مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟






 

                                      به مدت چندین سال همسرم به یک اردوگاه

 در صحرای (ماجوی) کالیفرنیا فرستاده شده بود. 

من برای اینکه نزدیک او باشم، به آنجا نقل مکان کردم واین درحالی بود

 که از آن مکان نفرت داشتم. همسرم برای مانور اغلب در صحرا بود و

من در یک کلبه کوچک تنها می ماندم. گرما طاقت فرسا بود و هیچ 

هم صحبتی نداشتم. سرخ پوست ها و مکزیکی ها ی آن منطقه هم 

انگلیسی  نمی دانستند. غذا و هوا و آب  همه جا پر از شن بود

 

آنقدر عذاب می کشیدم که تصمیم گرفتم به خانه برگردم.

 

و حتی قید زندگی مشترک مان را بزنم

 

نامه ای به پدرم نوشتم و گفتم یک دقیقه دیگر هم نمی توانم دوام بیاورم.

 می خواهم اینجا را ترک کرده و به خانه شما برگردم. پدر نامه ام  را 

با دوسطر جواب داده بود، دو سطری که تا ابد در ذهنم باقی خواهند 

ماند و زندگی ام را کاملا عوض کرد.

«دو زندانی از پشت میله ها بیرون را می نگریستند...

یکی گل و لای را می دید و دیگری ستارگان را

بارها این دو خط را خواندم واحساس شرم کردم. تصمیم گرفتم

 به دنبال ستارگان باشم و ببینم جنبه مثبت در وضعیت

 فعلی من چیست؟

 با بومی ها دوست شدم و عکس العمل آنها باعث شگفتی من شد.

 وقتی به بافندگی و سفالگری آنها ابراز علاقه کردم، آنها اشیایی

 راکه به توریست نمی فروختند را به من هدیه کردند. به اشکال

 جالب کاکتوس ها و یوکاها توجه می کردم. چیزهایی در مورد سگهای

آن صحرا آموختم و غروب را مدام تماشا می کردم. 

دنبال گوش ماهی هایی

 می رفتم که از میلیون ها سال پیش، وقتی این صحرا بستر 

اقیانوس بود، در آنجا باقی مانده بودند.

چه چیزی تغییر کرده بود؟

صحرا و بومی ها همان بودند...

این نگرش من بود که تغییر کرده  و یک تجربه رقت بار را به

 ماجرایی هیجان انگیز و دلربا  تبدیل کرده بود. من آنقدر از زندگی

در آنجا مشعوف بودم که رمانی با عنوان ” خاکریز های درخشان”

 در مورد زندگی درصحرای  ماجوی نوشتم. من از زندانی که

 خودم ساخته بودم به

بیرون نگریسته و ستاره ها را یافته بودم.

اگر به فرزندان خود رویارویی با سختی های زندگی را نیاموزیم

در حق آنها ظلم کرده ایم

آیین زندگی

دیل کارنگی

 






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : دو زندانی از پشت میله ها بیرون را می نگریستند... یکی گل و لای را می دید و دیگری ستارگان را،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
چهارشنبه 18 اردیبهشت 1398
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز