگر پاهایتان سنگین بود قدم بردارید

حتی اگر قدم هایتان لرزان بود

هر قدم را با ضرب به زمین بکوبید

حتی اگر مسیر یک مسیر آشنای لعنتی بود

از آن بگذرید

آدم های نصف نیمه بلاتکلیف را

زیر پا بگذارید

حتی اگر پایتان به سنگِ خاطره ای گیر کرد و افتادید

حتی اگر خاکی شدید

دوباره بلند شوید

گرد و خاک گذشته را

از روی لباستان بتکانید

و ادامه بدهید

بروید در یک کافه

روبروی یک پنجره تازه

روبروی یک رفیق کهنه تازه

روبروی یک آدم تازه

بنشینید

حتی اگر جای زخم هایتان میسوخت

دندان روی جگر بگذارید

لبخند بزنید

حرف های تازه بشنوید

حرف های تازه بزنید

و ادامه بدهید ...





نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : حتی اگر پاهایتان سنگین بود قدم بردارید،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 4 اردیبهشت 1398

 

 

چون هیچ‌وقت مجبور به اسباب‌کشی نشدیم،

 این‌همه آت و آشغالِ به درد نخور توی خونه جمع کردیم

این را همسرم می‌گوید. راست هم میگوید.

آدمی که پانزده، شانزده سال یک جا مانده باشد،

که مجبور نشده باشد هر سالی، دو سالی 

چندی کمتر و بیشتر  بار و بنه‌اش را جمع کند،

از خرده‌‌‌ریزهایش دل بکند تا بارش سبک‌تر و جمع و جورتر شود،

آن‌قدری که بتواند زندگی‌‌‌اش را پشت یک کامیون جا بدهد

 و با خودش ببرد هر کجا که خواست

در روشنایی باران

در آفتاب پاک،

خب، هی دلبسته‌تر می‌شود و هی وابسته‌تر.

هی دورش را انبوهی از لباس‌‌‌ها و ظرف‌ها و کاغذها

 می‌گیرد که دلش نمی‌آید دورشان بیندازد.

یک سال، دو سال، ده سال، شانزده سال هم که شده یک دانه

 پیچ را نگه میدارد که شاید روزی، سوراخی به اندازه‌اش

 پیدا شود و آن پیچ به کار آید. که نمی‌آید هم.

هیچ سوراخی وظیفه‌ی خودش نمیبیند که خودش را به اندازه‌ی آن پیچِ

 منتظر گشاد کند تا شانزده سال صبر و انتظار به ثمر بنشیند.

آدم‌ها شاید کمتر حواس‌شان باشد که اسباب‌‌‌کشی چه دینی به گردن‌شان دارد.

که باورِ «موقت بودن» چه لطفی به زندگی‌‌شان می‌کند.

که عادت به یک‌جا ماندن چه قدر خرده‌ریزِ دست و پا گیر روی سرشان می‌ریزد.

آدمِ گرفتارِ عادت،

آدم وهم زده‌ای که گمان میکند «همه‌چیز»، «همیشه»،

 «همان‌‌‌‌جا» و «همان‌طور» می‌‌‌ماند،

که یاد نمی‌‌‌‌‌‌گیرد چیزهای دورریختنی زندگی‌‌اش را دور بریزد،

آدمِ پوکِ پر از اعتماد.

آخ از لحظه‌ای که باید برود.

که باید زندگی‌‌‌‌اش را بریزد توی چندتا کارتن، پشت یک

 کامیون جا بدهد و از خانه‌ای به خانه‌ای دیگر برود.

یا از آدمی به آدمِ دیگر.

 

 

 حسین وحدانی






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : اسباب‌کشی،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 2 اردیبهشت 1398


( کل صفحات : 76 )    ...   3   4   5   6   7   8   9   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز