مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟






 

«میشه برق اتاق روشن باشه؟! آخه من تو تاریکی خوابم نمی بره، از تاریکی می ترسم»

چشماش رو دوخته بود به لب هام که بگم آره ، میشه برق اتاق روشن باشه... دستم رو بردم لای موهاش و پیشونی بدون خطش رو بوسیدم. دراز کشیدیم و زیر نور لامپ خوابیدیم. خوابیدیم نه، خوابید. چون من همون آدمی بودم که تمام زندگیم با چشم بند می خوابیدم و با کوچکترین نوری خواب از سرم می پرید. تا صبح به پهلو دراز کشیدم و پلک چشماش رو دیدم. کرکره ی بسته ای که وقتی باز می شد دنیام رو داخلش می دیدم.اولین شبی بود که کنارم خوابید، اولین شبی بود که کنارش تا صبح بیدار موندم‌. از اون شب دیگه هیچ شبی چراغ اتاق خوابم شب ها خاموش نشد.کم کم عادت کردم به زیر نور خوابیدن ... باور کردنش سخته ولی من عادت کردم به عادتش... دیگه هیچ وقت تو تاریکی خوابم نبرد ، حتی وقتی سال‌ها از رفتنش گذشته بود من زیر نور می خوابیدم. می دونی چیه آدم عادت می کنه به عادت های کسی که دوسش داره ، انقدر که حتی وقتی رفت اون عادت‌ها میشه یادگار بودنش...

حالا من پر از عادت هایی هستم که برای خودم نیست. یادگاری مهمون هایی هست که اومدن تو زندگیم و رفتن ... که تغییرم دادن و رفتن... انقدر که دیگه یادم نمیاد عادت های خودم‌چی بوده. امشب هیچ نوری تو این اتاق نیست. دوست دارم برگردم به عادت‌های خودم حتی اگه یه عمر شب‌ها تا صبح خوابم نبره.

 

حسین حائریان

 

 

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : «میشه برق اتاق روشن باشه؟! آخه من تو تاریکی خوابم نمی بره، از تاریکی می ترسم»،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 9 خرداد 1398

 

 

 

جوانی می گوید:  با پدرم بحث کردم و صداها بالا رفت.

از هم جداشدیم.

شب به تخت خوابم رفتم.

به خدا قسم اندوه  قلب و عقلم را فرا گرفته بود...

مثل همیشه سرم را روی بالش گذاشتم. چون هر وقت غم ها زیاد می شوند با خواب از آنها می گریزم...

روز بعد از دانشگاه بیرون آمدم و موبایلم را جلو در دانشگاه در آوردم و پیامی برای پدرم نوشتم تا به این وسیله از او دلجویی کنم.

 

در آن نوشتم:

شنیدم که کف پای انسان از پشت آن نرمتر و لطیف تر است.

آیا پای شما به من اجازه می دهد که با لبم از درستی این ادعا مطمئن شوم؟

 

به خانه رسیدم و در را باز کردم. دیدم پدرم در سالن منتظر من هست و چشمانش اشکبار هست...

 

پدرم گفت: اجازه نمی دهم که پایم را ببوسی !!

ولی این ادعا درست است و من شخصا بارها آن را انجام داده‌ام.

وقتی کوچک بودی کف و پشت پای تو را می بوسیدم.

 

اشک از چشمانم سرازیر شد...

 

یک روز  پدرتان از این دنیا می رود ...

 قبل از این که او را از دست دهید به او نزدیک شوید...

اگر هم از دنیا رفته است یادش را گرامی دارید

و بر او رحمت و درود بفرستید.






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : یک روز پدرتان از این دنیا می رود ...،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 9 خرداد 1398

 

چه بسا حقیقت این است که تا کسی ندیده

باشدمان، وجود نداریم؛

نمی‌توانیم درست حرف بزنیم، تا وقتی کسی به حرفمان گوش بدهد

و در یک کلام، کاملا زنده نیستیم، تا زمانی که دوست داشته بشویم...

 

آلن دوباتن

جستارهایی در باب عشق






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : چه بسا حقیقت این است که تا کسی ندیده باشدمان، وجود نداریم؛،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 8 خرداد 1398

 

 

خداوند میفرماید: ای فرزند آدم تو را در شکم مادرت قرار دادم

 و صورتت را پوشاندم تا از رحم متنفر نگردی!

برایت متکا در سمت راست و چپ قرار دادم که در راست کبد 

و در سمت چپ طحال میباشد تا بیارامی!

بر تو در شکم مادر نشست و برخواست را آموزش دادم! 

بدان که کسی جز من توانای چنین کاری نبود...

وقتی مدت حمل به پایان رسید و مراحل آفرینشت تکمیل گردید، 

بر فرشته مامور بر ارحام امر کردم که تو را از رحم خارج کند و

 با نرمش بالهایش، به دنیا وارد کند!

دندانی که چیزی را ریز کند نداشتی!! دستی که بگیرد نداشتی!! 

قدم و گامی برای رفتن نداشتی!! از دو رگ نازک در سینه مادرت 

طعامی بصورت شیرخالص برایت فراهم کردم. که در زمستان

 گرم و در تابستان سرد باشد....

مهر و محبتت بر قلب پدر و مادرت قرار دادم تا تو را سیر نمیکردند، 

خود سیر نمیشدند و تا تو را نمی آسودند خود استراحت نمیکردند!

اما وقتی پشتت قوت گرفت و بازوانت پرتوان شد،از من حیا ننمودی!!!

اما باز هم اگر بخوانی مرا اجابتت میکنم و اگر از من بخواهی برآورده می کنم!!!

و هر گاه  به سویم بازآیی میپذیرمت!!!.....

شگفتا از تو ای فرزند آدم هنگام تولد، در گوشت اذان گفتند

 بدون نماز و هنگام مرگت نماز بر تو اقامه شد بدون اذان !!!

شگفتا بر تو ای فرزند آدم هنگام تولد، ندانستی چه کسی تو را 

از شکم مادر خارج گردانید و هنگام مرگ ندانستی چه کسی تو 

را بر قبر وارد نمود!

شگفتا بر تو ای فرزند آدم هنگام تولد غسل و نظافت شدی و هنگام

 مرگ نیز غسلت دادند و نظافتت کردند!

شگفتا از تو ای فرزند آدم هنگام تولد بر شادی و مسرت اطرافیانت

 آگاه نبودی و هنگام مرگ بر سوگ و شیون و گریه واندوهشان 

كاری كرده نمیتوانی!

عجبا از تو ای فرزند آدم در شکم مادر، در مکان تنگ و تاریک بودی

 و بعد از مرگ دوباره در مکان تنگ و تاریک قرار میگیری !

عجبا ای فرزند آدم وقت تولد با پارچه پیچانده شدی تا به پوشانندت

 و وقت مرگ باز با پارچه می پیچانندت تا پوشانده شوی!!!!

شگفتا بر تو ای فرزندآدم وقتی متولد میگردی و بزرگ میشوی از

مدارکت و مهارتهایت مردم جویا میشوند

و وقتی بمیری ملائکه از کردار و اعمال صالحت خواهند پرسید!!!

 

پس برای آخرتت چه مهیا و آماده کرده ای 




نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : پس برای آخرتت چه مهیا و آماده کرده ای،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 8 خرداد 1398

زندگی عالیست

 پس عاشق زندگیت باش

lهر پادشاهی ابتدا یک نوزاد بوده...

هر ساختمانی ابتدا فقط یک طرح روی کاغذ بوده...

 

مهم نیست امروز کجایی...!؟

مهم اینه که فردا کجا خواهی بود...!؟

 

هر کس در زندگی خود یک کوه اورست دارد

که سرانجام یک روز باید به آن صعود کند...!!!

 

زمین خوردی!؟عیبی ندارد...برخیز...!!!

نگذار زمین به جاذبه اش ببالد...

 

سر به دو زانوی غم فرو مبر،سرت را بالا بگیر...

قدرت دستانی که به سویت دراز شده از یاد برده ای!!؟؟

 

کوله بارت ریخت!؟عیبی ندارد...

سبک باشی راحتتر اوج میگیری...

 

زندگی عالیست پس عاشق زندگیت باش






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : زندگی عالیست،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
سه شنبه 7 خرداد 1398

 

‏آدمایى كه احساساتشون‌ رو

 راحت و صادقانه و بدون

 سانسور نشون میدن،

نه ضعیفن، نه احمق و نه

ساده لوح!!

بلكه اون‌قدر قوى و واقعی

هستند كه به نقاب روى

 صورتشون احتیاج ندارند و

 به جای پنهان کردن

حرفها یا نقش بازی کردن

راحت احساسشون رو بیان میکنن






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : ‏آدمایى كه احساساتشون‌ رونشون میدن،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 6 خرداد 1398

 

زشت ترین جای بدن

 

خیلیها فکر می کنند، زشت ترین بخش بدنشان بینی شان است!

بعضیها هم با دهانشان مشکل دارند، فکر می کنند دهانشان خیلی زشت است!

برخی دیگر هم شکم بزرگشان، مشکلشان است و زشت شان کرده؛

همه اینها شاید زشت یا زیبا باشد،

 

اما  باید گفت :

زشت ترین بخش بدن آدم ها،

"ذهن شان" است؛

 

ذهن آدم ها، مثل یک حفره عمیق،

پر می شود از خیلی چیزهای زشت؛

 

 

از شک،

از بدبینی،

از برداشتهای بد،

از نگاه پر غرور به دیگران،

از توقع زیاد،

از خودبینی زیاد

 

 

ذهن آدم ها گاهی تبدیل می شود به عضو زشت بدن؛

آنقدر بدن را زشت می کند که صدتا جراحی زیبایی هم 

کاری از پیش نمی برد؛

کاش می شد،

جای بینی، جای شکم و پا،

آدم "ذهنش" را جراحی می کرد!

 

هرگاه ذهن آدم زیبا شود تمام وجود آدم زیبا و وجودش دوست
 داشتنی می شود




نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : هرگاه ذهن آدم زیبا شود تمام وجود آدم زیبا و وجودش دوست داشتنی می شود،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 6 خرداد 1398

 

 

دلم که میگیرد " مُجیر " را باز میکنم

 

"سُبحانَکَ یا اللهُ،تَعالَیتَ یا رَحمنُ"

     " اَجِرنا مِنَ النارِ یا مُجیر"

 

کم کم،معصیت هایم از ذهنم عبور می کند

      اشک،اشک ، اشک ، اشک

دانه های مروارید اشک هایم را به نخ میکشم

وقتی به صد و یکی رسید نخ را گره میزنم

شروع میکنم:

  " استغفرالله ربی و اتوب علیه " اما مگر

معصیت های من با یک دور تسبیح پاک میشود؟

تو نگاهم کردی،گناه کردم..گفتی : توبه کن !!

 اما نکردم... گفته بودی :

" شما را نیافریدم مگر برای عبادت "

 

 در حالی که دوباره  توبه شکستم ...

اما تو باز هم روزی ام را نبریدی ...

 

        خندیدم و شکر نگفتم :

      سالم بودم و سجده نکردم ...

 

اما بعد از هر قطره اشک شکایت کردم ...

     باز نگاهم کردی و خندیدی

 

ناشکرتر از من نیافریدی، نه؟؟؟؟

 

   "سُبحانَکَ یا سَیِّدی، یا مَولی "

     " اَجِرنا مِنَ النارِ یا مُجیر"

 

ای مولای من معصیت هایم بسیار است.

 

       اما تو آن بخشندهء مهربانی

        " یا رَفیقَ مَن لا رَفیقَ لهُ "

      " یا حَبیبَ مَن لا حبیبَ لَه "

 

جز خودت چه کسی رفیقم خواهد شد؟

 

     " من که جز تو کسی را ندارم "

اگر تو هم نبخشی به چه کسی پناه ببرم؟

 

          " تنها پناه بی پناهان "

  الهی العفو  الهی العفو  الهی العفو

 

" خدایا " در این ماه عزیز از تو میخواهم

 

  ما را جزء  " مرحومین "

               قرار دهی نه   "محرومین "

 

          " آمین یا رب العالمین "

      

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 6 خرداد 1398

عدالتت بر قوانین هفت اسمان تكیه میكند و مهرت انگاه

 كه با یتیمان كوفه همبازی میشوی قوانین بشری را به سخره میگیرد

ای علی ، بزرگیت عقل  را دیوانه میكند  و كأسه صبر سخن را لبریز .

 

انكه با شمشیر بر تو حمله كرد ،جهل عظیمش به یاریش امد

و اگر نه هیچ عاقلی با شمشیر بر كوه ضربه نمیزند ،و پیش

 از این كسی ندیده است ، كه شمشیری ،فرق كوه را بشكافد

 

در فكر ان لحظه ام كه در بستر مرگ ، به یاد پذیرایی از قاتل خود هستی






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : عدالتت بر قوانین هفت اسمان تكیه میكند،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 5 خرداد 1398

 

 

تغییر واقعی همیشه از درون آغاز میشود

 

پس هنگامی که در خلوت

خودت هستی تغییر کن،

نه در مقابل دیگران..

 

هرکس که دیگران را بشناسد

"عاقل" است

و هر کس خود را بشناسد

"عارف" است






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : تغییر واقعی همیشه از درون آغاز میشود،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 5 خرداد 1398

 

 

آدم‌ها از ترس وحشی می‌شوند،

 از ترس به قدرت رو می‌آورند که چرخ آدم‌های دیگر را از کار بیندازند

 و گرنه این همه زمین و زراعت و دام و

 پرنده و نان و آب هست، به قدر 

همه هم هست اما چرا به حق خودشان قانع نیستند؟ 

چرا کتاب نمی‌خوانند؟ 

چرا هیچ‌چیز از تاریخ نمی‌دانند؟

 چرا ما این همه در تیره‌بختی تکرار می‌شویم؟

 این همه جنگ این همه آدم برای چه چیزی 

کشته شده‌اند

 که آن چیز حالا دستشان نیست و دست بچه‌هاشانم نیست؟!

 

سال بلوا

عباس معروفی

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : آدم‌ها از ترس وحشی می‌شوند،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 5 خرداد 1398

 

احساس می کنم یه جای زندگیم راه رو غلط رفتم ولی اینقدر جلو رفتم که دیگه انرژی برای برگشت ندارم.

خواهش می کنم این یادت بمونه مارتین اگه فهمیدی مسیر رو اشتباه رفتی هیچ وقت برای برگشت دیر نیست. حتا اگه برگشتن ده سال هم طول بکشه باید برگردی. نگو راه برگشت طولانی و تاریکه. نترس از این که هیچی به دست نیاری.

 

جزء از كل

استیو تولتز






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : احساس می کنم یه جای زندگیم راه رو غلط رفتم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 4 خرداد 1398

 

خوشبختی گاهی ، آنقدر دم دستمان است که نمیبینیمش ، که حسش نمیکنیم ،

چایی که مادر برایمان میریخت و میخوردیم ، خوشبختی بود ،

دستهای بزرگ و زبر بابا را گرفتن ، خوشبختی بود ،

خنده های کودکیهامان ، شیطنت ها ، آهنگ های نوجووانیمان ، خوشبختی بود ،

اما ، ندیدیم و آرام از کنارشان گذشتیم ، چای را با غر غر خوردیم که کمرنگ یا پر رنگ است ، سرد یا داغ است ،

زور زدیم تا دستمان را از دست بابا جدا کنیم و آسوده بدویم ،

گفتند ساکت ، مردم خوابیده اند و ما ، غر غر کردیم و توپمان را محکمتر به دیوار کوبیدیم ،

خوشبختی را ندیدیم یا ، نخواستیم ببینیم شاید ،

اما ، حالا ، دوست نازنینم، هر‌کجا که هستی ، هر چند ساله که هستی ، با تمام گرفتاریهای تمام نشدنی ها که همه مان داریم ،

فردا را ، قدر بدان ، خوشبختی های کوچکت را بشناس و بفهم و باور کن ،

عشق را بهانه کن ، برای بوییدن دامان مادرت که هنوز داریش ، برای بوسیدن دست پدرت که هنوز نمیلرزد ،هنوز هست ،

بهانه کن برای به آغوش کشیدن یک دوست ،

رفیق جانم ، خوشبختی ها ماندنی نیستند ،

اما ، میشود تا هستند زندگیشان کرد ، نفسشان کشید






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : خوشبختی،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 3 خرداد 1398

 

هرکسی نون دلش رو می‌خوره

هر وقت نون دلت رو خوردی برکت سرازیر می‌شه تو زندگیت

 

بی‌بی می‌گفت:

فکر نکنی برکت فقط پوله ها

همین که دلت خوش باشه یعنی برکت به حالت

 

همین که شب که از سر کار میای خونه، چراغ خونه‌ات روشن باشه و بوی غذا از آشپزخونه‌ات بیاد بیرون یعنی برکت

 

 هرجا که زانوهات تاب سنگینی بار مشکلات رو نداشت و عزیزی زیر بازوانت رو گرفت که بلند شی یعنی برکت

 

اگر اولاد اهل داشتی و زنی داشتی که با کم و زیادت ساخت یعنی برکت

 

بی‌بی می‌گفت: برکت زندگی به شمار دستهاییه که تو سفره‌ات باز می‌شه

 

برکت به تعداد قلبهاییه که توشون جا داری و برات می‌تپه

 

همین که کسی تو زندگیت اومد و کلی از بار زندگیت رو ناخواسته به عهده گرفت یعنی برکت

 

این که آنقدر عمر با عزت داشته باشی که نوه و نتیجه‌هات رو دور و برخودت خوش ببینی یعنی برکت

 

بی‌بی خدابیامرز می‌گفت: آره عزیز دلم

 

برکت فقط به پول نیست.برکت به دل خوش و آدمهای سبز توی زندگیته.






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : هرکسی نون دلش رو می‌خوره،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 3 خرداد 1398

 

اگر از خودخواهی کسی به تنگ آمده ای، او را خوار مساز؛

بهترین راه آن است که چند روزی رهایش کنی.

گاهی شاپرکی را از تار عنکبوت میگیری تا خیلی آرام رهایش

کنی،شاپرک میان دستانت له میشود....

نیت تو کجا و سرنوشت کجا

هنگامی که افسرده ای ،بدان جایی در اعماق وجودت ،

حضور " خدا " را فراموش کرده ای






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : اگر از خودخواهی کسی به تنگ آمده ای، او را خوار مساز؛،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 1 خرداد 1398


( کل صفحات : 76 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز