مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟






 

پیامبر اکرم صلی الله علیه واله:

 

نادان دارای ده صفت می باشد که از عقل بی نصیب است،آنها عبارتند از:

 

1-با هر کس معاشرت نماید، به او ستم می کند؛

2- بر کسی که زیر دست اوست، تعدّی می نماید؛

 

3-به آن کسی که بالاتر از اوست، گستاخی می کند؛

4-گفتارش از روی فکر و اندیشه نیست؛

 

5-چون سخن می گوید، گناه می کند، و چون خاموش و 

ساکت باشد، غافل می گردد؛

6- اگر با فتنه ای مواجه شود به سویش می شتابد و در 

دست آن هلاک می گردد؛

 

7- چون فضیلتی ببیند از آن روی گردان شود؛

8-از گناهان گذشته خود باکی ندارد و در باقی عمرش

 دست از گناه ندارد؛

 

9-از کار نیک سستی نماید و در انجام آن کُند باشد؛

10- نسبت به آنچه از دست داده یا ضایع ساخته بی اعتناست.

 

تحف العقول/ص۲۸






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : پیامبر اکرم صلی الله علیه واله،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 30 فروردین 1398

 

در همدان ، کسى مى‌خواست زیرزمین خانه‌اش را تعمیر کند .

در حین تعمیر، به لانه مارى برخورد که چند بچه مار در آن بود . 

آنها را برداشت و در کیسه‌اى ریخت و در بیابان انداخت .

وقتى مادر مارها به لانه برگشت و بچه‌هایش را ندید ، فهمید 

که صاحبخانه بلایى سر آنها آورده است ؛ به همین 

دلیل کینه او را برداشت .

مار براى انتقام ، تمام زهر خود را در کوزه ماستى که 

در زیرزمین بود ، ریخت .

از آن طرف ، مرد ، از کار خود پشیمان شد و همان روز مارها

 را به لانه‌شان بازگرداند . وقتى مار مادر ، بچه‌هاى خود را

 صحیح و سالم دید، به دور کوزه ماست پیچید و آن قدر آن

 را فشار داد که کوزه شکست و ماست‌ها بر زمین ریخت.

شدت زهر چنان بود که فرش کف خانه را سوراخ کرد .

این کینه مار است ، امّا همین مار ، وقتى محبّت دید ، کار بد خود

 را جبران کرد ، امّا بعضى انسان‌ها آن قدر کینه دارند که هر چه 

محبّت ببینند ، ذرّه‌اى از کینه‌شان کم نمى‌شود






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : زهر مار،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 30 فروردین 1398

 

چرا دچار فراموشی شده‌ام؟

هر فردی در طول زندگی خود برخی فراموشی‌های گاه به گاه 

را تجربه می‌کند اما علل این موضوع چه می‌تواند باشد؟

به گزارش سایک نیوز و به نقل از ایسنا: «شاید برای شما نیز 

پیش آمده باشد که مدت زیادی را به دنبال کلیدهای خود گشته 

و در نهایت متوجه شده‌اید که آنها در جیب شلوارتان هستند، 

یا غذا را برای ۱۰ دقیقه داخل فر قرار داده و با صدای زنگ هشدار

 دود به یاد آن افتاده باشید. هر فردی در طول زندگی خود برخی

 فراموشی‌های گاه به گاه را تجربه می‌کند اما اگر فراموشی با 

تکرر زیاد رخ داده و در زندگی روزانه شما اختلال ایجاد می‌کند، 

ممکن است دلیلی جدی در پس این شرایط قرار داشته باشد.

در ادامه با برخی از شایع‌ترین دلایل از دست دادن حافظه بیشتر

 آشنا می‌شویم.

به میزان کافی نمی‌خوابید :

خواب ناکافی توانایی بدن و مغز برای ارائه عملکرد درست را 

کاهش می‌دهد. این که چقدر می‌خوابید بخشی از مساله بوده 

و کیفیت خواب بخشی دیگر از آن محسوب می‌شود. مطالعه‌ای 

که در دانشگاه کالیفرنیا انجام شد، ارتباط چشمگیر بین شرایط 

خواب و خاطرات ذخیره شده را نشان داد.

زمانی که پژوهشگران الگوهای خواب شرکت‌کنندگان جوان‌تر 

(بیشتر در دهه دوم زندگی خود بودند) و افراد پیرتر

 (بیشتر در دهه هفتم زندگی خود بودند) را مقایسه کردند، دریافتند 

که تجربه خواب عمیق در افراد پیرتر نه تنها ۷۵ درصد کمتر بوده است، 

بلکه ۵۵ درصد احتمال کمتری داشت آن چه را شب پیش به آنها گفته

 شده بود را به خاطر می‌آوردند.

دارویی جدید مصرف می‌کنید :

در عوارض جانبی برخی داروها به از دست دادن حافظه و فراموشی

 اشاره شده است. بنا بر گزارشی که توسط مؤسسه ملی سلامت

 آمریکا منتشر شد، از جمله داروهایی که می‌توانند بر حافظه اثرگذار

 باشند می‌توان به آنتی‌هیستامین‌ها، داروهای ضد اضطراب و ضد

 افسردگی، داروهای خواب‌آور، داروهای ضد روان‌پریشی، شل‌کننده‌های 

ماهیچه و ضد اسپاسم‌ها اشاره کرد. اگر نگران این هستید که داروی 

مصرفی دلیل فراموشی شماست، با پزشک خود درباره امکان تغییر

 دارو صحبت کرده و سپس بهبود یا عدم بهبود شرایط را بررسی کنید.

افسرده هستید :

پژوهش‌های زیادی ارتباط بین علائم افسردگی و فراموشی را 

نشان داده‌اند. به عنوان مثال مطالعه‌ای که در نشریه

 Neurology

 منتشر شد، به تجزیه و تحلیل شرایط بیش از یک هزار بزرگسال

 طی بیش از پنج سال پرداخته و مشخص شد که هر چه علائم افسردگی 

شدیدتر باشد، افت شرایط حافظه نیز بدتر است. افسردگی و پیری مغز

 ممکن است به طور همزمان رخ دهند و علائم شدیدتر افسردگی

 ممکن است بر سلامت مغز (حافظه) از طریق بیماری عروق کوچک اثرگذار باشد

.

به یک اختلال تیروئید مبتلا هستید :

کم‌کاری تیروئید می‌تواند دلیل ریشه‌ای مشکلات حافظه شما باشد. 

تجزیه و تحلیل بزرگی که در نشریه

 The Journal of Clinical Endocrinology & Metabolism

 منتشر شد، نشان داد افرادی که حتی به کم‌کاری تیروئید خفیف 

مبتلا هستند در معرض خطر بیشتری برای تغییرات شناختی قرار دارند. 

پس از تجزیه و تحلیل ۱۳ مطالعه مشخص شد افراد مبتلا به کم‌کاری

تیروئید ۵۶ درصد احتمال بیشتری داشت با نقص در عملکرد شناختی

 و ۸۱ درصد خطر بیشتر برای زوال عقل مواجه باشند.

یک ضربه مغزی داشته‌اید :

اگر پس از تصادفی شدید، فراموشی شما آغاز شده است، شاید 

این شرایط از عوارض جانبی یک ضربه مغزی باشد. مطالعه‌ای که در نشریه

 Journal of Neurosurgery

منتشر شد، نشان داد افرادی که یک ضربه مغزی خفیف را تجربه 

کرده‌اند می‌توانند با اختلال در حافظه از سه تا هفت روز پس از

 آسیب دیدگی مواجه شوند.

یک سکته مغزی خاموش داشته‌اید :

بنا بر گزارشی که در نشریه Harvard Women’s Health Watch 

منتشر شد، برای هر بیمار که یک سکته مغزی معمول را تجربه می‌کند،

 ۱۴ بیمار از شرایطی به نام سکته مغزی خاموش رنج می‌برند. در 

شرایطی که سکته مغزی معمولی می‌تواند موجب نقص در عملکردهایی 

مانند بینایی و گفتار شود، یک سکته مغزی خاموش بر قسمت‌هایی از مغز، 

مانند بخش‌هایی که خاطرات را نگهداری می‌کنند، اثر می‌گذارد که موجب

 علائمی مشهود نمی‌شود.

بیش از حد الکل مصرف می‌کنید :

افرادی که بیش از حد نوشیدنی‌های الکل مصرف می‌کنند می‌توانند با

 مشکلات مغزی مواجه شوند. اختلال در حافظه یکی از این مشکلات است 

که در افراد معتاد به الکل و آنهایی که در گذشته معتاد به الکل بوده‌اند، 

دیده می‌شود.

استرس دارید :

بیشتر افراد از ارتباط بین استرس و افزایش وزن یا استرس و افسردگی 

آگاه هستند، اما درباره استرس و از دست دادن حافظه چطور؟

پژوهشگران بر این باورند که سطوح بالای هورمون کورتیزول می‌تواند 

هر چیزی را از اندازه مغز تا عملکرد فرد در تست‌های شناختی را

 پیش‌بینی کند. در مطالعه‌ای که در نشریه Neurology منتشر شد، 

دانشمندان سطوح کورتیزول و مهارت‌های شناختی شرکت‌کنندگان 

بزرگسال را تجزیه و تحلیل کرده و دریافتند که هر چه فرد استرس 

بیشتری داشته باشد، از دست دادن حافظه نیز شدیدتر است.

به بیماری ام‌اس مبتلا هستید :

تقریباً ۵۰ درصد از بیماران مبتلا به ام‌اس گاهی اوقات دشواری در

 تفکر را تجربه می‌کنند. بنا بر موارد مستند، شایع‌ترین انواع مشکلات

 حافظه مرتبط با بیماری ام‌اس شامل فراموشی رویدادهای اخیر و 

فراموشی کارهای برنامه‌ریزی شده می‌شوند. خوشبختانه بیشتر مواقع 

این مشکلات به خوبی قابل مدیریت بوده و به از دست رفتن کامل 

حافظه تبدیل نمی‌شوند.

سوگوار هستید :

غم و اندوه شدید می‌تواند به شکل‌گیری احساس ناامیدی منجر شود. 

این شرایط تنها از نظر احساسی فرد را تحت تأثیر قرار نداده و به 

گفته دانشمندان دانشگاه هاروارد می‌تواند به اختلالات حافظه و 

تخیل نیز منجر شود.

کلیه‌های شما عملکرد درستی ندارند :

مغز و کلیه‌ها تحت تأثیر تغییراتی که در دستگاه قلبی عروقی انسان 

رخ می‌دهند، قرار می‌گیرند. از این رو، تجربه هر گونه تغییر در عملکرد 

کلیوی اغلب با تغییراتی در شیمی مغز فرد نیز همراه است. مطالعه‌ای 

که در نشریه

American Journal of Kidney Diseases

منتشر شد، داده‌های مربوط به بیش از ۲,۰۰۰ نفر را تجزیه و تحلیل

 کرده و مشخص شد که افراد مبتلا به آلبومینوری در مقایسه با آنهایی

 که هیچ نشانه‌ای از آسیب کلیوی نداشتند، ۵۰ درصد احتمال بیشتری

داشت که به زوال عقل مبتلا باشند.

باردار هستید :

پدیده‌ای که به نام «مغز بارداری» (Pregnancy Brain) شناخته 

می‌شود، شرایطی واقعی است. با توجه به تغییرات هورمونی گسترده

 در بدن انسان طی بارداری و ناتوانی مادر برای خواب راحت، مغز بیش 

از حد خسته شده و برای نگرانی روی موارد دیگری متمرکز می‌شود. 

نتایج یک مطالعه نشان داد که زنان باردار دارای خاطرات فضایی بدتری

 نسبت به زنان غیر باردار بوده و در طول بارداری دارای حافظه فضایی

 بدتری هستند.

به بیماری آلزایمر مبتلا هستید :

در افراد پیرتر، شایع‌ترین نوع زوال عقل  یا از دست دادن عملکرد شناختی 

 بیماری آلزایمر است. یکی از شایع‌ترین علائم ابتلاء به این بیماری

 فراموشی مواردی مانند اسامی، تاریخ‌ها، و رویدادهای مهم است

 تا اندازه‌ای که در زندگی روزانه فرد نیز اختلال ایجاد می‌شود.

منبع : سایک نیوز

Channel : https://telegram.me/PSYCHOLOGYLeila






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : چرا دچار فراموشی شده‌ام؟،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
جمعه 30 فروردین 1398

 

...حواسمان نیست که چه راحت با حرفی که در هوا رها میکنیم٬

چگونه یک نفر را به هم میریزیم!

چند نفر را به جان هم می اندازیم!

چه سرخوردگی یا دلخوری هایی به جای میگذاریم!

چقدر زخم میزنیم...!

 

حواسمان نیست که ما میگوییم  و رد میشویم

اما یکی ممکن است گیر کند!

بین کلمه های ما

بین قضاوت های ما

بین برداشت های ما...

 

پس بیایید با احتیاط حرف بزنیم،

با احتیاط برخورد کنیم،

بیایید تمرین خوب بودن کنیم..

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : بیایید تمرین خوب بودن کنیم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 30 فروردین 1398

 

قطعه ای از  کتاب شازده کوچولو

 

شازده کوچولو به سیاره دوم رفت. آنجا فقط یک پادشاه تنها زندگی می کرد.

بعد از ملاقاتی کوتاه، شازده کوچولو خواست که سیاره را ترک کند.

اما فرمانروا که دلش می خواست او را نگه دارد گفت:

نرو، تو را وزیر دادگستری می کنیم.

 

شازده کوچولو گفت: اینجا کسی نیست که من او را محاکمه کنم.

فروانروا گفت:

خب، خودت را محاکمه کن!

این سخت ترین کار دنیاست!

 اینکه بتونی درباره خودت قضاوت

 درستی داشته باشی و عادلانه خودت رو محاکمه کنی...

 

شازده کوچولو

آنتوان دوسنت اگزوپری

 






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : قطعه ای از کتاب شازده کوچولو،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 30 فروردین 1398

 

روزی مرحوم آخوند کاشی مشغول وضوگرفتن بودند..

 

که شخصی باعجله  آمد، وضو گرفت و به داخل اتاق رفت و به نماز ایستاد...

با توجه با این که مرحوم کاشی خیلی بادقت وضو می گرفت

 و همه آداب و ادعیه ی وضو را بجا می آورد؛ قبل از اینكه

 وضوی آخوند تمام شود، آن شخص نماز ظهر و عصر خود را هم خوانده بود...!

به هنگام خروج، با مرحوم کاشی رو به رو شد.

ایشان پرسیدند:

چه کار می کردی؟ ....

گفت: هیچ.

فرمود: تو هیچ کار نمی کردی!؟

گفت: نه!  (می دانست که اگر بگوید نماز می خواندم، کار بیخ پیدا می کند)!

آقا فرمود: مگر تو نماز نمی خواندی!؟

گفت: نه!

آخوند فرمود: من خودم دیدم داشتی نماز می خواندی...!

گفت: نه آقا اشتباه دیدید!

سؤال کردند: پس چه کار می کردی؟

گفت: فقط آمده بودم به خدا بگویم من یاغی نیستم، همین!

این جمله در مرحوم آخوند (رحمة الله علیه) خیلی تأثیر گذاشت...

تا مدت ها هر وقت از احوال آخوند می پرسیدند،  ایشان با حال خاصی می فرمود:

 

من یاغی نیستم

 

خدایا ما خودمون هم می دونیم که عبادتی در شان خدایی تو نکردیم...

 نماز و روزه مان اصلاً جایی دستش بند نیست!...

فقط اومدیم بگیم که:                       

 

خدایا ما یاغی نیستیم....

بنده ایم....

اگه اشتباهی کردیم مال جهلمون بوده.....

لطفا همین جمله را از ما قبول کن.

 

 






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : من یاغی نیستم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 30 فروردین 1398

 

افرادی هم هستند که مزدور صفت به دنیا آمده‌اند

 و هیچ خوبی‌ای در حق دوستان و نزدیکان‌شان نمیکنند،

چون این وظیفه‌شان است؛

در حالی که با خدمت به غریبه‌ها خودستایی‌شان ارضا می شود

هر چقدر کانون عواطف‌شان به ایشان نزدیک‌تر باشد،

کمتر محبت میکنند؛ هر چقدر دورتر باشد، علاقه و توجه بیشتری نشان میدهند !

 

بابا گوریو

اونوره دوبالزاک






نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : بابا گوریو،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 30 فروردین 1398

 

 

من گمان میكنم هر كسی در ته دلش یک باغی دارد كه پناهگاه اوست.

هیچ‌كس از آن‌جا خبر ندارد،

كلیدش فقط در دست صاحبش است.

آن‌جا، آدم هر تصور ممنوعی كه دلش میخواهد میكند.

عشق‌های محال، هر آرزوی ناممكن و هر خواب و خیال خوش،

هر چیز نشدنی، آن‌جا شدنی است؛

یک بهشت (یا شاید جهنم) خودمانی و

 صمیمی كه هر كس برای خودش دارد.

این باغِ اَندرونی، چه بسا از دید باغبانش هم پنهان است

 اما یک روزی و یک جوری آن را كشف میكند.

 

شاهرخ مسكوب

گفت و گو در باغ






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : گفت و گو در باغ،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 30 فروردین 1398

 

 

ﻣﺎﺩﺭ، ﻫﻤﻪ ﺟﻮﺭﻩ ﺍﺵ ﺧﻮﺏ ﺍست

 

ﻭﻟﯽ ﻣﺎﺩﺭﻫﺎی شاد و باهوش بهترند

ﺁﻥ ها كه ﺑﺎ ﺩﻭﺳﺘﻬﺎﯾﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ می گردند.

ﺁﻥ ﻣﺎﺩﺭﻫﺎ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺗﻪ ﺩﻝ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﻧﺪ، ﺑﺎﺯﯾﮕﻮﺷﻨﺪ

و ﻫﻤﺎﻧﻘﺪﺭ ﮐﻪ ﻣﺎﺩﺭﻧﺪ، ﻣﻌﺸﻮﻕِ ﻫﻤﺴﺮ ﻫﻢ ﻫﺴﺘﻨﺪ .

ﻣﺎﺩﺭﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﯾﮏ ﻋﻤﺮ، ﺑﺎ ﯾﮏ ﺑﺸﻘﺎﺏ ﻏﺬﺍ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺩﻟﺸﻮﺭﻩ

 ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍﻩ ﻧﻤﯽ ﺍﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﺑﻌﺪﻫﺎ ﺑﺎ ﮔﻔﺘﻦ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻠﻪ،

ﯾﮏ ﺩﻧﯿﺎ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮔﻨﺎﻩ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺁﻧﻬﺎ ﺁﻭﺍﺭ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ :

 "ﻣﻦ ﻫﻤﻪ ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ ﺭﻭ ﺑﻪ ﭘﺎﯼ ﺷﻤﺎﻫﺎ ﺭﯾﺨﺘﻢ"!

 

ﻣﺎﺩﺭﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻋﻼﯾﻖ ﺷﺨﺼﯽ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻧﺪ، ﮐﺘﺎﺏ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪ،

 ﻧﻘﺎﺷﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﮐﻬﻨﺴﺎﻟﯽ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺩﻭﺳﺖ ﻭ ﺁﺷﻨﺎ ﻭ ﺗﻔﺮﯾﺢ ﺑﺮﺍﯼ

ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﺎﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺳﺮﺷﺎﺭ ﺍﺯ ﺑﻐﺾ ﻭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺩﺭ یکجای

 ﻏﻤﺒﺎﺭ ﻧمی نشینند ﻭ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﻫﺎﯼ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻭ ﻣﻼﻝ ﺭﺍ ﺑﺎ ﮔﻠﻪ ﺍﺯ ﺑﯽ ﻣﻬﺮﯼ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﺭَﺝ نمی زﻧﻨﺪ

 

ﺁﻥ ﻣﺎﺩﺭﻫﺎیی ﮐﻪ "ﺯﻧﺪﮔﯽ" ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﻧﺪ

ﺑﭽﻪ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﻫﻢ "ﺯﻧﺪﮔﯽ" ﮐﻨﻨﺪ، ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮐﻨﻨﺪ، ﺯﻣﯿﻦ ﺑﺨﻮﺭﻧﺪ تا بزرگ شوند.

 

بیایید اینگونه مادر باشیم...






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : ﻣﺎﺩﺭ، ﻫﻤﻪ ﺟﻮﺭﻩ ﺍﺵ ﺧﻮﺏ ﺍست،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 30 فروردین 1398

 

"نگران نباش!" یک توصیه افتضاح!

 

حتما تا به حال برایتان پیش آمده که مضطرب و آشفته بودید

 و با این توصیه جادویی و اثر بخش از سمت اطرافیانتان مواجه شدید:

نگران نباش! قطعا اطرافیان ما نیت خوبی دارند اما به نظر می رسد

 اگر چیزی نگویند اثر  بهتری دارد.

 

در قسمتی از کتاب "جزء از کل" نویسنده به طنز می نویسد:

"خیلی کم پیش می‌آید کسی به آدم پیشنهادی عملی و به‌دردبخور بدهد.

معمولاً می‌گویند «نگران نباش.» یا«همه‌چیز درست می‌شه.»

 که نه‌تنها غیرکاربردی بلکه به شکل وحشتناکی زجرآور هستند، جوری

که باید صبر کنی تا کسی که این حرف را به تو زده بیماری لاعلاجی

بگیرد تا بتوانی با لذت تمام جمله‌ی خودش را به خودش تحویل بدهی."

 

به جای "نگران نباش" از این دو عبارت استفاده کنید:

چطور می توانم به تو کمک کنم؟

 وقتی فرد احساس کند کسی هست که به او کمک کند

 احساس آرامش بیشتری می کند.

می دانم چه شرایط سختی داری: به زمان هایی فکر کنید

که خودتان مضطرب بودید. اگر هیچ حرفی ندارید همین همدلی

کوچک می تواند احساس خوبی به فرد مضطرب بدهد






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 30 فروردین 1398

 

کودک که بود آرزو کرد بزرگ شود، بزرگ شد.

بزرگ که شد آرزو کرد کودک شود، اما نشد...

 

کودک که بود آرزو کرد مثل بزرگتر ها یک شب بیدار بماند... بیدار ماند!

بزرگ که شد آرزو کرد یک شب راحت بخوابد، اما نشد...

 

کودک که بود آرزو کرد حافظه ی قوی ای داشته باشد... حافظه اش قوی شد!

بزرگ که شد آرزو کرد همه چیز را فراموش کند، اما نشد...

 

کودک که بود آرزو کرد یک بار تنها به مدرسه برود،  تنها رفت!

بزرگ که شد آرزو کرد تنهایی را ترک کند،  اما نشد...

 

 

حسین حائریان






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 29 فروردین 1398

دنیا پر از افرادی است که منتظرند کسی از راه برسد

و به آنها انگیزه بدهد تا به فردی تبدیل شوند که آرزو دارند.

 

مسئله این است که هیچ نجات دهنده ای نیست.

 

این افراد منتظر رسیدن اتوبوس ایستاده اند

 اما در خیابانی که هیچ اتوبوسی از آن نمیگذرد.

 

در نتیجه، اگر این اشخاص مسئولیت زندگی خود را

بر عهده نگیرند و خود را تحت فشار قرار ندهند

ممکن است برای همیشه منتظر بمانند

 

و این کاریست که اکثر مردم انجام می دهند.






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : هیچ نجات دهنده ای نیست،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 29 فروردین 1398

 

 

شازده کوچولو و ملاقات با روباه

روباه گفت: سلام!

شازده کوچولو سر برگرداند و کسی را ندید،‌ ولی مودبانه جواب سلام داد.

صدا گفت: من اینجا هستم،‌ زیر درخت سیب...

شازده کوچولو پرسید: تو که هستی؟ چه خوشگلی!...

روباه گفت: من روباه هستم.

شازده کوچولو گفتبیا با من بازی کن،من آنقدر غصه به دل دارم که نگو...

روباه گفت: من نمی‌توانم با تو بازی کنم. مرا اهلی نکرده‌اند.

شازده کوچولو آهی کشید و گفت:"اهلی کردن" یعنی چه؟

روباه گفت: تو اهل اینجا نیستی. پی چه می‌گردی؟

شازده کوچولو گفت: من پی آدمها می‌گردم. "اهلی کردن" یعنی چه؟

روباه گفت: "اهلی کردن" چیز بسیار فراموش شده‌ای است، یعنی "علاقه ایجاد کردن..."

- علاقه ایجاد کردن؟!

روباه گفت:بله,تو برای من هنوز پسربچه‌ای هستی مثل صدها

هزار پسربچه دیگر، و من نیازی به تو ندارم. تو هم نیازی به من نداری.

من نیز برای تو روباهی هستم شبیه به صدها هزار روباه دیگر.

ولی تو اگر مرا اهلی کنی، هر دو بهم نیازمند خواهیم شد.

 تو برای من در عالم همتا نخواهی داشت و من برای تو در دنیا یگانه خواهم بود...

شازده کوچولو گفت: کم‌کم دارم می‌فهمم.

روباه آهی کشید و گفت:زندگی من یکنواخت است.

 من مرغها را شکار می‌کنم و آدمها مرا.

تمام مرغها به هم شبیهند و تمام آدمها با هم یکسان.

 به همین جهت در اینجا اوقات به کسالت می‌گذرد.

 ولی تو اگر مرا اهلی کنی، زندگی من همچون خورشید روشن خواهد شد.

من با صدای پایی آشنا خواهم شد که با صدای پاهای دیگر فرق خواهد داشت.

 صدای پاهای دیگر مرا به سوراخ فرو خواهد برد،

 ولی صدای پای تو همچون نغمه موسیقی مرا از لانه بیرون خواهد کشید.

بعلاوه، خوب نگاه کن!

آن گندم‌زارها را در آن پایین می‌بینی؟

من نان نمی‌خورم و گندم در نظرم چیز بی فایده‌ای است.

گندم‌زارها مرا به یاد هیچ چیز نمی‌اندازند و این جای تاسف است!

 اما تو موهای طلایی داری.

و چقدر خوب خواهد شد آن وقت که مرا اهلی کرده باشی!

 چون گندم که به رنگ طلاست مرا به یاد تو خواهد انداخت.

 آن وقت من صدای وزیدن باد را در گندم‌زار دوست خواهم داشت...

روباه ساکت شد و مدت زیادی به شازده کوچولو نگاه کرد. آخر گفت:

- بیزحمت... مرا اهلی کن!

شازده کوچولو در جواب گفت: خیلی دلم می‌خواهد، ولی زیاد وقت ندارم،

من باید دوستانی پیدا کنم و خیلی چیزها هست که باید بشناسم.

روباه گفت: هیچ چیزی را تا اهلی نکنند، نمی‌توان شناخت.

 آدمها دیگر وقت شناختن هیچ چیز را ندارند. آنها چیزهای ساخته و پرداخته

از دکان می‌خرند. اما چون کاسبی نیست که دوست بفروشد،

آدمهامانده‌اند بی‌دوست . تو اگر دوست می‌خواهی مرا اهلی کن!

شازده کوچولو پرسید: برای این کار چه باید کرد؟

روباه در جواب گفت: باید صبور باشی ، خیلی صبور.

 تو اول کمی دور از من به این شکل لای علفها می‌نشینی.

من از گوشه چشم به تو نگاه خواهم کرد و تو هیچ حرف نخواهی زد.

زبان سرچشمه سوءتفاهم است. ولی تو هر روز می‌توانی قدری جلوتر بنشینی.

 

فردا شازده کوچولو باز آمد.

روباه گفت:

- بهتر بود به وقت دیروز می‌آمدی.

تو اگر مثلا هر روز ساعت چهار بعد از ظهر بیایی، من از ساعت سه

ببعد کم‌کم خوشحال خواهم شد،

و هر چه بیشتر وقت بگذرد،‌ احساس خوشحالی من بیشتر خواهد بود.

 سر ساعت چهار نگران و هیجان‌زده خواهم شد و

 آن وقت به ارزش خوشبختی پی‌خواهم برد,

 ولی اگر در وقت نامعلومی بیایی، دل مشتاق من نمی‌داند

کی خود را برای استقبال تو بیاراید...

بالاخره شازده کوچولو روباه را اهلی کرد

 

روزهابعد وقتی ساعت جدایی نزدیک شد، روباه گفت:

دلم میخواهد گریه کنم

شازده کوچولو گفت:

تقصیر خودت است. من بد تو را نمی خواستم، ولی خودت خواستی که اهلیت کنم...

روباه گفت: درست است.

شازده کوچولو گفت:پس چه چیزی برای تو می ماند؟

رنگ گندمزارها...که به رنگ موهای طلایی تو است، یاد تو را برایم زنده می کند...

سپس گفتمیخواهم رازی را به تو بگویم, آدمها این حقیقت را فراموش کرده اند.

اما تو نباید فراموش کنی. تو مسئول همیشگی آنی می شوی

 که اهلیش کرده ای. تو مسئول هستی...

شازده کوچولو تکرار کرد تا در خاطرش بماند:

من مسئول کسی هستم که اهلیش کرده ام......

 

شازده کوچولو

 

آنتوان دوسنت اگزوپری

 






نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها : شازده کوچولو و ملاقات با روباه…،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 29 فروردین 1398

 

 

 

چرا با بالا رفتن سن، زمان سریع‌تر سپری می‌شود؟

این حس ذهنی که زمان با بالا رفتن سن سریع‌تر سپری می‌شود، 

حسی جهانی است و پس از گذشت سال‌ها، دانشمندان توضیحات

 متفاوتی را ارائه دادند مبنی بر اینکه چرا این اتفاق رخ می‌دهد؟

 استاد مهندسی مکانیک در دانشگاه دوک فرضیه‌ی جدید و عجیبی

 را برای توضیح این پدیده مطرح کرد که به سالخوردگی مغز 

مربوط می‌شد. یکی از توضیحات روان‌شناختی رایج برای اینکه 

چرا حس می‌کنیم زمان با بالا رفتن سن، سریع‌تر سپری می‌شود، 

این است که هر چه با اطلاعات ادراکی محیط پیرامون‌مان آشناتر

 باشیم، به آن کمتر توجه خواهیم کرد. برای مثال، کودکان با 

استفاده از قدرت بیشتر مغز برای پردازش اطلاعات روزانه، 

دائماً اطلاعاتی ‌را از رویدادها و محیط‌های جدید دریافت می‌کنند. 

وقتی سن‌مان بالا می‌رود، تازگی واقعیت به آرامی کمرنگ می‌شود

 و این حس را ایجاد می‌کند که زمان سریع‌تر سپری می‌شود.

 

«آدرین بجان» مهندس مکانیک در دانشگاه دوک، این ایده را 

مطرح کرده و یک توضیح منسجم‌تر و فیزیکی‌تر برای این پدیده ارائه 

داده است. در حالی که می‌دانیم در جوانی اطلاعات را سریع‌تر پردازش

 می‌کنیم و این حس را پیدا می‌کنیم که زمان آهسته‌تر سپری می‌شود، 

بجان ادعا می‌کند که علت این است که مغزهای جوان‌تر می‌توانند تصاویر

 ذهنی را شناسایی کنند و با سرعت بیشتری آن‌ها را ادغام کنند. بجان

 می‌گوید: «همه‌ی ما اغلب روزهایی را در دوران جوانی سپری کردیم 

که تصور می‌کردیم تا ابد باقی خواهند ماند. موضوع این نیست که تجربیات 

ما عمیق‌تر یا معنادارتر بودند، بلکه علت این است که این تجربیات با سرعت 

زیادی در حال پردازش بو

دند

ایده‌ی بجان این است که ویژگی‌های فیزیکی مغز ما که با بالا رفتن سن 

تحلیل پیدا می‌کنند، این حس را در ما ایجاد می‌کند که زمان با سرعت 

بیشتری سپری می‌شود. برای مثال، فرکانس ساکاد که حرکت سریع 

چشم است، با بالا رفتن سن کاهش پیدا می‌کند. این توانایی ما برای 

ادراک تصاویر ذهنی است و مطالعات بر روی نوزادان نشان داده که 

چشمان جوان‌ترها سریع‌تر از چشمان بزرگسالان در یک صحنه حرکت

 می‌کنند. بجان بیان می‌کند که این امر نشان می‌دهد که مغز بزرگسالان

 اطلاعات بیشتری را سریع‌تر از مغز جوان‌ترها به‌دست می‌آورد و این بارِ

 بیشترِ داده‌های مفهومی است که یک حس ذهنی از حرکت کندتر زمان 

در جوانی و حرکت سریع‌تر زمان در بزرگسالی به ما می‌دهد.

بجان افزود: «مغز انسان وقتی تغییر زمان را حس می‌کند که تصاویرِ

 درک کرده در مغز او تغییر پیدا کنند. زمان حال با گذشته فرق دارد چون 

دیدِ ذهنی تغییر پیدا کرده، نه به‌خاطر اینکه زنگ ساعت کسی به صدا در

 می‌آید. روزها در دوران جوانی به نظر طولانی‌تر هستند چون ذهن جوان، 

تصاویر بیشتری را نسبت به ذهن یک سالمند در طول روز دریافت می‌کند.»

 ادعای بجان بدون شک متقاعدکننده است و یک مکانیزم عصب‌شناختی 

را ارائه می‌دهد که می‌تواند ادراک ذهنی افزایش سرعت زمان با بالا رفتن

 سن را توضیح دهد.

فرضیه‌ی لگاریتمی این شکاف را پُر می‌کند و نشان می‌دهد که ادراک زمان 

به نسبتِ زمانی که زندگی کرده‌ایم بستگی دارد. بنابراین، یک سال برای یک 

کودک ۱۰ ساله خیلی طولانی‌تر از یک سال برای یک فرد ۵۰ ساله به‌نظر می‌رسد.

همان‌طور که «کریستین یتس» زیست‌شناس ریاضیاتی از دانشگاه بث، 

توضیح می‌دهد، تجربه‌ی زمان از سن ۱۰ تا ۲۰ سالگی همانند تجربه‌ی زمان

 از سن ۴۰ تا ۸۰ سالگی است. یتس می‌گوید: «برای یک کودک ۱۰ ساله، 

یک سال فقط ۱۰درصد از زندگی‌ او را تشکیل می‌دهد و برای یک فرد ۲۰ ساله، 

یک سال فقط ۵درصد از زندگی‌اش را تشکیل می‌دهد. در مقیاس لگاریتمی، 

برای اینکه یک فرد ۲۰ ساله همان افزایش تناسبی سن که یک کودک ۲ ساله 

بین تولدهایش تجربه می‌کند را تجربه کند، آن‌ها باید تا سن ۳۰ سالگی 

منتظر بمانند. با توجه به این نقطه‌نظر، تعجبی ندارد که زمان با بالا رفتن 

سن به نظر سریع‌تر سپری می‌شود.

نتیجه می‌گیریم که زمان پیچیده است و ادراک ما از آن حتی پیچیده‌تر است. 

ایده‌ی جدید بجان می‌تواند تا حدی درست باشد، اما قطعاً یک تکه از پازل 

بزرگتر تجربه‌ی ما از زمان است. این مقاله در مجله‌ی European Review 

منتشر شده است.

منبع: مجله علمی ایلیاد

 






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : چرا با بالا رفتن سن، زمان سریع‌تر سپری می‌شود؟،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
پنجشنبه 29 فروردین 1398

در DSM 5 اختلال‌ شخصیت در سه طبقه، قرار دارد:

دسته A: این دسته اختلال‌هایی را در بر می‌گیرد که عمده‌ترین ویژگی‌

 آن‌ها عجیب‌وغریب و نامتعارف بودن است. اختلال‌های شخصیتی

 که در این دسته قرار دارند عبارت‌اند از: اختلال شخصیت پارانوئید،

 اختلال شخصیت اسکیزوئید و اختلال شخصیت اسکیزوتایپال.

دسته B: ویژگی اصلی اختلال‌هایی که در این طبقه قرار می‌گیرند، 

نمایشی و دمدمی‌مزاج بودن است. این دسته شامل اختلال‌های 

شخصیت ضداجتماعی، مرزی، نمایشی و خودشیفته می‌شود.

دسته C: عمده‌ترین ویژگی اختلال‌های شخصیت اجتنابی،

 وابسته و وسواسی _ جبری که در این دسته قرار می‌گیرند 

مضطرب بودن و ترس داشتن است.

اکثریت افرادی که مبتلا به اختلال شخصیت هستند هرگز

 برای درمان به متخصص سلامت روان مراجعه نمی‌کنند




نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : در DSM 5 اختلال‌ شخصیت در سه طبقه، قرار دارد،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
پنجشنبه 29 فروردین 1398


( کل صفحات : 11 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
تاریخ روز
به سایت ما خوش آمدید
کلیه حقوق این وبلاگ برای مدیریت و اخلاق محفوظ است