مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟







 

از خدا میخوام تو سالِ پیش رو،

قبل از هرکس و هرچیز فقط خودش کنارت باشه دلتنگی هاتو ازت بگیره،

دستی بکشه به روی روح همیشه عاشقت. . .

از خدا میخوام تو اوج گرفتاری ...

امیدت رو از دست ندی،

تو اوج نداری ایمانتو از یاد نبری،

تو سراشیبی های تند زندگی ناخواسته،

آبرو و عزت کسی رو به زمین نزنی،

از خدا میخوام یه دل بزرگ بهت ببخشه ،

تا دست گیر مردمی باشی که با خودشونم غریبی میکنن.

از همون خدا میخوام تا کمکت کنه،

نیفتی تو گودال پر از اشتباه غفلت،

دروغ و قضاوت.

آخه آدما معمولا با همین چیزای به ظاهر کوچیکه که میشکنن ترک برمیدارن.

از خدا میخوام خنده های از ته دل،

سلامتی،آرامش همیشگی،یه دوست داشتن بااطمینان و امیدی بزرگ بهت ببخشه،

اما از یادتم نره که زندگی با بخشش،

عشق و محبته که معنا پیدا میکنه. . .

 

حاتمه ابراهیم زاده






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : از خدا میخوام تو سالِ پیش رو،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 23 اسفند 1397



 

 

این چند روز باقیماندهء سال را از دست ندهید ،

 حس و حال شهر محشر است

بال بزنید بروید شهد بچینید لای شلوغی های رنگی.وقت تمام است

به کارهای عقب افتادهء امسال دیگر فک نکنید

از چهارده فروردین دوباره یکسال برایشان وقت دارید لذا چیز لققشان

اگر بودجه ای برای لباس در نظر گرفته اید لباسهای رنگی بخرید

 ترجیحا بگذارید در تلطیف خاکستری شهر شما هم سهمی داشته باشید


 

اگر قد عیدی دادن شده اید حال بچه ها را با کتاب و جوراب نگیرید ،

 برای آنها عیدی فقط با اسکناس است که معنی پیدا میکند

 

گل و گلدان طبیعی بخرید برای خانهء خودتان و پدر و مادرهاتان ، 

از مصنوعات بگذرید و بگذارید عطر بگیرد حول و حوالی تان

 

بعد از سال تحویل برای زنگ زدن ، اس ام اس دادن و عید دیدنی 

رفتن اولویت را بدهید به آنهایی که سال قبل دیرتر نوبتشان شد یا اصلن نشد

 

به آنهایی که در طول سال مشکل نه چندان حاد باهاشان داشتید 

اس ام اس تبریک بدهید ، کدورت ها را هم دور نریختید عیبی ندارد

زنگ گوشی تان را عوض کنید ، ترجیحن شاد بگذارید ، دلیل ندارد

 که سیصد سال یک رینگتون ثابت داشته باشید ، موسیقی بپراکنید

.

بله نیمهء دوم فروردین بلحاظ مالی خوب نیس اما با حرص خوردن

 و خسیس بازی هم اوضاع توفیر چندانی نخواهد کرد

.

نمی گویم برنامه ریزی مدون بکنید ولی در حد یک صفحه ام که شده

 برنامه های تعطیلاتتان را تیتروار لیست کنید ، کمک میکند به اینکه 

بعد از تمام شدن عید ، حس مغبونیت و بطالت نداشته باشید

بوسیدن دست بزرگترها را به حساب سنتی بودن نگذارید ، اگر این 

دستهای چروکیده و از ریخت افتاده نبودند ما این ریختی نبودیم

 

اگر مسافرت میروید توی جاده احتیاط کنید ، سالی هفده هزار نفر 

تلفات از مریخ نیامده اند.

برای عید دیدنی و دید و بازدید ، سن و سال و تقدم و تاخر و قدمت

 ازدواج و سایر فاکتورهای چرت را بریزید دور و طرحی نو در اندازید

عید دیدنی رفتن های بعد از روز سوم چهارم به لعنت خدا هم نمی ارزد ، 

رفع تکلیف و انجام وظیفه است ، دهم به بعدی ها که کاملن بی احترامی

 و فحش است ، تازه به تازه باشید

با آنهایی که بخاطر شغلشان این ایام سر کار هستند مهربان تر از همیشه

 باشید ، عید کار کردن خودش به اندازه کافی توو مُخ هست

.

هوای آنهایی که میدانید تنها تر و غمگین تر از بقیه هستند را داشته باشید 

تا جایی که می توانید و بلدید و از دستتان بر می آید

پرده ها را بیشتر از باقی ایام سال کنار بزنید ، باز هم بیشتر ، آفتاب را

 بیشتر به سرسرای فرشهای خانه دعوت کنید ، ویتامین دی هم دارد

.

سر جای پارک و صف پمپ بنزین و اینجور چیزها حداقل توی این دو

 هفته صبور تر باشید و یقه گیری نکنید ، سال بعد وقت زیاد است

اصلا فکر نکنید اینهایی که گفتم را خودم مو به مو انجام میدهم ولی قول

 که سعی خودم را بکنم در رعایت و مراعاتشان

 

محسن باقرلو






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : این چند روز باقیماندهء سال را از دست ندهید،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 22 اسفند 1397
 

 

فرهنگ دید و بازدید عید

۱- قبل از رفتن به مهمانی، با میزبان تماس گرفته و با وی هماهنگی كنیم.

۲ - بهتر است از میزبان بخواهیم خود وقت مناسب را تعیین كند.

۳ - اگر برای اولین بار به منزل كسی می‌رویم، بهتر است دست خالی نرویم

 و با توجه به شرایط ِمیزبان و در حد توان هدیه‌ای ببریم.

۴ - در پذیرایی، محدودیت‌های میزبان را درك كنیم و انتظارات بیش از حد توان او نداشته باشیم.

۵ - موضوعات اختلاف‌ برانگیز مطرح نكنیم و مهمانی را به میدان جنگ و جدل تبدیل نكنیم.

از بحث سیاسی پرهیز کنیم و با کنایه صحبت نکنیم.

 

۶ - احترام میزبان را نگه داریم و از محكوم كردن او و به كرسی نشاندن

 حرف خویش پرهیز کنیم.

۷ - در جمع، از ثروت و دارایی‌ها و افتخارات خویش تعریف نكنیم و 

از شغل و مقام پردرآمد و پولساز خود صحبت نكنیم، به ویژه اگر 

مخاطبمان فاقد آنها باشد.

۸ - از گله‌گذاری و غیبت در مهمانی‌ بپرهیزیم و پشت‌ سر مهمانان، 

میزبان، دوستان و نزدیكانمان بدگویی نكنیم.

 

۹ - به عنوان میزبان، با مهمانان خود به گرمی رفتار كنیم. از درد و غم، ب

یماری و گرفتاری‌های روزمره خود برای مهمانان داستان نسازیم.

۱۰ - اگر در منزل خود عادت غذایی یا آداب خاصی داریم كه میزبان 

قادر به برآورده‌ كردن آن نیست از وی تقاضای آن را نكنیم 

(باعث دردسر یا شرمندگی او نشویم).

۱۱ - در خوردن غذا مانند منزل خود رفتار نكنیم و از پرخوری بپرهیزیم.

۱۲ - در مهمانی از میزبان راجع به شغلش و میزان درآمدش نپرسیم. 

از میران حقوق و دارائی نپرسیم.

 

۱۳ - فراموش نكنیم ما حق نداریم ‌دكوراسیون منزل میزبان را تغییر دهیم.

پرده را کنار نزنیم و یا روشنایی را کم و زیاد نکنیم.

۱۴ - در مهمانی‌ تمام‌ وقت را با یك نفر از حاضران به گفت‌ و گو نپردازیم، 

طوری كه گویی شخص دیگری در آن محل حضور ندارد.

۱۵ - كودكان خود را كنترل كنیم تا باعث زحمت برای میزبان نشویم.

۱۶ - در زمان نشستن، ما تابع میزبان هستیم، اگر به ما تعارف كردند كه 

جای خاصی بنشینیم، حتما رعایت كنیم.

 

۱۷ - راجع به قیمت مبل و فرش و وسایل دیگر منزل میزبان نپرسیم.

۱۸ - در میهمانی‌ها موج منفی ندهیم واز شایعه پراکنی و سیاه‌نمایی دوری کنیم.

۱۹ - با لباس و طلا و ظاهر آنچنانی خود، فخر فروشی نکنیم.

۲۰ -در دید و بازدیدها از تجربیات گذشته بگوییم و دست و زبانمان خیر باشد.

چه بسا در این دید وبازدیدها گره از کار و زندگی کسی باز شود



نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : فرهنگ دید و بازدید عید،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 20 اسفند 1397

 

در جوشن كبیر یك عبارتی هست كه مى‌گوییم:

"یا كریم الصَّفْح"

 

معناش خیلى جالبه.

یك وقتی یك کسی تو رو می‌بخشه اما یادش نمیره که فلان

 خطا رو کردی و همیشه یك‌جوری نگات می‌کنه که تو می‌فهمی

 هنوز یادش نرفته؛ یه‌جورایی انگار که سابقه‌ی بدت رو مدام به یادت میاره.

ولی یك وقتی، یك کسی تو رو می‌بخشه و یک‌طوری فراموش

می‌کنه انگار نه انگار که تو خطایی رو مرتکب شدی.

اصلا هم به روت نمیاره.

به این نوع بخشش میگن صَفح.

و خدای ما این‌گونه است...

از صمیم قلب می‌گویم:

"یا كریم الصَّفْح"

 

بیاییم در واپسین روزهاى سال ببخشیم و بگذریم...






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : "یا كریم الصَّفْح"،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 18 اسفند 1397

 

 

اگر کودکان ما ندانند که فلان سلسله پادشاهی کی آمد و کی رفت؟

و ندانند که حاصل ضرب ۱۱۴ در ۱۱۴ چه می شود؟

هیچ چیزی از خلقت خداوند کم نمی شود.

 

اما اگر آن‌ها

زندگی کردن را

عشق ورزیدن را

عزت نفس را

تاب آوری

و عدم پرخاشگری را تمرین نکنند،

 

زندگی شان خالی خالی خواهد بود، و بعدها برای پر کردن

 این جای خالی ها به خودشان، دیگران و طبیعت، خسارت خواهند زد...






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : زندگی شان خالی خالی خواهد بود،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 18 اسفند 1397


  15  نکته برای گفت و گوهای قبل از عید: جان یکدیگر را نجات دهیم 

 

هر سال، هزاران تصادف در همین چند روز اتفاق می افتد و 

هزاران نفر کشته و مصدوم می شوند.

پیشنهاد می کنیم از امروز تا پایان سفرهای نوروزی، بحث ایمنی سفر 

را در گفت و گوهای دوستانه و خانوادگی پیش بکشید و به عنوان وظیفه ای

 انسانی و عاطفی، با اطرافیان تان در این باره صحبت کنید.

 

یک: موقعی که احساس خواب می کنید، خودرو را در جایی امن پارک و

 درهای آن را از داخل قفل کنید و اندکی بخوابید.

اکثر افراد فکر می کنند که می توانند بر خواب غلبه کنند اما این یک توهم 

است. خواب حین رانندگی بسیار فریبنده است و بی آن که متوجه شوید 

ناگهان چشم هایتان را می بندد.

حتی یک چرت 5 ثانیه ای هم می تواند شما و دیگران را به کشتن دهد.

 

دو:اکثر تصادفات رانندگی به دو دلیل رخ می دهند: سرعت بالا و 

سبقت غیرمجاز.

اگر سرعت تان مثلاً 20 کیلومتر در ساعت بیش از حد قانونی باشد، 

به فرض این که سالم برسید، تنها چند دقیقه زودتر خواهید رسید اما 

قطعاً به ریسک زندگی نمی ارزد.

 

وقتی در جایی از وسط جاده، خط ممتد رسم شده، معنی اش این است 

که متخصصان جاده و سوانح، آن نقطه را دیده، بررسی کرده و به این 

نتیجه رسیده اند که اگر در این نقطه خاص سبقت گرفته شود، امکان 

شاخ به شاخ شدن خودروها و تصادفات مرگبار وجود دارد.

 

سه:حواس راننده را پرت نکنید. علت بسیاری از تصادفات، نه خود راننده 

که سرنشیانی هستند که حواس راننده را پرت می کنند، از جر و بحث 

گرفته تا نشان دادن مناظر اطراف به راننده و ... .

 

چهار:کمر بند ایمنی را ببندید، حتی سرنشینان عقب خودرو.

تا کنون هزاران نفر که تصادفات شدید رانندگی کرده اند، فقط به این 

علت از مرگ نجات یافته اند که کمربند ایمنی بسته بودند. 

 

 

پنج:قبل از سفر خودرو را از لحاظ فنی کنترل کنید به ویژه سیستم ترمزها، 

سطح و باد لاستیک ها، روغن ها و فیلترها، برف پاک کن ها و ... .

 

شش:کودک را حتماً در داخل صندلی کودک بگذارید و کمربند ایمنی

 آن را ببندید. کودکان چون وزن کمی دارند هنگام تصادفات شدید 

مانند توپی پرت می شوند و آسیب می بینند.

در آغوش گرفتن کودک در صندلی کنار راننده اشتباه بزرگی است 

چون ضربه ایربگ به حدی شدید و انفجاری است که در جا گردن کودک 

را می شکند و او را می کشد.

 

هفت: مادران باردار، باید کمر بندی ایمنی را از زیر شکم و بخش فوقانی 

آن را از بین سینه ها رد کنند.

 

هشت: از سالم بودن پشت سری روی صندلی مطمئن باشید. پشت سری

 می تواند در هنگام برخوردهای شدید از شکستگی مهره های گردن 

جلوگیری کند.

 

نه: اگر به نقاط سردسیر سفر می کنید، حتماً زنجیر چرخ و ضدیخ داشته 

باشید. کمی هم آب و غذای اضافی و پتو در خودرو داشته باشید. 

 

 

ده: فاصله طولی خودروی خود با خودروی جلویی را حفظ کنید. 

به این بیندیشید که خودروی مقابل به دلیل ناگهان متوقف شود

آیا با این فاصله و سرعت کنونی می توانید از برخورد با آن جلوگیری کنید؟!

 

یازده: درصد تصادفات در 30 کیلومتری شهرها اتفاق می افتد. علت

 روانی اش نیز این است که فرد فکر می کند بعد از دهها یا صدها کیلومتر 

رانندگی، بدون حادثه به مقصد رسیده و لذا در این بخش پایانی هم خطری

 متوجه او نیست. علت های فیزیکی و محیطی اش هم معلوم است: خستگی

 راننده و تعدد خودروها، دوچرخه ها و افراد پیاده در نزدیکی شهرها.

 

دوازده: شب ها وقتی خودرویی از روبرو می آید یا پشت سر خودرویی 

هستید، از نوربالا استفاده نکنید.

 

سیزده:در ابتدای بارندگی، آب اندک باران یا گرد و خاک کف جاده ترکیب 

می شود و لایه ای لغزنده روی کف جاده ایجاد می کند. بنابراین در شروع 

بارندگی، جاده ها در لغزنده ترین حالت خود قرار دارند.

 

چهارده:موقع بارندگی، در جاهایی از جاده آب جمع می شود. وقتی 

خودرو با سرعت بالا به این نقاط می رسد، ممکن است برای لحظاتی کنترل 

چرخ های خودرو از عهده فرمان خارج شود. در این مواقع آهسته تر رانندگی کنید.

 

پانزده:هنگام عبور از جاده های کوهستانی، بوق نزنید. صدا بوق در کوهستان

 پژواک می یابد و ممکن است سنگ های سست را تکان دهد و به جاده بریزد

 یا بهمن را فعال کند.

 

عصرایران






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : 15 نکته برای گفت و گوهای قبل از عید،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 18 اسفند 1397

 

تو مدرسه بهش می گفتن مَمَد مارمولک، دیوار راست رو می رفت بالا... نه احتیاجی به قلاب داشت نه جا پا، کفش و جورابش رو در میاورد و یا علی مدد... تا به خودت میومدی اون طرف دیوار بود. پدرش بنا بود و مادرش خونه دار... ولی مَمَد تو یه مدرسه ی سیصد نفری از همه پولدار تر بود! چرا؟ زنگ آخر که می خورد، هیچکس خونه نمی رفت... همه ی بچه ها جمع می شدن سر کوچه، دور تیر چراغ برق حلقه می زدن تا نمایش شروع بشه. مَمَد مثل یه قهرمان از وسط حلقه ی بچه ها رد می شد و صدای دست و جیغ بلند می‌شد. خیلی خوب بلد بود معرکه بگیره، خوب بلد بود بچه ها رو جوگیر کنه تا پول جمع کنه... می گفت تیر چراغ برق ده متری رو تو بیست ثانیه میرم بالا، دروغ می گفت تو ده ثانیه می رفت. اون وسطا حرکات ژانگولر هم می زد تا صدای جیغ و دست زدن بچه ها بلندتر بشه. بعضی وقتا خودش هم جوگیر می شد پاهاش رو قلاب می کرد به تیر چراغ برق و دستاش رو ول می کرد و دست می‌زد! تو دور و زمونه ای که پفک نمکی پنجاه تومن بود و بستنی دو قلو صد تومن، هفته ای سه ، چهار هزار تومن کاسب بود. پولش رو می داد به مادرش تا خرج خونه کنه. چند باری مدیر مدرسه تهدیدش کرده بود که اگه یه بار دیگه این داستان رو تکرار کنی اخراجی... مدیر مدرسه نمی دونست فقط همین یه کوچه نیست که تیر چراغ برق داره...هر‌جا معرکه می گرفت همه دنبالش می رفتن، می رفتن تا ببینن مَمَد مارمولک کِی زمین می خوره! هیچ برنده ای به شکست فکر نمی کنه تا وقتی که تجربه ش کنه، تجربه ش کرد، زمین خورد... یه روز وسط جیغ و هورا کشیدن بچه ها، تو روزی که انقدر از خودش مطمئن بود که حتی کفشاش رو در نیاورده بود ،‌ از ارتفاع هفت متری افتاد کف آسفالت... یه لحظه همه قدرت تکلمشون رو از دست دادن ، هیچ صدایی نمی اومد تا اینکه یه نفر شروع کرد به بلند خندیدن، نفر دوم بلند تر خندید ، چند ثانیه بعد همه خندیدن...انگار همه ی اونایی که واسش جیغ و هورا می کشیدن تَهِ دلشون آرزوی شکستش رو داشتن، انگار مدت ها بود منتظر این لحظه بودن... منتظر شکست یک برنده...

 

حسین حائریان






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : منتظر شکست یک برنده...،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 17 اسفند 1397

 

 

پندهایی زیبا برای افرادی که به سن ۵۰ رسیده اند و وارد میانسالی شدند

 

پند اول :

همیشه آب بخور، حتی اگر تشنه نباشی و احساسش رو نداشته باشی،

 که بیشتر مشکلات سلامتی بدن  از کم آبی بدن هست !

 

پند دوم :

ورزش کن حتی اگر در اوج مشغولیت باشی، جسمت باید 

تحرک داشته باشه حتی اگر پیاده روی و یا شنا باشه

 

پند سوم :

غذات رو کم کن. هوس خوردن رو ترک کن که هیچ خیری 

درش نیست. خودت رو محروم نکن از خوردن ولی مقدارش رو کم کن !

 

پند چهارم :

تا جای ممکن کمتر از ماشین استفاده کن، سعی کن پیاده بری

 سر کار و یا هر جای دیگه ای

 

پند پنجم :

از عصبانیت دوری کن، قهر و ناراحتی رو ترک کن، سعی کن 

مسائل رو آسون بگیری. خودت رو در شرایط ناراحت کننده قرار نده ، 

همه اینا سلامتیت رو از بین میبره و روحیه ات رو داغون میکنه !

 

پند ششم:

همان طور که میگن پولت رو توی آفتاب رها کن و خودت بشین تو سایه !

برای خودت و اطرافیانت چیزی کم نذار !

که پول اومده تا ما راحت زندگی کنیم ، نه اینکه ما زندگی کنیم 

تا جمعش کنیم فقط

 

پند هفتم :

نه حسرت کسی رو بخور، و نه حسرت کاری که نمیتونی انجامش بدی، 

و نه حسرت چیزی که نمیتونی بدستش بیاری، از ذهنت کنارشون بزن، 

اصلا فراموشش کن !

 

پند هشتم :

فروتن باش و باز هم فروتن! که پول و مقام و قدرت و نفوذ و همه

 چیز با غرور و خود بزرگ بینی از بین میره!

اما متواضع که باشی همه دوستت خواهند داشت و قدر و منزلتت

  بالاتر خواهد رفت .

 

پند نهم :

موهای سرت که سفید شد به این معنا نیست که داری به آخر عمرت

 نزدیک میشی ! بلکه نشونه اینه که زندگی بهتری داره آغاز میشه،

 خوش بین باش !

خاطره بساز ، برو سفر ، خودت رو با خوشی های  دنیا سرگرم کن !

 

پند آخر :

ارتباطت رو با خدا هرگز قطع نکن که خداپرستی  برگ برنده تو در

 دنیاست. برای روزی که نه ثروت بدردت میخوره ونه فرزند.







نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : پندهایی زیبا برای افرادی که به سن ۵۰ رسیده اند و وارد میانسالی شدند،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 16 اسفند 1397

 

آدمها....

گاهی در زندگی ات می مانند!

گاهی در خاطره ات!

 

آن ها که در زندگی ات می مانند؛

همسفر می شوند....

 

آن ها که در خاطرت می مانند:

کوله پشتیٍ تمامٍ تجربیاتت برای سفر....

 

گاهی تلخ

گاهی شیرین

گاهی با یادشان لبخند می زنی

گاهی یادشان لبخند از صورتت بر می دارد....

اما تو لبخند بزن

به تلخ ترین خاطره هایت حتی....

بگذار همسفر زندگی ات بداند

هر چه بود؛هر چه گذشت

تو را محکمتر از همیشه و هر روز

برای کنار او قدم برداشتن ساخته است....

آدمها می آیند

و این آمدن

باید رخ بدهد

تا تو بدانی

آمدن را همه بلدند....

 

این ماندن است که هنر میخواهد






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : آدمها،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 13 اسفند 1397

 

 

ما آدمها توی اسفند بیشتر از هر وقت دیگری خسته‌ایم اما نمیدانم

 چرا به جای اینکه نفسی تازه کنیم، سرعت‌مان را بیشتر و بیشتر

 می‌کنیم تا هر طور شده مثل قهرمان دوی ماراتن، 

از خط پایان این ماه عجیب و غریب بگذریم!

اسفند را باید نشست

باید خستگی در کرد

باید چای نوشید...

یازده ماه تمام، دردها، رنج‌ها و حتی خوشی‌ها 

را به جان خریدن که الکی نیست، هست؟!

اسفند را نباید دوید

اسفند را باید با کفش‌های کتانی، قدم زد!

پس روزهای رفته ی سال را ورق میزنم .......

چه خاطراتی که زنده نمی شوند.......

چه روزها که دلم می خواست تا ابد تمام نشوند.......

وچه روزها که هر ثانیه اش یک سال زمان میبرد.......

چه فکرها که آرامم کرد و چه فکرها که روحم را ذره ذره فرسود.......

چه لبخندها که بی اختیار بر لبانم نقش بست و

چه اشک ها که بی اراده از چشمانم سرازیر شد......

چه آدم ها که دلم را گرم کردند و

چه آدم ها که دلم را شکستند......

چه چیزها كه فکرش را هم نمیکردم و شد ...

و چه چیزها كه فکرم را پرکرد و نشد.......

چه آدم ها که

شناختم و چه آدم ها که فهمیدم هیچگاه نمیشناختمشان.......

و چه.......!

و سهم یک سال دیگر هم یادش بخیر می شود.......

کاش ارمغان روزهایی که گذشت آرامشی باشد از جنس خدا......

آرامشی که هیچگاه تمام نشود......

و دوست خوب من...

من برای تمام آدم های روی این زمین آرزوی سعادت دارم،

تو كه عزیز دلی جای خود داری!

بخند كه بهاری که در راه است...

با شكوفه لبخند تو زییاتر خواهد بود






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : من برای تمام آدم های روی این زمین آرزوی سعادت دارم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 13 اسفند 1397

 

زندگی واقعا بسیار ساده است !

از هر دست بدهیم ،از همان دست می‌گیریم !

هرطوری که درباره‌ خود بیندیشیم ، برایمان به واقعیت مبدل می‌شود .

من معتقدم که هرکسی از جمله من ، 

مسئول همه اتفاقات خوب و یا بد در زندگیش است !

لوییز هی

شفای زندگی






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : شفای زندگی،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 13 اسفند 1397

 

شاید در بهشت بشناسمت!

 

این جمله سرفصل یک داستان بسیار زیبا و پندآموز است که در

یک برنامه‌ی تلوزیونی مطرح شد. مجری یک برنامه‌ی تلوزیونی

 که مهمان او فرد ثروتمندی بود، این سوال را از او پرسید:

مهم‌ترین چیزی که شما را خوشبخت کرد چه بود؟

 

فرد ثروتمند چنین پاسخ داد: چهار مرحله را طی کردم

 تا طعم حقیقی خوشبختی را چشیدم.

در مرحله‌ی اول گمان می‌کردم خوشبختی در جمع‌آوری

 ثروت و کالاست، اما این چنین نبود.

در مرحله‌ی دوم چنین به گمانم می‌رسید که خوشبختی در جمع‌آوری

 چیزهای کمیاب و ارزشمند است، ولی تاثیرش موقت بود.

در مرحله‌ی سوم با خود فکر کردم که خوشبختی در به دست آوردن

 پروژه‌های بزرگ مانند خرید یک مکان تفریحی و غیره است،

 اما باز هم آن‌طور که فکر می‌کردم نبود.

در مرحله‌ی چهارم اما یکی از دوستانم پیشنهادی به من داد.

 پیشنهاد این بود که برای جمعی از کودکان معلول صندلی‌های

 مخصوص خریده شود، و من هم بی‌درنگ این پیشنهاد را قبول کردم.

 

اما دوستم اصرار کرد با او به جمع کودکان رفته و این هدیه را

خود تقدیم آنان کنم. وقتی به جمعشان رفتم و هدیه‌ها را به آنان

تحویل دادم، خوشحالی که در صورت آنها نهفته بود واقعا دیدن داشت!

کودکان نشسته بر صندلی خود به شادی و بازی پرداخته و خنده

 بر لب‌هایشان نقش بسته بود. اما آن چیزی که طعم حقیقی خوشبختی

 را با آن حس کردم چیز دیگری بود!

 

هنگامی که قصد رفتن داشتم، یکی از آن کودکان آمد و پایم را گرفت!

سعی کردم پای خود را با مهربانی از دستانش جدا کنم اما او درحالی

 که با چشمانش به صورتم خیره شده بود این اجازه را به من نمی‌داد!

 

خَم شدم و خیلی آرام از او پرسیدم: آیا قبل از رفتن درخواستی از من داری؟

 این جوابش همان چیزی بود که معنای حقیقی خوشبختی را با آن فهمیدم...

 

او گفت: می‌خواهم چهره‌ات را دقیق به یاد داشته باشم تا در

لحظه‌ی ملاقات در بهشت، شما را بشناسم. در آن هنگام جلوی

 پروردگار جهانیان دوباره از شما تشکر کنم!

 

ضیاء رئیسی (مترجم)






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : شاید در بهشت بشناسمت!،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 12 اسفند 1397

 

بچه‌ها با خیالِ کفش و لباس نو، چشمانشان را می‌بندند!

زن‌ها با فکر عوض کردن فرش و رنگ مبل جدیدشان!

مردها با محاسبه‌ی هزینه‌های شب عید و کارهای نیمه‌تمامشان!

 

اما فروردین که از نیمه بگذرد، طرح فرش و رنگ مبل از مُد می‌افتد

و کفش و لباس نو از چشم، هزینه‌ها و کارهای نیمه‌تمام هم احتمالا تمام می‌شود!

ماهی‌ها می‌میرند و سبزه‌ها پلاسیده می‌شوند.

روی دیوارها و شیشه‌ها باز گرد و خاک می‌نشیند و هفت‌سین‌ها کم‌کم جمع می‌شود...

 

اینها رو گفتم که بدانید، اگر هفت‌سینتان یک سین هم کم داشته باشد، ایرادی ندارد!

اگر لباستان فلان مارک و مبلتان فلان طرح هم نباشد، آسمان به زمین نمی‌آید جانم!

خارج کنید خودتان را از دور این رقابت چشم و هم‌چشمی‌ها...

شادی‌هایتان را به این مادیات بی‌دوام گره نزنید!

 

بگذارید کودکانمان یاد بگیرند که سال نو چیزی نیست جز حال

خوب کنار هم بودن! جز وقتی که در کنار هم می‌گذرانیم...

 احساس خوشبختی داشتن با مادیات هنر نیست!

اگر میان همین اندک ‌داشته‌هایتان هم، با هم مهربان بودید،

 آن وقت بروید و میان مردم خوشبختی‌تان را جار بزنید!

 

اگر تصمیم گرفتید امسال را بیشتر کنار هم باشید و بیشتر لبخند بزنید،

 آن وقت است که شکوفه‌های خوشبختی در دلتان جوانه می‌زند

و حال و هوای زندگیتان بهاری می‌شود...

 

لبخند بزنید به ترک دیوارتان!

شاید شکوفه‌ای میانش منتظر جوانه زدن باشد!






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : بچه‌ها با خیالِ کفش و لباس نو، چشمانشان را می‌بندند!،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 12 اسفند 1397

 

 

 

  به دانشگاه می رفتم که مادربزرگم و  دم درب حیاط نشسته دیدم.

سلام کردم و رد شدم

گفت میری نونوایی

گفتم نه مادر ، می‌بینی که  میرم دانشگاه . کتابام رو ببین

گفت پس مادر واسه منم چهارتا نون بگیر

دیدم فایده نداره . سریع 4 تا نون گرفتم برگشتم .

گفت حالا میری دانشگاه واسه چی؟

گفتم: فردا نون داشته باشم بخورم .

گفت بیا مادر من دوتا نون بَسَمه.

دوتا واسه من دوتا واسه تو .

فردا هم بیا خودم نونت رو میدم اما اگه خودت بری نون بگیری .

خندیدم

گفت :مادرجان تمام زندگی من همین خنده های شماست . امروز کسی نیومده حوصلم سر رفته بود . وگرنه نون داشتم .

اون روز کلاسم و تعطیل کردم و

کنارش نشستم تا شب برای هم حرف زدیم و خندیدیم

 

مهمتر از هرچیزی در  دنیا،  پدر و مادرا هستند . تا هستندقدرشونو بدونید.

 






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : پدر و مادر،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 10 اسفند 1397

 

 

 

به نظر من بهترین آرزوها رو برای سال جدید ویکتور هوگو گفته:

 

اول از همه برایت آرزومندم كه عاشق شوی

و اگر هستی،كسی هم به تو عشق بورزد

و اگر اینگونه نیست،تنهائیت كوتاه باشد

و پس از تنهائیت ،نفرت از كسی نیابی.

 

آرزومندم كه اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد

بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی كنی

 

برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی

ازجمله دوستان بد و ناپایدار

برخی نادوست، و برخی دوستدار

كه دست كم یكی در میانشان

بی تردید مورد اعتمادت باشد.

 

وچون زندگی بدین گونه است

برایت آرزو مندم كه دشمن نیز داشته باشی

نه كم و نه زیاد ، درست به اندازه ،

تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد

كه دست كم یكی از آنها اعتراضش به حق باشد

تا كه زیاده به خودت مغرور نشوی .

 

و نیز آرزومندم مفید فایده باشی

نه خیلی غیر ضروری

تا در لحظات سخت

وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است

همین مفید بودن كافی باشد تا تو را سر پا نگهدارد.

 

همچنین ، برایت آرزومندم صبور باشی

نه با كسانی كه اشتباهات كوچك میكنند

چون این كار ساده ایست

بلكه با كسانی كه اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میكنند

و با كاربرد درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی .

 

و امیدوارم اگر جوان هستی

خیلی به تعجیل، رسیده نشوی

و اگر رسیده ای، به جوان نمائی اصرار نوررزی

و اگر پیری ، تسلیم ناامیدی نشوی

چرا كه هر سنی خوشی خودش را دارد

و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.

 

امیدوارم حیوانی را نوازش كنی

به پرنده ای دانه بدهی ، و به آواز یك سهره گوش كنی

وقتی كه آوای سحرگاهیش را سر می دهد .

 

چرا كه به این طریق

احساس زیبائی خواهی یافت ، به رایگان.

امیدوارم كه دانه ای هم بر خاك بفشانی

هرچند خرد بود باشد

و با روئیدنش همراه شوی

تا دریابی چقدر زندگی در یك درخت وجود دارد.

 

بعلاوه آرزومندم پول داشته باشی

زیرا در عمل به آن نیازمندی

و برای اینكه سالی یك بار

پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی : این مال من است.

 

و در پایان ، اگر مرد باشی ، آرزومندم زن خوبی داشته باشی

واگر زنی ، شوهر خوبی داشته باشی

كه اگر فردا خسته باشید ، یا پس فردا شادمان

باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید .

 

اگر همه ی اینها كه گفتم فراهم شد

دیگر چیزی ندارم برایت آرزو كنم :)

 







نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : به نظر من بهترین آرزوها رو برای سال جدید ویکتور هوگو گفته،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 10 اسفند 1397


( کل صفحات : 56 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز