مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟







 

امید تمام چیزی‌ست که آدم احتیاج دارد. فقدان امید است

 که آدم را دلسرد می‌کند. روزهایی را یادم می‌آید که در نیو اورلینز بودم،

 دورانی که هفته‌ها با دوبسته شکلات پنج‌سنتی روزم را سر می‌کردم

 تا مجال نوشتن داشته باشم. اما گرسنگی، متاسفانه،

کمکی به پیشرفت هنر نکرد؛ فقط باعث پَس‌رفتش شد. 

روح انسان در شکمش ریشه دوانده. آدم بعد از خوردن استیک و

 نوشیدن یک‌ پنج‌سیری بهتر می‌نویسد، خیلی بهتر از موقعی

 که فقط یک شکلات پنج‌سنتی خورده. اسطوره‌ی هنرمند

 گرسنه بیشتر به یک شوخی می‌ماند.

 

چارلز بوکوفسکی






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : امید تمام چیزی‌ست که آدم احتیاج دارد.،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 17 فروردین 1398

حقیقت این است که در این دنیا

همیشه کسی هست که آرزویش است جایش را با شما عوض کند،

بخواهد مثل شما نفس بکشد

مثل شما راه برود

شبیه شما باشد

در جایی که شما زندگی می کنید زندگی کند.

آیا اخیرا خداوند را به خاطر خانواده، دوستان، سلامتیتان و

 فرصت هایی که به شما داده است، شکر کرده اید؟






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : فرصت هایی که به شما داده است، شکر کرده اید،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 17 فروردین 1398

 

زندگی دیکته ای نیست

که آن را به ما خواهند گفت!

 

زندگی انشایی است

که تنها باید خودمان بنگاریم؛

 

زندگی می چرخد...

چه برای آنکه میخندد،

چه برای آنکه میگرید...

 

زندگی دوختن شادی هاست...

زندگانی هنر هم نفسی با غم هاست...

زندگانی هنر هم سفری با رنج است...

زندگانی یافتن روزنه در تاریکی است




نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : زندگی دیکته ای نیست که آن را به ما خواهند گفت،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 17 فروردین 1398

 

 

افرادی که در مسیر زندگی به بلوغ عاطفی و فکری و

 شخصیتی میرسند ، خودبخود ، در سکوتی خاص قرار میگیرند

که لبریز محبت و مهربانی است.

برای این افراد ، قضاوت شدن توسط دیگران ، اهمیتی ندارد ،

 زیرا که آنان ، نگران تصویر ذهنی دیگران در مورد خودشان نیستند.

این افراد از میدان مسابقه ، خارج شده اند ، و خود را با دیگران 

مقایسه نمیکنند ، حتی اگر دیگران ، آنها را بازنده بدانند ، 

برایشان ، اهمیتی ندارد.

افراد بالغ ، به نقطه ای رسیده اند که فهمیده اند ، زندگی ، مثل

 یک بازی ، برای آمدن و نماندن است.

آنها فهمیده اند که بهترین مواجهه با زندگی ، مهربانی است.

افراد بالغ ، در مواجهه با دیگران ، به خوبی و زیبایی افراد ، اشاره 

میکنند و دیگران ، در مقابل افراد بالغ ، نسبت به خودشان ،

 احساس خوبی پیدا میکنند.

افراد بالغ ، اگر انتقادی هم میکنند ، یک انتقاد عقلانی است و 

انتقادشان ، بر اساس تنش و تخریب نیست.

افراد بالغ ، در صورت نیاز ، نظرشان را اعلام میکنند و سعی بر

 به کرسی نشاندن نظرشان ندارند.

میگویند و عبور میکنند و اینکه طرف مقابل ، بپذیرد یا نپذیرد ، 

برایشان اهمیتی ندارد.

افراد بالغ ، از چسبیدن به  سیستمهای فکری و فلسفی و عرفانی ،

 فارغند ، آنها ، مطالعه میکنند و با دقت ، به نظر دیگران توجه میکنند ، 

اما بنده یک شخص یا یک مکتب نمیشوند.

افراد بالغ ، از کسی ، بت نمیسازند.

با عدم جدیتی خاص ، زندگی میکنند که از ژرفای وجودشان  

آشکار میشود ، که همان وارستگی است.

افراد بالغ ، هم در زندگی هستند هم جدا از زندگی ، و به افکار 

و اشیا و اشخاص ، نمیچسبند.

افراد بالغ ، به رنجهایشان ، لبخند میزنند و میدانند که زندگی ، در گذر است.

مهربانی ، نشانه بلوغ است




نوع مطلب : علمی، 
برچسب ها : بلوغ عاطفی و فکری،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 17 فروردین 1398

 

رستم، پهلوان نامدار ایرانی، در یک باغ خوش آب و هوا توقف کرد 

تا هم خستگی نبرد سنگینش با افراسیاب را از تن به در کند. هم اسب

 با وفایش رخش، نفسی تازه کند.

پس از خوردن نهار، پلک هایش سنگین شد و کنار آتش خوابش برد. 

رخش هم بدون این که افسارش به جایی بسته باشد، تنها ماند.

 

افراسیاب با خودش فکر کرد که موفقیت رستم تنها به خاطر قدرت 

خودش نیست بلکه اسب او در این پیروزی خیلی نقش داشته.

 

پس سربازانش را برای دزدیدن رخش فرستاد. آن ها که از قدرت

 رخش خبر داشتند برای به دام انداختنش یک طناب بسیار بلند و 

محکم آورده بودند.

وقتی رخش حسابی از رستم دور شد، طناب بلند را به سمتش پرتاب

 کردند. رخش که بسیار باهوش و قوی بود توانست خودش را نجات

 داده و فرار کند.

 

رستم بیدار شد. جای خالی رخش را دید. زین او را در دست گرفت

 و از روی رد پاهایی که به جا مانده بود توانست او را پیدا کند.

بعد با صدای بلند به رخش گفت: « می دانی در حالی که زین تو 

را به دوش داشته ام چه قدر راه آمده ام؟ »

بعد برای دلداری خودش دوباره گفت: « عیبی ندارد. رسم زمانه

 این است. گاهی من باید سوار زین بشوم و گاهی زین سوار من. »

 

از زمانی که فردوسی این داستان را روایت کرد و این بیت را سرود،

 رسم شد هر وقت کسی به سختی و مشکل دچار شود به او چنین بگویند:

 

چنین است رسم سرای درشت

گهی پشت بر زین، گهی زین به پشت

 






نوع مطلب : هنر، 
برچسب ها : گهی پشت بر زین، گهی زین به پشت،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 17 فروردین 1398

 

 

 

ﺩﺭﺧﺘﻬﺎ ﻣﯿﻤﯿﺮﻧﺪ؛

ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﻋﺼﺎ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺩﺳﺘﯽ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ ؛

ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﺗﺒﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﺑﺮ ﻧﺴﻞ ﺧﻮﯾﺶ ؛

ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﭼﻮﺏ ﮐﺒﺮﯾﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪﻥ ﺗﺒﺎﺭ ﺧﻮﺩ

ﻭ .......

ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﺗﺨﺘﻪ ﺳﯿﺎﻩ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻌﻠﯿﻢ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﻫﺎ .

ﺷﻤﺎ ﺍﮔﺮ ﺩﺭﺧﺖ ﺑﻮﺩﯾﺪ ﺍﺯ ﮐﺪﺍﻡ ﺟﻨﺲ ﺑﻮﺩﯾﺪ؟؟

ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﮐﻪ ﺑﺎ ﭼﻪ ﻗﯿﺎﻓﻪ ﺍﯼ ﺩﺭ ﭼﻪ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ

ﺍﯼ ﻭ ﺑﺎ ﭼﻪ ﺷﺮﺍﯾﻄﯽ ﺑﺪﻧﯿﺎ ﺑﯿﺎﯾﺪ

ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺭﺍ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰﺵ ﺗﺤﻘﯿﺮ ﯾﺎ ﻣﺴﺨﺮﻩ ﻧﮑﻨﯿﻢ ....

ﺩﺭ ﺑﺎﺭﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻧﮑﻨﯿﻢ ...

ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻣﺪﯾﺮ ، ﻣﻬﻨﺪﺱ ، ﺩﮐﺘﺮ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻣﯽ

ﮔﺬﺍﺭﯾﻢ

ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺑﻪ ﯾﮏ ﮐﺎﺭﮔﺮ ، ﺭﻓﺘﮕﺮ ، ﻣﺴﺘﺨﺪﻡ ﻫﻢ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ

ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﻢ .

ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺑﺮﺗﺮ ﻧﺒﯿﻨﯿﻢ ...

ﺧﺎﮐﯽ ﺑﺎﺷﯿﻢ ،

ﻣﺎ ﻭﺟﻮﺩﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﮔﻞ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ .....

ﭘﺲ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺧﺎﮐﯽ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﺗﺎ ﺑﻮﯼ ﻧﺎﺏ ﺁﺩﻣﯿﺰﺍﺩ ﺑﺪﻫﯿﻢ ....

ﺻﻮﺭﺕ ﺯﯾﺒﺎ ﺭﻭﺯﯼ ﭘﯿﺮ ....

ﭘﻮﺳﺖ ﺧﻮﺏ ﺭﻭﺯﯼ ﭼﺮﻭﮎ ...

ﺍﻧﺪﺍﻡ ﺧﻮﺏ ﺭﻭﺯﯼ ﺧﻤﯿﺪﻩ ....

ﻣﻮﯼ ﺯﯾﺒﺎ ﺭﻭﺯﯼ ﺳﻔﯿﺪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ .

ﺗﻨﻬﺎ ﻗﻠﺐ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺯﯾﺒﺎ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻣﺎﻧﺪ .






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : ﺩﺭﺧﺘﻬﺎ ﻣﯿﻤﯿﺮﻧﺪ،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 17 فروردین 1398

 

بارالها از کوی تو بیرون نشود

پای خیالم

نکند فرق به حالم...

چه برانی،چه بخوانی...

چه به اوجم برسانی

چه به خاکم بکشانی...

نه من آنم که برنجم

نه تو آنی که برانی...

نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم

نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی

در اگر باز نگردد... نروم باز به جایی

پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی

کس به غیر از تو نخواهم

چه بخواهی چه نخواهی

باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی

خواجه عبدالله انصاری

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : بارالها از کوی تو بیرون نشود پای خیالم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 17 فروردین 1398

 

آدم گاهی اوقات همه چیز را رها می کند وبرای لحظه ای اختیار

 مهار کردن خودش را از دست می دهد. حالا وضع فلاکت بار مرا 

که سه امکان، بیشتر نمی شناسد به آن اضافه کن:

از هم پاشیدن

در هم فرو رفتن

و از پا در آمدن

زندگی مرا زنجیره ای از همین سه امکان تشکیل داده است.

 

کافکا






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : کافکا،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 17 فروردین 1398

به تو ای دوست سلام

حالت آیا خوبست ؟

روزگارت آبی ست ؟

همه اینجا خوبند 

نی لبك میخواند

قاصدك میرقصد

دریا آرام است

باد عاشق شده است

و كسی هست

در این خاك غریب 

كه به یادت جاری ست

به تو ای دوست

سلامی به بلندای وفایت کنم و

به اندازه پیوند افق های امیدم

از ته دل دعایت کنم و

تندرستی تو آغاز کلامم باشد

آمدم تا که سلامی

به تو ای دوست کنم

غم ومحنت همه را از دل تودورکنم

 

  مهدی اخوان ثالث






نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : به تو ای دوست سلام،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 17 فروردین 1398

 

هر که باشی و ز هر جا برسی

آخرین‌ منزل هستی این است...

 

 شعر زیبا و پند آموزی که بانو

"پروین اعتصامی" برای سنگ مزار خود

سروده و با خط خود به یادگار گذاشته اند.

 

این که خاک سیه ش بالین است

اختر چرخ ادب "پروین" است

 

گر چه جز تلخی ز ایام ندید

هر چه خواهی سخنش شیرین است

 

صاحب آن همه گفتار، امروز

سائل فاتحه و یاسین است

 

دوستان بِه که ز وی یاد کنند

دلِ بی دوست دلی غمگین است

 

خاک در دیده بسی جان فرساست

سنگ بر سینه بسی سنگین است

 

بیند این بستر و عبرت گیرد

هر که را چشم حقیقت‌ بین است

 

هر که باشی و ز هر جا برسی

آخرین منزل هستی این است

 

آدمی هر چه توانگر باشد

چون بدین نقطه رسد مسکین است

 

اندر آن جا که قضا حمله کند

چاره تسلیم و ادب تمکین است

 

زادن و کشتن و پنهان کردن

دهر را رسم و ره دیرین است

 

خُرم آن کس که در این محنت گاه

خاطری را سبب تسکین است

 






نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : شعر زیبا و پند آموزی که بانو "پروین اعتصامی" برای سنگ مزار خود سروده و با خط خود به یادگار گذاشته اند.،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 16 فروردین 1398

 

آخرین آرزوی سقراط :

 

پیش از آنکه سقراط را محاکمه کنند از وی پرسیدند: 

بزرگترین آرزویی که در دل داری چیست؟

 

پاسخ داد: بزرگترین آرزوی من این است که به بالاترین مکان

 آتن صعود کنم و با صدای بلند به مردم بگویم:

 ای دوستان، چرا با این حرص و ولع بهترین و عزیزترین سال های 


زندگی خود را به جمع ثروت و سیم و طلا می گذرانید، در حالیکه

 آنگونه که باید و شاید در تعلیم و تربیت اطفالتان که مجبور خواهید شد 

ثروت خود را برای آنها باقی بگذارید، همت نمی گمارید.






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : آخرین آرزوی سقراط،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 16 فروردین 1398

 

"نان ومیوه دل"

 

دو برادر به نام اسماعیل و ابراهیم در یکی از روستاها، ارث 

پدرشان یک تپه کوچکی بود که یکی در یک سمت و دیگری در 

سمت دیگر تپه گندم دیم می کاشتند.

اسماعیل همیشه زمینش باران کافی داشت و محصول برداشت می کرد.

ولی ابراهیم قبل از پر شدن خوشه ها گندم هایش از تشنگی 

می سوختند و یا دچار آفت شده و خوراک دام می شدند و 

یا خوشه های خالی داشتند.

 

ابراهیم گفت:

بیا زمین هایمان را عوض کنیم، زمین تو مرغوب است. اسماعیل

 عوض کرد، ولی ابراهیم باز محصولش همان شد.

 

زمان گندم پاشی زمین در آذرماه، ابراهیم کنار اسماعیل بود و دید

 که اسماعیل کار خاصی نمی کند و همان کاری می کند که او می کرد

 و همان بذری را می پاشد که او می پاشید.

 

در راز این کار حیرت ماند.

 

اسماعیل گفت:

من زمانی که گندم بر زمین می ریزم در دلم در این فصل سرما، 

برای پرندگان گرسنه ای که چیزی نیست بخورند، هم نیت می کنم 

و گندم بر زمین می ریزم که از این گندم ها بخورند ولی تو دعا می کنی 

پرنده ای از آن نخورد تا محصولت زیاد تر شود.

 دوم این که تو آرزو می کنی محصول من کمتر از حاصل تو شود در

 حالی که من آرزو دارم محصول تو از من بیشتر شود.

 

پس بدان؛

انسان ها "نان و میوه دل خود را می خورند. نه نان بازو و قدرت فکرشان را."

 

برو قلب و نیت خود را درست کن و یقین بدان در این حالت، 

همه هستی و جهان دست به دست هم خواهند داد تا امورات

 و کارهای تو را درست کنند




نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : "نان ومیوه دل"،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 16 فروردین 1398

 

 

ما هر کسی را طوری می کُشیم؛

بعضی ها را با گلوله،

بعضى ها را با حرف،

و بعضی ها را با کارهایی که کرده ایم،

و بعضی ها را

با کارهایی که تا به امروز

برای آنها نکرده ایم!

 

داستایوفسکی






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : ما هر کسی را طوری می کُشیم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 16 فروردین 1398

 

دنیا ... به " شایستگی هایت " پاسخ میدهد

 نه به "آرزوهایت" پس شایسته ی آرزوهایت باش.

چه بسیار انسانها دیدم تنشان" لباس "نبود !

و چه بسیار لباسها دیدم که درونش" انسانی" نبود!

 

به هر کس" نیکی "کنی او را" ساخته ای"

و به هر کس" بدی "کنی به او "باخته ای"

پس بیا بسازیم و نبازیم..






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : دنیا ... به " شایستگی هایت " پاسخ میدهد،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 15 فروردین 1398

 

شرکت نوکیا یکی از قدرتمندترین شرکت های دنیا و بزرگترین

 تولید کننده گوشی های تلفن همراه در جهان بود که اخیرا 

پس از کاهش 99 درصدی ارزش سهامش توسط شرکت 

مایکروسافت خریداری شد. در طول برگزاری نشست خبری اعلام

 فروش این شرکت به مایکروسافت رییس این شرکت گفت: 

"ما بهترین تیم مدیریتی و اجرایی را در اختیار داشتیم، 

ماهیچ اقدام اشتباهی انجام ندادیم، سخت تلاش کردیم اما علی رغم

 همه این ها شکست خوردیم." بعد از گفتن این جمله تمام تیم مدیریتی

 نوکیا و خود رییس آن شرکت به طور غم انگیزی گریه کردند.

از اوایل سال 1990 تا سال 2012، نوکیا یکی از قدرتمندترین کمپانی های

 دنیا و  بزرگترین تولیدکننده گوشی های تلفن همراه در جهان با 

در اختیار داشتن 80 درصد سهم بازار بود. قیمت هر سهم این

 شرکت 42 دلار و ارزش این شرکت 250 میلیارد یورو بود. نوکیا یک 

شرکت فوق العاده قوی با مدیرانی کاربلد و حرفه ای بود که کارشان 

را به خوبی انجام می دادند. اما متاسفانه امروزه به خوبی کار کردن 

و حفظ وضع موجود برای موفقیت کافی نیست.

رهبران نوکیا، به دنبال یادگیری مداوم و تغییر و نوآوری سریع نبودند. 

آنها نتوانستند تغییرات مداوم و سریع صنعت تلفن همراه را که به واسطه

 شرکت های سامسونگ و اپل آورده شدند را پیش بینی کنند. شرکت های

 اپل و سامسونگ تا چند سال قبل هرگز گوشی موبایل تولید نمی کردند

 اما آنها شرکت های یادگیرنده ای بودند و مدام به دنبال یادگیری،

 تغییر و نوآوری می گشتند.

خیلی سریع iphone و Galaxy گوشی های نوکیا را در بازار کنار زده

 و سهم قابل توجهی از بازار گوشی های تلفن همراه را به خود اختصاص

 دادند. از سال 2011 تا 2013 نوکیا از رتبه اول بازار به رتبه دهم سقوط 

کرد. سهم بازار 80 درصدی نوکیا به 3 درصد رسید. ارزش هر سهم 

نوکیا از 42 دلار به 2.5 دلار کاهش پیدا کرد. هزاران کارمند سخت 

کوش نوکیا از کار برکنار شدند. ارزش شرکت نوکیا با کاهشی 99 درصدی

 از 250 میلیارد یورو به 3.79 میلیارد یورو رسید.

 

شرکت نوکیا هیچ اشتباهی نداشت. آنها هیچ کار خطایی انجام ندادند

 اما جهان به سرعت در حال تغییر است. ضعف آنها در عدم یادگیری، 

رشد و تغییر مداوم و سریع بود. آنها به این خاطر که یادگیری مداوم 

را فراموش کردند، نه تنها شانس خود برای رسیدن به موفقیت را از 

دست داده بلکه شانس بقا را نیز از دست دادند.

امروزه اگر به دنبال رشد و پیشرفت نباشید و از موفقیت امروز خود

 راضی بوده و به دنبال حفظ وضع فعلی باشید شکست خواهید خورد. 

نوکیا به واسطه موفقیت چشمگیری که داشت شکست خورد. آنها قربانی

 موفقیت خود شدند. 

اگر شما از وضع خود راضی باشید و به جای آموزش های جدید و یادگیری

 مداوم به دنبال حفظ وضع کنونی بوده و از یادگیری و آموزش دست بکشید

 قطعا قربانی خواهید شد.






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : یادگیری مداوم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 15 فروردین 1398


( کل صفحات : 242 )    ...   3   4   5   6   7   8   9   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز