مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟







هشتاد و دو سال از نامگذاری ایران میگذرد

 

در فروردین سال 1314 خورشیدی طبق بخشنامه وزارت امور خارجه و تقاضای دولت وقت ، نام رسمی ایران ( به جای پرس ، پرشیا و غیره ) برای کشور ما انتخاب شد . در مغرب زمین از قرون وسطی ، ایران به نام هایی از قبیل : پرس ( فرانسوی ) ، پرشیا ( انگلیسی ) ، پرسیس ( یونانی ) نامیده شده است . اسمی که امروز" ایران " گفته می شود بیش از 600 سال پیش " اران " Eran تلفظ می شد .

سعید نفیسی در دی ماه 1313 نام " ایران " را به جای " پرشیا " پیشنهاد کرد . این نامگذاری در آغاز مخالفانی نیز داشت و براین باور بودند که در " پرشیا " فرهنگ و تمدنی نهفته است که نمی توان آن را حذف کرد و شناخته شده و بین المللی نیز است ؛ اما حامیان نامگذاری ایران ، اعتقاد داشتند که واژه ایران بسیار کهن و بر اقتدار سیاسی کشور می افزاید .

 

" واژه ایران " بسیار کهن و قبل از آمدن آریایی ها به سرزمین مان اطلاق می شد و نامی تازه و ساخته و پرداخته نیست . پروفسور آرتور اپهام پوپ ( 1969 1881 میلادی ) ایران شناس مشهور امریکایی در کتاب " شاهکارهای هنر ایران " که در سال 1338 توسط دکتر پرویز خانلری به زبان فارسی ترجمه شده است ، می نویسد : « کلمه ایران به فلات و توابع جغرافیایی آن حتی در هزاره پیش از آمدن آریاییان نیز اطلاق می شود »

 

واژه " ایران " از دو قسمت ترکیب شده است . قسمت اول به معنی اصیل ، نجیب ، آزاده و شریف است . قسمت دوم به معنی سرزمین یا جا و مکان است .

 

معنی واژه " ایران " سرزمین آزادگان است . فردوسی در شاهنامه در باره خوی آزادگان ( ایرانیان ) چنین می سراید :

 

تو با دشمن ار خوب گفتی رواست / از آزادگان خوب گفتن سزاست

 

دکتر بهرام فره وشی ( 1304 1371 ) ایران شناس و استاد پیشین دانشگاه تهران در خصوص ریشه واژه ایران می نویسد : « ایران در زبان اوستایی به صورت ائیریه Airya و در زبان فارسی باستان اریه Ariya آمده است . در اوستا هم نام قومی ایرانی به معنی شریف و نجیب و اصیل است . این واژه در زبان ایرلندی کهن هم به همین معنی است . قسمت اول کلمه ایرلند Ir Land به معنی نجیب و شریف و قسمت دوم آن به معنی سرزمین است . ایرلند به معنی سرزمین نجباست »

 

منبع : برگرفته از مقاله "چگونه ایران شدیم؟"

 نوشته مجتبی انوری






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : هشتاد و دو سال از نامگذاری ایران میگذرد،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
دوشنبه 25 تیر 1397

 

ما همیشه زندگی را بدیهی فرض می‌کنیم، نه..؟

فکر میکنیم سالهای زیادی پیش رو داریم و برای تمام کارهایی

 که قرار است در آینده انجام بدهیم، برنامه ریزی میکنیم.

 

به این فکر کردم که هر کدام از ما چه زمان زیادی را با ناراحتی

 تلف میکنیم، کارهایی را که نمیخواهیم، انجام میدهیم و هرگز

 خودمان را راضی نمیکنیم؛ چرا که فکر میکنیم برای آنکه بالاخره 

کاری را که می خواهیم انجام بدهیم، وقت زیادی باقی مانده است.

 

اما اینطور نیست،

زندگی ممکن است در یک ثانیه تغییر کند، ممکن است در یک لحظه 

متلاشی شود و به هم بریزد و آن وقت، برای انجام دادن کارهایی 

که به تاخیر انداخته‌ایم خیلی دیر است...

 

سی بل هاگ

 






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : ما همیشه زندگی را بدیهی فرض می‌کنیم، نه..؟،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 23 تیر 1397

 

 

زندگی‌تان را مصرف کنید!

 

بله درست متوجه شدید!

ما همه مصرف کننده‌ایم، پس «زندگی تان را مصرف کنید

شما یک شیشه عطر را تا آخرین قطره مصرف می کنید. چرا؟

چون ارزشمند است.

زندگی خیلی ارزشمندتر از این حرف هاست.

تلاش کنید زندگی تان را تا جای ممکن مصرف کنید.

فرصت زندگی، مصرف زندگی هیچ فرصتی از زندگی را

 برای « زندگی کردن » از دست ندهید.

منظور این نیست که فقط کار کنید یا مال اندوزی کنید، نه!

منظور این است که لحظه لحظه زندگی را لمس کنید.

از زندگی تان زباله در نیاورید، تا آنجا که جا دارد، مصرف کنید.

تمام استعدادهایی را که دارید، مصرف کنید و نگذارید استعدادها،

 توانایی و پتانسیل تان هدر برود.






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : زندگی‌تان را مصرف کنید!،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 23 تیر 1397

4راه برای آنکه بازیچه عاشق نماها نشوید!

ما در هر نوع رابطه عاطفی که قرار بگیریم، به درجاتی وابستگی‌های 

عاطفی‌روانی را تجربه خواهیم کرد. البته میزان وابستگی در کسانی

 که خلأهای عاطفی‌روانی را از گذشته داشته باشند عمیق‌تر و سریع‌تر

 خواهد بود. آنچه اهمیت دارد این است که ماهیت رابطه داشتن به 

خاطر جذابیت‌هایی که دارد ما را به خود وابسته می‌کند.

اگر در شما هیچ وابستگی ایجاد نشود و بی‌اهمیت پس از پایان یک

 رابطه، همه چیز را فراموش کنید و انگار نه انگار، از کنار آن بگذرید، 

واقعا جای نگرانی دارد و باید برای این مشکلی که دارید تحت بررسی

 قرار بگیرید. به طور کلی، وقتی شاهد ابراز علاقه کسی نسبت به

 خود هستیم و یا در رفتار و گفتار او می‌بینیم که دوست‌مان دارد، 

احساس ارزشمندی در ما تقویت می‌شود. برعکس، وقتی می‌بینیم

 کسی دوست‌مان ندارد و یا از رابطه‌ای که با ما دارد، خارج می‌شود؛

 اولین موضوعی که باعث آسیب روانی ما می‌شود، احساس بی‌ارزشی است.

معمولا اولین فکری که به ذهن ما می‌آید این است: «مگر من چه بدی 

داشتم که او رهایم کرد و رفت؟» حتی احساس حقارت در مواقعی

 که باورمان شود دوست‌داشتنی نیستیم، به وجود می‌آید و ما را آزار

 می‌دهد. اما اگر با چارچوب رابطه‌های تعریف شده آشنا باشید، 

می‌توانید به این موضوع فکر کنید که چه‌طور رفتار کنید تا کسی 

نتواند احساسات و عواطف شما را به بازی بگیرد.

درس اول: بازی نخورید:

وقتی کسی آنچه را در درونش نیست به شما منتقل کند، در واقع 

عواطف شما را به بازی گرفته است. یعنی انتقال غلط و

 غیرواقعی احساسات.

در این بازی، دو طرفی که وارد یک رابطه می‌شوند، در جستجوی

 یک رابطه جدی و هدفمند نیستند اما وانمود می‌کنند لبریز از عشق

 و عاطفه‌اند و احساس خوشایندی به هم دارند. آنها به دروغ با بیان

 الفاظی محبت‌آمیز و کلیشه‌ای قصد دارند احساسات طرف مقابل

 را به بازی بگیرند. زیربنای این بازی شاید کشش درونی برای ازدواج

 تعبیر ‌شود اما آنها یکدیگر را به بازی می‌گیرند. اگر دوست دارید

 طوری رفتار کنید که دیگر کسی نتواند شما را به بازی بگیرد بهتر است

 کلمات کلیشه‌ای و عاشقانه آنها که رد و بدل کردن‌اش جزو قوانین 

بازی است فریب‌تان ندهد و از شنیدن آن مدهوش نشوید. فرقی 

نمی‌کند دختر یا پسر باشید باید مراقب باشید ندانسته وارد بازی نشوید.

پس باید رابطه‌ها را به عنوان درس اول بشناسید. دستورات مذهبی،

 اخلاقی و حتی برخی سنت‌های اجتماعی، همه و همه در طول قرن‌ها

 برای حفظ و حراست از تک‌تک ما و نهاد خانواده به وجود آمده‌اند.

درس دوم: جا برای نه گفتن بگذارید:

اگر حتی می‌دانید کسی که وارد رابطه با شما شده آدم خوبی است و 

از این قماش نیست و قصدی جز ازدواج ندارد، باز هم نباید چنان 

در فاز عاطفی غرق شوید که وابستگی شدید مانع از محک زدن منطقی

 او و شرایط‌ش شود. چه بسا جواب شما در نهایت به درخواست او

 منفی باشد، پس نباید کاری کنید که زمینه بازی با عواطف‌تان فراهم شود

 و اگر روزی خواستید به هر دلیلی این رابطه را ختم کنید و او را مورد

مناسب ازدواج ندانستید، کارتان به مراکز اعصاب و روان بکشد و یا

 در کنج خانه افسردگی بگیرید یا متقابلا چنین مشکلاتی را برای او ایجاد کنید.

برای خودتان ارزش قائل شوید و موقعیت های بعدی زندگی تان را به 

خاطر بودن در یک رابطه عقیم و بی سرانجام هدر ندهید. اگر شما 

مدام بازخوردهای مثبت به او بدهید و با رفتارتان تشویق‌اش کنید

 به این بازی ادامه بدهد، به او پیام داده‌اید که بازی را ادامه بده 

چون هر دو از آن لذت می‌بریم

درس سوم: زود تکلیف را روشن کنید:

اگر طرف مقابل واضح و شفاف به شما اعلام می‌کند که قصد 

ازدواج ندارد، وارد رابطه نشوید. اما اگر فکر می کنید کمی که بگذرد،

 با شناخت بیشتر ممکن است رابطه به ازدواج ختم شود، چشم و 

گوستان را خوب باز کنید و به یاد داشته‌باشید که رعایت حدود شرعی

 و اخلاقی لازمه حفظ سلامت شما و طرف مقابل شماست. مثلا اگر

می‌بینید به سمت وابسته شدن در حرکت‌اید و از این فرد تغذیه عاطفی 

می شوید، خیلی زود هوشیارانه عمل کنید و یا خودتان را از رابطه 

بیرون بکشید، یا صراحتا از او بخواهید اگر درباره ازدواج تجدید 

نظر کرده، نظرش را به شما بگوید.

درس چهارم: قاطع باشید:

اگر طرف مقابل تان بهانه هایی مثل این که «تو فرد ایده آل من

 هستی اما من آدم زندگی مشترک نیستم»، «تو گزینه های بهتر 

از من می توانی داشته باشی»، «دوستت دارم اما نمی توانم به

 خاطر برخی مشکلات با تو ازدواج کنم» و... شما را معطل می کند،

 خیلی زود رابطه را تمام کنید. این افراد نه آنقدر شهامت آن را دارند

 که بگویند هیچ وقت فکر ازدواج با شما نیستند و هدفشان صرفا 

دوستی و وقت گذرانی است، و نه آنقدر قابل اعتماد هستند که بتوانید

 به تغییر نظرشان درباره ازدواج امیدوار باشید. در مقابل این افراد،

 قاطعیت داشته باشید. موبایل‌تان را خاموش کنید و به او بگویید در 

گفتگو با شما از کلمات محبت آمیز استفاده نکند. برای خودتان ارزش

 قائل شوید و موقعیت های بعدی زندگی تان را به خاطر بودن در یک 

رابطه عقیم و بی سرانجام هدر ندهید. اگر شما مدام بازخوردهای مثبت 

به او بدهید و با رفتارتان تشویق‌اش کنید به این بازی ادامه بدهد، به او

 پیام داده‌اید که بازی را ادامه بده چون هر دو از آن لذت می‌بریم. 

اگر چنین رفتاری کردید نباید پس از مدتی تنها به محکوم کردن او

 بپردازید و بگویید شما را به بازی گرفته بود چون شما دانسته و آگاهانه

 در این راه آمده‌اید و از این بازی لذت برده‌اید.

منبع : میگنا






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : چهار راه برای آنکه بازیچه عاشق نماها نشوید!،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
شنبه 23 تیر 1397

هر"پرهیزکاری" گذشته ای دارد و

 هر "گناه کاری" آینده ای

 پس قضاوت نکن.

میدانم اگر قضاوت نادرستی در مورد کسی بکنم،

دنیا تمام تلاشش را میکند تا مرا در شرایط او قرار دهد

 تا به من ثابت کند. 

در تاریکی همه ی ما شبیه یکدیگریم.

 

محتاط باشیم، در "سرزنش "

و "قضاوت کردن" دیگران

وقتی ؛

نه از "دیروز او" خبر داریم،

نه از "فردای خودمان"

 

 

قسمت جالبی از متن کتاب "شیاطین"

داستایوفسكى






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : قضاوت نکن.،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
شنبه 23 تیر 1397

 

چرا مرد‌ها دختران سرسخت را بیشتر دوست دارند؟

میگنا: مرد‌ها عاشق زن‌هایی هستند که به راحتی آن‌ها 

را به دست نیاورند. بار‌ها در فیلم‌ها این موضوع را دیده‌ایم

 و حتی در زندگی واقعی هم می‌بینیم که مرد‌ها دوست دارند 

زن‌هایی را به دست بیاورند که از بقیه متفاوتند. دلیلش چیست؟

1. دوست دارند پُز بدهند و احساس غرور می‌کنند

پسرها معمولا در جمع خودشان معمولا بر سر به دست آوردن

 دخترهایی شرط می‌بندند که با دیگران تفاوت‌هایی دارد. 

پسرها انگار با این کار جلوی دوستان خود پُز می‌دهند و به خود می‌بالند! 

بله پسرها به سمت دخترهایی کشیده می‌شوند که به دست 

آوردن‌شان از همه سخت‌تر است.

2. دوست دارند به یک چیز خاص و منحصر بفرد برسند

آرزوی رسیدن به «بهترین» چیز بدی نیست. برای همین مردها 

تمام تلاش خود را می‌کنند تا خاص‌ترین زن را به دست بیاورند،

 آنها گاهی در این مسیر، تفاوت میان عشق و هیجان را تشخیص نمی‌دهند.

3. به دنبال کسی هستند که به عنوان شریک زندگی با آنها بسازد

وقتی با کسی آشنا می‌شوند که با آنها جور و هماهنگ است، 

انگار نعمت بزرگی دریافت کرده‌اند. مردهایی که انتخابگرند به 

راحتی شریک زندگی خود را انتخاب نمی‌کنند. این افراد به دنبال 

جورترین فرد هستند تا زندگی مشترک خود را با او تشکیل بدهند. 

این دست مردها در مقایسه با بقیه، بسیار جدی‌تر و دقیق‌ترند.

4. دوست دارند برتری خود را به چالش بکشند

پسرهایی که خودشان را سَرتر از دخترها می‌دانند همیشه سعی

 می‌کنند دخترها را خوار کنند. برای آنها راحت نیست که بپذیرند 

دخترها با آنها مساوی‌اند و تفاوتی بین‌شان نیست. در چنین 

شرایطی این تیپ پسرها به سمت دخترهایی کشیده می‌ؤوند 

که سرسخت و مستقل و قوی و نترس‌اند تا بتوانند برتری خود 

را به چالش بکشند.

5. خود خواهی مردانه دارند

پسرها معمولا این باور را در سر دارند که دخترها فقط باید در

 محیط خانه و آشپزخانه باشند و فعالیت بیرون از خانه نداشته

 باشند اما وقتی دخترها پا به اجتماع می‌گذارند و بهتر از مردها

 عمل می‌کنند، انگار به غرور و خود کامگی بعضی از مردها لطمه

 وارد می‌شود! در چنین شرایطی پسرها به سمت دخترهای موفق 

و سرسخت کشیده می‌شوند تا غرور خودشان را راضی کنند.

6. نگاهشان را به دخترها تغییر می‌دهند

در دنیای امروز، زنها ثابت کرده‌اند که توانمندی‌های‌شان چیزی از

 مردها کم ندارد و برای همین نگاهها را به سمت خودشان تغییر 

داده‌اند. حالا تمام دنیا وجود و حضور زنها را برای گردش درست

 جامعه ضروری می‌داند. بنابراین این هم می‌تواند دلیل دیگری باشد

 که مردها دوست دارند زنهایی را از آن ِ خود کنند که قوی‌اند و

راحت به دست نمی‌آیند.

7. دوست دارند همسرشان اعتماد بنفس خوبی داشته باشد

این هم یک دلیل دیگر برای تمایل مردها به دخترهایی که به دست

 آوردن‌شان سخت است. همه دوست دارند با کسی باشند که متکی 

به خود است و می‌تواند یک حامی قوی باشد. مردها عاشق زنهایی

 هستند که اعتماد بنفس بالایی دارند و با روح والای خود، زندگی

 را متکی به خود پیش می‌برند.

منبع : میگنا






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : چرا مرد‌ها دختران سرسخت را بیشتر دوست دارند؟،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
شنبه 23 تیر 1397

 

چه دلـنشین است امواج صدای آدم‌هایی که موسیقیِ محبتشان را فریاد می‌زنند...

 

آدم‌هایی که با محبتشان، زمین را ستاره باران می‌کنند

 

آدم‌هایی که با موسیقی کلامشان، برای امواج خروشان دنیا لالایی می‌خوانند...

 

چه زیبا هستند قلبــهای دریایی...

انگار خدا آنها را می‌آفریند تا با آهنگِ صدایشان غم‌ها را جادو کنند...

 

بیایید امروز افسون دلهای دریایی باشیم،

دلهایی که با سمــفونی آرامش،

بهترین‌ها را برای همه آرزو می‌کنند

 

برای همه‌تون، همراهی و دوستیِ یکی از این آدم‌ها رو آرزو میکنم

و از اون قشنگ‌تر آرزو می‌کنم خودتونم یکی از همین آدم‌ها باشید

 

 






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : بیایید امروز افسون دلهای دریایی باشیم،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 22 تیر 1397

 

عشق ترکیبی‌ست از چهار عنصر: توجه، مسئولیت، احترام، معرفت

هر جوششِ علاقه و کشش و محبتی به طرفِ مقابل به معنای عشق

 ورزیدن نیست. بلکه این احساسات، بیشترِ مواقع ناشی از تنهایی

 و کمبودِ برآورده شدنِ تمایلاتِ جسمی است که منجر به ایجادِ

 چنین کششی خواهند شد.

اما عاشقی از نگاهِ فروم، ابتدا به معنای توجه به فردِ مقابل است. 

اینکه به او بیشتر از دیگرانی که در کنارِ ما هستند توجه کنیم. و البته 

در کنارِ آن ، شامل احترام گذاشتن به فردِ مورد توجه است.

ریشه لاتینِ احترام ، از دیدن گرفته شده و در واقع احترام به این 

معناست که معشوق را همانطور که هست ببینیم و بپذیریم. خواسته‌های

 او و تمایلاتش را در نظر بگیریم و سعی نکنیم او را به دلخواهِ خود 

محدود و مُنزوی کنیم.

و اما مسئولیت به این معناست که در برابرِ او احساسِ مسئولیت کرده 

و کاری نکنیم که او و آیندهِ او را به خطر بیندازیم. همچنین در جهتِ

 مثبت کارهایی را انجام دهیم که منجر به شکل‌گیریِ بهترین آینده برای او شود.

اریک فروم






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : عشق ترکیبی‌ست از چهار عنصر: توجه، مسئولیت، احترام، معرفت،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 22 تیر 1397

 

 

 

کار شیفت شب می‌تواند مانع بهبود آسیب‌های دی‌ان‌ای می‌شود :

 

مجله علمی ایلیاد - براساس تحقیقات جدید مرکز تحقیقات سرطان هاچینسون، کار شیفت شب مانع بهبود آسیب‌های دی‌ان‌ای  ناشی از فرآیندهای سلولی عادی می‌گیرد. این مطالعه نشان می‌دهد که شیفت شب باعث کاهش میزان بازسازی آسیب‌های «8OH-dG» در مولکول دی‌ان‌ای می‌شود. سرکوب ملاتونین به دلیل انجام کار شیفت شب عامل احتمالی این اختلال فرض شده است.

تحقیقات قبلی درباره‌ گروهی متشکل از ۲۲۳ کارمند شیفت شب نشان داد که خواب روزانه با میزان پایین فرآورده‌ای شیمیایی به‌نام «هیدروکسى دئوکسى گوئانوسین-۸» در ادرار انسان ارتباط دارد. این ماده یکی از فرآورده‌های بازسازی بافت دی‌ان‌ای است. با این شرایط، ظرفیت بدن برای بازسازی آسیب سلولی دچار کاهش می‌شود. یافته‌های تحقیق این نتیجه را در پی داشت که سرکوب تولید ملاتونین (هورمون خواب) در طول خواب روزانه، عامل کلیدی این اختلاف بوده است. «فرد هاچ» واگیرشناس، دکتر «پروین بهاتى» و همکارانش به اندازه‌گیری میزان 8OH-dG در نمونه‌های ادرار ۵۰ کارمند شیفت شب پرداختند تا ببینند آیا میزان پایین این ماده در کارمندان شیفت شب هم وجود دارد یا خیر؟ این ۵۰ نفر  بیشترین ناهم‌خوانی را در میزان ملاتونین میان خواب شبانه و کار شبانه داشتند.

تجزیه و تحلیل نمونه‌های ادرار حاکی از آن است که میزان ملاتونین زمانی بسیار پایین بود که نمونه‌های ادرار در طی شیفت شب تهیه شده بودند. پس از در نظر گرفتن عوامل موثر از قبیل مصرف نوشیدنی‌های الکلی و مدت زمان پایین خواب به میزان میانگین پنج و نیم ساعت در روز بعد از شیفت شب، میزان 8OH-dG فقط ۲۰ درصد در مقایسه با خواب عادی شبانه بود.

دکتر بهاتى و همکارانش گفتند: «انتظار می‌رود مسیر ویژه‌ای به‌نام تعمیر برش نوکلئوتیدى در تعمیر آسیب دی‌ان‌ای ناشی از رادیکال‌های آزاد اکسیژن نقش داشته باشد. این رادیکال‌ها در حین فعالیت سلولی عادی تولید می‌شوند.» براساس تحقیقات، تولید ملاتونین باعث افزایش فعالیت ژن‌های دخیل در مسیر NER می‌گردد.

محققان افزودند: «ما مطالعه‌ای مشاهده‌محور انجام داده‌ایم، پس نباید هیچ نتیجه‌گیری قطعی در خصوص علت و معلول ارائه شود؛ علاوه بر این، بیشتر شرکت‌کنندگان مطالعه، سفید پوست بودند که در مراکز مراقبت‌های پزشکی مشغول به فعالیت بودند. آنان در رده‌ی سنی مشابه‌ای هم قرار داشتند، پس نمی‌توان نتایج را به عموم افراد تعمیم داد. ما قادر به جمع‌آوری داده درباره‌ی الگوهای رژیمی شرکت‌کنندگان و میزان آنتى اکسیدان آن‌ها نبودیم. در حالی‌که این دو عامل می‌توانند تاثیرگذار ظاهر شوند. نتایج ما نشان می‌دهد که در مقایسه با خواب شبانه، کاهش تولید ملاتونین در میان کارمندان شیفت شب در حین کار شبانه با کاهش چشم‌گیر دفع 8OH-dG از ادرار رابطه دارد. پس ظرفیت بدن برای بهبود آسیب دی‌ان‌ای به دلیل میزان ناکافی ملاتونین با کاهش مواجه شده و آسیب زیادی به دی‌ان‌ای وارد می‌شود. اگر چنین اثراتی به تایید برسند، مکمل ملاتونین باید به‌عنوان راهبردی به منظور کاهش آسیب دی‌ان‌ای در میان کارمندان شیفت شب در نظر گرفته شود.

این یافته‌ها در مجله‌ی Occupational and Environmental Medicine منتشر شده است.

نوشته: SciNews

ترجمه: منصور نقی لو - مجله علمی ایلیاد

منبع: sci-news.com

 






نوع مطلب : روانشانسی، 
برچسب ها : کار شیفت شب می‌تواند مانع بهبود آسیب‌های دی‌ان‌ای می‌شود،
لینک های مرتبط :
اتنا جاویدی نژاد
جمعه 22 تیر 1397

 

در زمانهاى قدیم، مردی ساز زن و خواننده ای بود؛ بنام "بردیا"

که با مهارت تمام می نواخت و همیشه در مجالس شادی و

 محافل عروسی، وقتی برای رزرو نداشت...

بردیا چون به سن شصت سال رسید روزی در دربار شاه می نواخت

که خودش احساس کرد دستانش دیگر می لرزند و توان ادای نت ها

 را به طور کامل ندارد و صدایش بدتر از دستانش می لرزید و کم کم

 صدای ساز و صداى گلویش ناهنجار می شود.

عذر او را خواستند و گفتند دیگر در مجالس نیاید.

بردیا به خانه آمد، همسر و فرزندانش از این که دیگر نمی توانست

 کار کند و برایشان خرجی بیاورد بسیار آشفته شدند .

بردیا سازش را که همدم لحظه های تنهاییش بود برداشت و به

 کنار قبرستان شهر آمد.

در دل شب در پشت دیوار مخروبه قبرستان نشست و سازش را

 به دستان لرزانش گرفت و در حالی که در کل عمرش آهنگ

 غمی ننواخته بود، سازش را برای اولین بار بر نت غم کوک کرد و

 این بار برای خدایش در تاریکی شب، فقط نواخت.

بردیا می نواخت و خدا خدا می گفت و گریه می کرد و بر گذر عمرش و

 بر بی وفایی دنیا اشک می ریخت و از خدا طلب مرگ می کرد.

در دل شب به ناگاه دست گرمی را بر شانه های خود حس کرد،

سر برداشت تا ببیند کیست.

شیخ سعید ابو الخیر را دید در حالی که کیسه ای پر از زر

 در دستان شیخ بود.

شیخ گفت این کیسه زر را بگیر و ببر در بازار شهر

 دکانی بخر و کارى را شروع کن.

بردیا شوکه شد و گریه کرد و پرسید ای شیخ آیا صدای ناله من

تا شهر می رسید که تو خود را به من رساندی؟

شیخ گفت هرگز. بلکه صدای ناله مخلوق را قبل از این که کسی

 بشنود خالقش می شنود

و خالقت مرا که در خواب بودم بیدار کرد

و امر فرمود کیسه زری برای تو در پشت قبرستان شهر بیاورم.

به من در رویا امر فرمود برو در پشت قبرستان شهر،

مخلوقی مرا می خواند برو و خواسته او را اجابت کن.

بردیا صورت در خاک مالید و گفت

خدایا عمری در جوانی و درشادابی ام با دستان توانا

سازهایی زدم براى مردم این شهر

اما چون دستانم لرزید مرا از خود راندند.

اما یک بار فقط برای تو زدم و خواندم.

اما تو با دستان لرزان و صدای ناهنجار من، مرا خریدی و رهایم نکردی

و مشتری صدای ناهنجار ساز و گلویم شدی و بالاترین دستمزد را پرداختی.

 

 خدایا تو تنها پشتیبان ما در این روزگار غریب و بی وفا هستی.

به رحمت و بزرگیت سوگندت میدهیم که ما را هیچ وقت تنها نگذار

و زیر بار منت ناکسان قرار نده...

 

 






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 22 تیر 1397

 

در زمانهاى قدیم، مردی ساز زن و خواننده ای بود؛ بنام "بردیا"

که با مهارت تمام می نواخت و همیشه در مجالس شادی و

 محافل عروسی، وقتی برای رزرو نداشت...

بردیا چون به سن شصت سال رسید روزی در دربار شاه می نواخت

که خودش احساس کرد دستانش دیگر می لرزند و توان ادای نت ها

 را به طور کامل ندارد و صدایش بدتر از دستانش می لرزید و کم کم

 صدای ساز و صداى گلویش ناهنجار می شود.

عذر او را خواستند و گفتند دیگر در مجالس نیاید.

بردیا به خانه آمد، همسر و فرزندانش از این که دیگر نمی توانست

 کار کند و برایشان خرجی بیاورد بسیار آشفته شدند .

بردیا سازش را که همدم لحظه های تنهاییش بود برداشت و به

 کنار قبرستان شهر آمد.

در دل شب در پشت دیوار مخروبه قبرستان نشست و سازش را

 به دستان لرزانش گرفت و در حالی که در کل عمرش آهنگ

 غمی ننواخته بود، سازش را برای اولین بار بر نت غم کوک کرد و

 این بار برای خدایش در تاریکی شب، فقط نواخت.

بردیا می نواخت و خدا خدا می گفت و گریه می کرد و بر گذر عمرش و

 بر بی وفایی دنیا اشک می ریخت و از خدا طلب مرگ می کرد.

در دل شب به ناگاه دست گرمی را بر شانه های خود حس کرد،

سر برداشت تا ببیند کیست.

شیخ سعید ابو الخیر را دید در حالی که کیسه ای پر از زر

 در دستان شیخ بود.

شیخ گفت این کیسه زر را بگیر و ببر در بازار شهر

 دکانی بخر و کارى را شروع کن.

بردیا شوکه شد و گریه کرد و پرسید ای شیخ آیا صدای ناله من

تا شهر می رسید که تو خود را به من رساندی؟

شیخ گفت هرگز. بلکه صدای ناله مخلوق را قبل از این که کسی

 بشنود خالقش می شنود

و خالقت مرا که در خواب بودم بیدار کرد

و امر فرمود کیسه زری برای تو در پشت قبرستان شهر بیاورم.

به من در رویا امر فرمود برو در پشت قبرستان شهر،

مخلوقی مرا می خواند برو و خواسته او را اجابت کن.

بردیا صورت در خاک مالید و گفت

خدایا عمری در جوانی و درشادابی ام با دستان توانا

سازهایی زدم براى مردم این شهر

اما چون دستانم لرزید مرا از خود راندند.

اما یک بار فقط برای تو زدم و خواندم.

اما تو با دستان لرزان و صدای ناهنجار من، مرا خریدی و رهایم نکردی

و مشتری صدای ناهنجار ساز و گلویم شدی و بالاترین دستمزد را پرداختی.

 

 خدایا تو تنها پشتیبان ما در این روزگار غریب و بی وفا هستی.

به رحمت و بزرگیت سوگندت میدهیم که ما را هیچ وقت تنها نگذار

و زیر بار منت ناکسان قرار نده...

 

 






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 22 تیر 1397

 

مرد جوانی که می خواست راه معنویت را طی کند به سراغ استاد رفت.

 استاد خردمند گفت: تا یک سال به هر کسی که به تو حمله کند و

 دشنام دهد پولی بده.

 

تا دوازده ماه هر کسی به جوان حمله می کرد جوان به او پولی می داد

. آخر سال باز به سراغ استاد رفت تا گام بعد را بیاموزد.

 

استاد گفت: به شهر برو و برایم غذا بخر.

همین که مرد رفت، استاد خود را به لباس یک گدا در آورد و

 از راه میانبر کنار دروازه شهر رفت.

 

وقتی مرد جوان رسید، استاد شروع کرد به توهین کردن به او.

جوان به گدا گفت: عالی است! یک سال مجبور بودم به هر کسی

 که به من توهین می کرد پول بدهم اما حالا می توانم مجانی

 فحش بشنوم، بدون آنکه پشیزی خرج کنم.

 

استاد وقتی صحبت جوان را شنید، رو نشان داده و گفت:

 برای گام بعدی آماده ای چون یاد گرفتی به روی مشکلات بخندی...!







نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : برای گام بعدی آماده ای،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 22 تیر 1397

 

 

بچه هایی که هرگز نه نشنیده باشند،

 لوس بار می آیند و بیشترشان در بزرگسالی دچار مشکل خواهند شد.

 

چون فکر می کنند همه دنیا باید مطابق میل آن ها رفتار کند و

 وقتی خلافشان را می بینند، دلخور و گاهی افسرده و گوشه گیر می شوند؛

 

بنابراین والدین باید به کودکان خود بیاموزند که همه جا

 قوانینی دارد که لازم است به آن ها احترام بگذارند.

 

همیشه هم نباید با خواسته های کودکان مخالفت شود؛

زیرا ممکن است دچار سرخوردگی و ناامیدی شوند.

 






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : بچه هایی که هرگز نه نشنیده باشند،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 22 تیر 1397

 

گفتن جملهٔ معذرت میخوام هم درست

مثل جملهٔ دوستت دارم اندازه و جایی دارد!

 

از به زبان آوردنش نه خیلی اجتناب كنید و نه بیش از حد استفاده كنید! اگر  بیشتر از حد معمول، بابت كارهای نكرده عذر بخواهیم كاملا محسوس خودمان را به دست خودمان گناهكار كرده ایم!

 

و اگر هم بابت كارهای خطایی كه كرده ایم عذر خواهی نكنیم ، قطعا آدمهای زیادی را در راهِ این خودخواهی و غرور از دست میدهیم!

 

اشتباه از هركسی ممكن است سر بزند!

اما مهم این است كه برای جبرانش چه كاری انجام دهیم!

 

خیلی از اطرافیان ما تنها منتظر یك عذرخواهی از سوی ما هستند تا راه را برای برگشتمان بازكنند و دلشان صاف شود!

 

و با همین یك جملهٔ ساده و استفاده.ٔ به موقع از آن میشود هزاران رابطه را زنده كرد!

 

پس از گفتنش هراس نداشته باشید!

چرا كه نگفتنش میتواند ضررهای بیشتری را بار آورد!






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 21 تیر 1397

آنطور که هستی‌ باش ،....

صداقت مؤثرترین تیری است که به قلب هدف می‌‌نشیند ،....

هدفت را با نقشه‌های جوراجور آلوده مکن‌ ،...

خودت باش ،....

افتاده باش ،... نه‌ ذلیل ،...

شوخ باش ،... نه‌ مسخره ،....

آزاده باش ،،... نه‌ یاغی ،...

مطمئن باش ،... نه‌ ساده ،....

از خود ،... راضی باش ،.... نه‌ از خود راضی ،...

صبور باش ،... نه‌ در کمین ،....

آنوقت خواهی دید که کلید را در دست خود، خواهی داشت!!






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : آنطور که هستی‌ باش،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
پنجشنبه 21 تیر 1397


( کل صفحات : 9 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   

صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز