مدیریت و اخلاق
دنیا امروزنیازمند مدیران با اخلاق است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر می‌خواهید در اوج بمانید، باید به همان اندازه سخت‌تر كار كنید.

مدیر وبلاگ : دکتر بهرام جاویدی نژاد
نظرسنجی
به چه میزان از مطالب این وبلاگ راضی هستید؟






برچسبها

 

متنی فوق العاده که توصیه میکنم تمامی دوستان بادقت بخونند.

 

من الان دلم كیك شكلاتى مى خواد.

همین الان. ندارم ولى!

باید تا فردا صبر كنم. معلوم هم نیست دیگه فردا دلم كیك شكلاتى بخواد من فقط مى دونم كه الان دلم كیك شكلاتى مى خواد و ندارم.

ندارم دیگه. ولى خب دلم مى خواد.! خب...!

یه روز مامانم اومد گفت زود باش.

پرسیدم چرا؟ گفت سورپرایزه!

و كلا دكور خونه رو تو ده دقیقه عوض كرد و زنگ در رو زدند.گفت چشماتو ببند.

دستمو گرفت برد دم در.گفت حالا چشماتو باز كن.باز كردم دیدم یه پیانو یاماها مشكى، همونى كه ده سال قبلش هزار بار رفته بودم از پشت ویترین دیده بودمش دم در بود.

همونى بود كه من ده سال قبل واسه داشتنش پرپر زده بودم. خیلى جا خوردم. گفت چى میگى؟

گفتم چى میگم؟ مى گم حالا؟ الان؟ واقعن حالا؟ پیانو رو آوردن گذاشتن اون جایی تو خونه كه مامان خالى كرده بود.

من هم رفتم تو اتاقم. نمى خواستم بزنم تو پرش. ولى از خودم پرسیدم آخه حالا پیانو به چه درد من مى خوره! من كه خیلى سال از داشتنش دل كندم. ده سالى تو خونمون خاك خورد و آخرش هم مامانم بخشیدش.

 

اولین عشق زندگیم رفت فرانسه، اون جا با یه زن فرانسوى كه چند سال ازش بزرگتر بود ازدواج كرد.

منم كه نمى خواستم قبول كنم از دست دادمش شروع كردم داستان ساختن. ته داستانم هم اینطورى تموم مى شد كه یه روزى بر مى گرده ، وسط داستان هم اینجورى بود كه داره همه ى تلاشش رو مى كنه كه برگرده.

این وسطا هم گاهى به من از فرانسه زنگ مى زد و ابراز دلتنگى مى كرد. بعد از هفت سال دیدم چاره اى ندارم جز اینكه با واقعیت مواجه شم.

شروع كردم به دل كندن. من هى دل كندم و هى خوابش رو دیدم كه برگشته. تا اینکه بلاخره واقعا دل كندم!

چند سال بعدش تو فیس بوك اومد حرف بزنه، گفتم حالا؟ واقعن الان؟من خیلى وقته كه دل كندم!

یه دوستى داشتم خیلی صبور بود.

عاشق یه پسرى شده بود كه فقط یك ماه باهاش دوست بود. اون یك ماه كه تموم شده بود، پژمان رفته بود پى زندگیش!

بعد چند سال یه روز بهش گفتم دل بكن. خودت مى دونى كه پژمان بر نمى گرده. گفت من صبر مى كنم. هر كارى هم لازم باشه مى كنم. یك سال بعد رفت پیش یك دعا نویس.

شش ماهه بعدش با پژمان ازدواج كرد. اون روزا دوست بیچاره ام خیلى خوشحال بود. به خودم گفتم، ﺣﺘﻤﺎ استثنا هم وجود داره!

دو سال بعد شنیدم  جدا شدن.دیدمش خیلى عصبانى بود. پرسیدم چرا. گفت پژمان اونى نبود كه من فكر مى كردم.

 

گفتم پژمان همونى بود كه تو فكر مى كردى، ولى اونى نبود كه الان مى خواستى. پژمان اونى بود كه تو اون روزا، همون چندسال قبل خواستى كه باشه، و وقتى نبود، باید دل مى كندى!

گاهی دلم یه گردش یک روزه میخواد ولی خانوادم میگن هفته اینده میریم ولی شاید هفته دیگه انقدر که الان اگه بری بهت خوش میگذره بهت خوش نمیگذره...

من الان نیاز به مسافرت دارم سال اینده شاید بهترین جایه دنیا هم برم دیگه بهم خوش نگذره....

من الان دلم كیك شكلاتى مى خواد...

الان مى خواد ولی...

من الان دلم...

 

همین الان برای به دست آوردن آرزوهایتان تلاش کنید فردا شاید اون آرزو تبدیل به یک خاطره برایتان شده باشد.






نوع مطلب : مدیریتی، 
برچسب ها : همین الان برای به دست آوردن آرزوهایتان تلاش کنید،
لینک های مرتبط :
دکتر بهرام جاویدی نژاد
جمعه 16 شهریور 1397
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

تاریخ روز