مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟






 

 

همه چیز موجود است و تنها قانونی که ما را

 به حرکت وا می‌دارد، زندگی‌ست.

هیچ‌کس متمایز از دیگری نیست.

هیچ‌کس تنها برای خود مبارزه نمی‌کند.

 همه‌چیز، همه‌چیز است و در عین حال یکی است.

ترس و درد و لذت و مرگ

چیزی بیش از بخشی از وجود ما نیستند

 

فریدا کالو






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : هیچ‌کس متمایز از دیگری نیست،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 12 فروردین 1398

یکی از مریدان کنفوسیوس از او پرسید: 

«آیا ممکن است چیزی در مورد اتفاقات پس از مرگ بگویید؟»

کنفوسیوس پاسخ داد: 

«تمام این فکرهای پس از مرگ را می‌توانی پس از مردن،

 در قبر فکر کنی. هم اکنون زندگی کن

زمانی برای زندگی کردن است

 و زمانی برای مردن. آنها را با هم قاطی نکن، 

وگرنه هر دو را از دست خواهی داد. 

هم‌اکنون با تمامیت زندگی کن و وقتی که مردی، 

آن‌وقت به تمامی بمیر. 

ولی اکنون وقتت را برای چیزهایی که 

در دوردست هستند تلف نکن.

 

اشو

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : آیا ممکن است چیزی در مورد اتفاقات پس از مرگ بگویید،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 12 فروردین 1398

 

از کوفی عنان (دبیر کل سابق سازمان ملل و برنده صلح نوبل) پرسیدند:

بهترین خاطره ی شما از دوران تحصیل چه بود؟

او جواب داد: «روزی معلم علوم ما وارد کلاس شد و برگه ی سفید رنگی را به تخته سیاه چسباند. در وسط آن لکه‌ای با جوهر سیاه نمایان بود

معلم از شاگردان پرسید: «بچه ها در این برگه چه می بینید؟»

همه جواب دادند: «یک لکه سیاه آقا

معلم با چهره ای اندیشمندانه لحظاتی در مقابل تخته کلاس راه رفت و سپس با دست خود به اطراف لکه سیاه اشاره کرد و گفت: «بچه های عزیز! چرا این همه سفیدی اطراف لکه سیاه را ندیدید؟»

کوفی عنان می گوید: «از آن روز تلاش کردم اول سفیدی (خوبی‌ها، نکات مثبت، روشنایی ها و…) را بنگرم






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : بهترین خاطره ی شما از دوران تحصیل چه بود؟،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 12 فروردین 1398

 

با نیت خوب کار کنید

 

دوستتان از شما پول قرض میخواهد وشما با خودتان این وپا آن پا میکنید با خود میگویید اگر به او پول قرض ندهم چه فکری در مورد من میکند؟

 

در آخر شما به او پول میدهید

ولی نه از سر رضایت قلبی ونتیجه اش این می شود که مدتها طول می کشد که پولتان را پس بگیرید چرا این طور شد.

 

چون شما بااحساس خوب اینکار را انجام ندادید نیت شما در دادن پول خالص نبوده به خاطر رودروایسی یا اندیشه دیگری اینکار را کردید.

 

وقتی میخواهیم کاری برای دیگری انجام دهیم

احساسمان را خوب کنیم وسپس آن فعل را انجام دهیم

یا اصلا آن کار راانجام ندهیم

 

زیرا با احساس بد روی ارتعاش بد قرار داریم

ونتیجه کار به رنج و ملامت واین اندیشه که چرا اینکار را کردم می انجامد

 

یا کاری را نکنید و نه بگویید یا با رضایت قلبی انجام دهید






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : با نیت خوب کار کنید،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 12 فروردین 1398

چیزی به عنوان زیبایی وجود نداره،

خصوصا در صورتِ انسان.

چیزی که اسمش را گذاشته‌ایم "ریخت‌شناسی" تمامش یک جور نظام‌بندی ریاضی‌وار و خیالی اجزای صورت است.

مثلا دماغ زیادی بیرون نزده باشد،

لاله‌های گوش بزرگ نباشد، موها بلند باشد،

خط ریش‌ها مد روز باشند و از این جور چیزها.

این سراب عمومیت بخشیدن به همه چیز است.

مردم به بعضی چهره‌ها می‌گویند زیبا،

ولی در حقیقت آن ها زیبا نیستند، معادله‌ای ریاضی هستند که حاصلش صفر است.

در واقع زیباییِ حقیقی، زیبایی سیرت است،

نه شکل ابروها.

 

 

چارلز بوکفسکی

سوختن در آب، غرق شدن در آتش






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : چیزی به عنوان زیبایی وجود نداره،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 12 فروردین 1398

 

پیدا کردن پول به هر وسیله که باشه جایزه، 

حُسن آدم حساب میشه، این را از من داشته باش.

 آن وقت مهندس تحصیل کرده افتخار میکنه که

 ماشین کارخانۀ تو را به کار بندازه، معمار مجیزت

 را میگه که خونه ات رو بسازه، شاعر میاد موس موس

 میکنه و مدحت را میگه، نقاشی که همۀ عمرش 

گشنگی خورده تصویرت را میکشه، روزنامه نویس،

 وکیل، وزیر همه نوکر تو هستند. مورخ شرح حال

 تو را مینویسه و اخلاق نویس از مکارم اخلاقی تو 

مثل میاره. همۀ این گردن شکسته ها نوکر پول 

هستند. میدانی علم و سواد چرا به درد زندگی 

نمیخوره برای اینکه باز نوکر پولدارها بشی، 

آنوقت زندگیت هم نفله شده. تو هنوز نمیدانی

 زندگی یعنی چی!

 

صادق هدایت







نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : پیدا کردن پول به هر وسیله که باشه جایزه،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 12 فروردین 1398

 

تنهایی پیش از آن که یک حالت روحی یا روانی باشد یک ماده است.

مثلاً، دقیقاً همان ماده‌ای که در این لحظه در برابر چشمان من است. ساعت ده شب است، همه‌ جا تاریک است. آسمان هنوز کاملا سیاه نشده‌است، همه جا ساکت است –سکوت هم خیلی مادی‌ست- یک آپارتمان کوچک که من چند سالی‌ست در آن زندگی می‌کنم، سیگارها – چرا که من نمی‌توانم سیگارکشیدن را ترک کنم- کتاب‌ها، چرا به شکل عجیبی، تنهایی خیلی سریع پر می‌شود.

تنهایی در اصل همین است: یک وضعیت مادی. این‌که کسی نمی‌آید، حتی شاید خودتان هم آن‌جا نباشید. تنهایی بیش‌تر یک نعمت است تا یک نفرین.

 

زندگی گذران

کریستین بوبن






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : تنهایی پیش از آن که یک حالت روحی یا روانی باشد یک ماده است،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 11 فروردین 1398

 

افسانه غار افلاطون :

 

افلاطون می گوید غاری را تصور كنید كه در انتهای آن افرادی را از ابتدای كودكی به زنجیر بسته باشند به نحوی كه این افراد نتوانند

سر خود را به عقب برگردانند و پشت سر خود را ببینند .

 

در پشت سر این عده ، ....افرادی زندگی میكنند و آتشی نیز

افروخته اند... . در اثر نور این آتش... تصاویری از رفت و آمد این افراد و لوازمشان روی دیوار جلوی آن زندانیان در بند افتاده است و سرو صدا های آن مردم نیز در اثر انعكاس در غار از جلوی همان تصاویر نقش بسته بر دیوار به گوش آن زندانیان میرسد...

 

بدیهی است كه این افراد

(زندانیان غار افلاطون )

تصور

می كنند كه این صداها از همین سایه ها می آید زیرا از ابتدا و كودكی اینچنین دیده و شنیده اند و هرگز نیز قادر نبوده اند

پشت سر خود را نگاه كنند.

حال فرض كنید زنجیر برخی از این گروه زندانیان را باز كنید....

و به آنها بگویید دنیا اینگونه كه شما تصور می كنید نیست

و آنها را برای مشاهده جهان بیرون از غار :

به خارج از آن غار ببرید .

در بیرون غار نور شدید خورشید چشم این افراد را قطعا" به شدت ناراحت خواهد كرد و آنها نخواهند توانست  در ابتدا چیزی ببینند و به سرعت جلوی چشمان خود را گرفته و به غار بر میگردند .....

اما فرض كنید كه معدودی از این افراد بتوانند در مقابل این نور شدید مقاومت كرده و سپس نگاهی به جهان بیرون غار بیندازند....

 

حال از افراد این گروه اگر كسی برای نجات گروهی دیگر از زندانیان به داخل غار برگردد و به آنها كه اساسا" بیرون را ندیده اند ,

بگویند كه حقیقت چیز دیگری است و فقط باید كمی تحمل داشته باشند ،

دست كم مورد تمسخر قرار

خواهند گرفت..یا گوشه و کنایه..

و یا او را دیوانه تصور خواهند کرد..

و شاید خود فرد هم به این نتیجه برسد که دیوانه شده است چون دیگران مثل او نیستند و دنیا را مثل او نمی بینند!

 

آن زنجیرها هر چیزی می تواند باشد , خودخواهی یا

جهانی ساخته ذهن شخصی  ,

قضاوت های ناپخته،

ترس های پنهان یا اضطراب...

 

حتی یکبار هم اگر جور دیگری به جهان بنگریم چیزی از دست نداده ایم و شاید چیزی بدست بیاوریم . اما برخی چنان به غل و زنجیر اویخته اند که تصور اینکه زندگی جور دیگریست برایشان هولناک است..... و به هر حال حقیقت کمی آزرده خاطرمان خواهد کرد .

 

منبع :

سرگذشت فلسفه :

براین مگی ، ترجمه حسن کامشاد






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : افسانه غار افلاطون،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 11 فروردین 1398

 

 

قدرشناسی سخت است

اگر گمان کنیم ، ما محق هستیم

و دیگران به ما بدهکارند.

از همین نقطه تحول درونی ات را شروع کن

و با قدرشناسی از همه کسانیکه تلاش می کنند و کرده اند

تا تو در آسایش باشی  ، به آنها بگو برایت مهم اند

و قدم بعدی عبور از کسانی است که از آنها رنجشی به دل داری.

ببخش !

هیچ بار سنگینی در سال نو با خودت حمل نکن .

زندگی سرشار از حوادث زیبا و باشکوه است

و اگر منافذ روح ما بسته باشد ،

هرگز نمی توانیم بذرهای آگاهی را سبز کنیم.

در محیط خانه و خانواده ،

محیط کار و اجتماع ،

بکوش مثمر ثمر باشی

و به ریشه هایت وصل شو.

بخصوص به خانواده ات

 

 

 

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : قدرشناسی سخت است،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 11 فروردین 1398

 

هر کس دنیا را از زاویه دید خود قضاوت می‌کند!

گاهی بهتر است جای خود را برای بهتر دیدن عوض کنید.

هیچ‌وقت در زندگی‌تان به خاطر احساس ترس عقب ننشینید.

همه‌ی ما بارها این جمله را شنیده‌ایم که :

 «بدترین اتفاقی که ممکن است بیفتد چیست؟ مثلاً اینکه بمیرید؟

اما مرگ؛ بدترین اتفاقی که ممکن است برایتان رخ دهد نیست»

بدترین اتفاق در زندگی این است که اجازه دهید در عین زنده بودن، از درون بمیرید...!

مارتین سلیگمن






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : هر کس دنیا را از زاویه دید خود قضاوت می‌کند،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 11 فروردین 1398

 

 

عادت هایی که سوئد را شادترین کشور دنیا کرده

 

 

سوئدی ها قانونی دارند به نام لاگوم “lagom” این قانون مجموعه ای است از توصیه های خاص که با حذف بی نظمی در خانه، برنامه ها و ذهن منجر به شادی می شود.

لاگوم کمک می کند در تمام جنبه های زندگی تعادل ایجاد کنیم و سرانجام نفس راحت بکشیم و وقت و امکان شاد شدن را داشته باشیم.

 

مبلمان ها را با فاصله بچینید تا بین آن ها فضای خالی وجود داشته باشد و چشم ها بتواند زیبایی هر کدام از آن ها را جداگانه ببیند.

 

به جای نقاشی و پوستر عکس مناظری که در سفر به آنجا رفته اید به دیوار نصب کنید

 

به جای فرش که تمیز کردن آن ها هم سخت است از قالیچه های پارچه ای استفاده کنید که به راحتی تمیز و جا به جا می شوند.

 

برای این که خانه نور طبیعی داشته باشد پرده های رنگ روشن آویزان کنید

هنگام تاریکی شمع روشن کنید.

هنگام مرتب کردن خانه به تدریج هفته ای یک بار از هر اتاق یک وسیله کم کنید.

 

وقتی یه وسیله جدید می خرید ۲ وسیله کهنه و قدیمی را دور بریزید.

 

هنگام مرتب کردن لباس های کمد لباس ها را از چوب لباسی بردارید و ۵ تا از آن ها را کنار بگذارید. سپس به ترتیب اهمیت لباس ها را مرتب کنید. لباس هایی که بدون چوب لباسی مانده اند متعلق به خانه شما نیستند.

 

از جمع کردن وسائل روی هم پرهیز کنید.

 

در رابطه با کاغذها و مدارک کاغذی از قانون یک لمس پیروی کنید. با اولین لمس کاغذ آن را در جای خودش قرار دهید، کارهای ضروری را انجام دهید (مثلا صورتحساب را پرداخت کنید) یا آن را دور بیندازید.

 

برای این که وقت کمتری را برای آشپزی از دست بدهید منوی هفتگی بنویسید برنامه غذایی ساده داشته باشید. یا حتی برای ۲ روز یک غذا درست کنید.

 

برای درست کردن غذاهای فصلی از محصولات بومی استفاده کنید. هم سالم تر هستند و هم ارزان تر.

 

یک ساعت و ربع زودتر بیدار شوید تا عجله نکنید و روی وقت تان احساس کنترل داشته باشید.

 

صبح ها یک فنجان چای در فنجان مورد علاقه تان بخورید تا روز سازنده ای داشته باشید.

 

اگر امکانش هست زودتر محل کار را ترک کنید.

 

باهمکارانتان در زمان استراحت قهوه بنوشید. این کار بازدهی را افزایش می دهد.

 

 

هر شب به موقع بخوابید.

غروب ها کمی پیاده روی کنید

برای هیچکدام از روزهای آخر هفته برنامه ریزی نکنید. روزهای تعطیل آخر هفته را به ارتباط باخانواده اختصاص دهید.

 

یک هنر دستی ساده مثل تکه دوزی یا گلدوزی انجام دهید.

 

برای این که در خانه با طبیعت در ارتباط باشید از مواد طبیعی مثل فلز، چوب و پارچه های پشمی استفاده کنید.

 

گل های خانگی بخرید و خانه را با گل ها و گیاهان تازه تزئین کنید.

 

یاد بگیرید که از خودتان مراقبت کنید بدون این که این کار را خودخواهی بدانید. استراحت کامل، لحظات تنهایی، قرار نگرفتن در شرایط سخت تمام این ها برای مراقبت ازخود ضروری هستند.

 

این واقعیت را بپذیرید که همیشه ناهماهنگی در زندگی وجود دارد. گاهی اوقات باید زیاد کار کنید، گاهی اوقات وقت کافی ندارید. فقط سعی نکنید همه چیز را کنترل کنید

 

زباله های ذهن تان را پاک کنید: کمتر به فضای مجازی بروید، صفحات شاد و مثبت را فقط دنبال کنید و بیشترکتاب بخوانید.

 

کیفیت روابط را به کمیت آن ترجیح دهید. به جای ارتباط از طریق شبکه های اجتماعی به دیدار دوستان و خانواده بروید.

 

این قوانین در سوئد به آنها کمک کرده تا شاد باشند.

 

ما هم امتحان کنیم

ترجمه : مریم اسدی

 

 

 






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : عادت هایی که سوئد را شادترین کشور دنیا کرده،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
یکشنبه 11 فروردین 1398

 

 

عشق

 

فقط کلماتی نیست که به طور تصادفی گفته میشه

 

در یک لحظه و بدون فکر کردن

 

چیزهاییه که بدون حرف زدن احساس میشه

 

با لبخند زدن با در آغوش کشیدن

 

عشق

 

بعضی وقت ها هرگز نمی آید چون که بی صدا میگذره

 

به دنبال کسی است برای عشق ورزی و دوست داشتن

 

بعضی وقت ها دیر می رسد چون

 

کس دیگری جای اونه

 

عشق مرز و مسافت و مکانی نمی شناسه

 

سنی ندارد و می تونه برسه

 

بین مردم گم شده یا در آوازی به اوج میرسه

 

میان یک خنده میان یک گریه

 

عشق . یعنی بخشیدن همه چیز بدون سرزنش کردن و فراموش کردن

 

برای از نو شروع کردن یعنی چیزی نگفتن و در سکوت راه رفتن

 

یعنی فداکاری کردن بدون چشمداشت






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : عشق،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 10 فروردین 1398

 

یک ضرب المثل چینی میگوید:

 

برنج سرد را میتوان خورد،

چای سرد را میتوان نوشید؛

اما ......

نگاه سرد را نمیتوان تحمل کرد...

 

مهم نیست کف

پایتان را شستید یا نه؟!

 

حتی مهم نیست کف پایتان

نرمه یا زبر .......اما این مهمه

که وقتی از زندگی کسی رد میشوید ؛

رد پای قشنگی از خودتان

به جا بگذارید.

 

همیشه میشه تموم کرد

فقط بعضی اوقات دیگه

نمیشه دوباره شروع کرد...

 

مواظب همدیگه باشیم !

از یه جایی بــه بعد........

دیگه بزرگ نمیشیم؛

پـیــــــــــر میشیم

 

از یه جایی بــه بعد.......

دیگه خسته نمیشیم؛

می بُــــــــــــرّیم

 

از یه جایی بــه بعد........

دیـگه تــکراری نیستیم؛

زیــــــــادی هستــــیم..!!

 

پس قدر حضور خوشرنگ مون رو

تو صفحه دفتر خلقت بدونیم و الا محبت تجارت پایاپای نیست.






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : نگاه سرد را نمیتوان تحمل کرد،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 10 فروردین 1398

 

 

یک تاجر آمریکایی نزدیک یک روستای مکزیک ایستاده بود.

 در همان موقع یک قایق کوجک ماهی گیری رد شد 

که داخلش چند تا ماهی بود. از ماهی گیر پرسید :

 تاجر: چقدر طول کشید تا این چند تا ماهی رو گرفتی؟

 ماهی گیر: مدت خیلی کمی 

تاجر: پس چرا بیشتر صبر نکردی تا بیشتر ماهی گیرت بیاد؟

 ماهی گیر: چون همین تعداد برای سیر کردن خانواده ام

 کافی است.

 تاجر: اما بقیه وقتت رو چیکار می کنی؟ 

ماهی گیر: تا دیروقت می خوابم. یه کم ماهی گیری می کنم. 

با بچه ها بازی می کنم بعد می رم توی دهکده و

 با دوستان شروع می کنیم به گیتار زدن ، 

خلاصه مشغولیم به این نوع زندگی

تاجر: من تو هاروارد درس خوندم و می تونم کمکت کنم، 

تو باید بیشتر ماهی گیری کنی. اون وقت می تونی

 با پولش قایق بزرگتری بخری و با درآمد اون چند 

تا قایق دیگر هم بعدا اضافه می کنی، اون وقت یه

 عالمه قایق برای ماهیگیری داری! 

ماهی گیر: خوب بعدش چی ؟ 

تاجر: به جای اینکه ماهی ها رو به واسطه بفروشی 

اونارو مستقیما به مشتریها می دی و برای خودت

 کار و باردرست می کنی... 

بعدش کارخونه راه می اندازی و به تولیداتش نظارت میکنی...

 این دهکده کوچک رو هم ترک می کنی و می روی 

مکزیکوسیتی! بعد از اون هم لوس آنجلس! 

و از اونجا هم نیویورک... اونجاست که دست 

به کارهای مهم تری می زنی... 

ماهی گیر: این کار چقدر طول میکشه 

تاجر: پانزده تا بیست سال ! 

ماهی گیر: اما بعدش چی آقا ؟ 

تاجر:بهترین قسمتش همین جاست،

 در یک موقعیت مناسب که گیر اومد می ری سهام 

شرکت رو به قیمت خیلی بالا می فروشی!

 این کار میلیون ها دلار برات عایدی داره. 

ماهی گیر : میلیون ها دلار!؟ 

خوب بعدش چی؟

 

تاجر: اون وقت بازنشسته می شی! 

می ری یه دهکده ی ساحلی کوچیک! 

جایی که می تونی تا دیر وقت بخوابی! 

یه کم ماهی گیری کنی، 

با بچه هات بازی کنی! 

بری دهکده و تا دیر وقت با دوستات گیتار بزنی 

و خوش بگذرونی!

 

ماهیگیر: من که الان دارم همین کارها رو می کنم!

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : من که الان دارم همین کارها رو می کنم!،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 10 فروردین 1398

 

زغال های خاموش را

کنار زغال های روشن میگذارند

تا روشن شود

چون همنشینی اثر دارد

 

ما هم مثل همان زغال های خاموشیم

اگر کنار افرادی بنشینیم

که روشنند

که گرما و حرارتی دارند... ما هم به طبع آن ها

نور و حرارت و گرما پیدا میکنیم.

 

پس آدمی انتخاب کنید

که به شما انرژی مى رهند






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : آدمی انتخاب کنید که به شما انرژی مى رهند،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 9 فروردین 1398


( کل صفحات : 242 )    ...   5   6   7   8   9   10   11   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز